پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ بر اساس گزارش اختصاصی رویترز در ۴ اوت ۲۰۲۶، لاکهید مارتین برای تأمین اسکاندیم با شرکت NioCorp Developments و برای تأمین ژرمانیوم با Teck Resources و 5N Plus مذاکره میکند. این دو ماده به دلیل کاربرد در صنایع هوافضا، سامانههای اپتیکی، حسگرهای فروسرخ و تجهیزات پیشرفته دفاعی، از مواد راهبردی در زنجیره صنایع دفاعی آمریکا محسوب میشوند.
اسکاندیم در کانون توجه لاکهید
مهمترین بخش این مذاکرات به اسکاندیم مربوط است و بر اساس گزارش رویترز، NioCorp برای تأمین سالانه حدود ۱۵ تن اسکاندیم مورد نیاز لاکهید مارتین از پروژه معدنی خود در نبراسکا وارد توافق مقدماتی شده است. با توجه به اینکه تقاضای جهانی اسکاندیم حدود ۶۰ تن در سال برآورد میشود، حجم مورد مذاکره لاکهید معادل حدود یکچهارم تقاضای فعلی جهان است. اسناد NioCorp نیز از وجود قراردادهای فروش بلندمدت برای بخشی از تولید آتی این پروژه حکایت دارد؛ عاملی که میتواند ریسک بازار و تأمین مالی پروژههای مواد معدنی حیاتی را کاهش دهد.
اسکاندیم اگرچه در مقایسه با فلزاتی مانند آهن، مس و آلومینیوم بازار بسیار کوچکی دارد، اما افزودن مقادیر محدود آن به آلومینیوم میتواند برخی ویژگیهای آلیاژ را بهبود دهد. به همین دلیل، آلیاژهای آلومینیوم-اسکاندیم در کاربردهای پیشرفته هوافضایی و دفاعی مورد توجه قرار گرفتهاند؛ حوزههایی که کاهش وزن، استحکام و قابلیت اطمینان مواد اهمیت بالایی دارد. با این حال، گزارش رویترز تأکید نمیکند که تمام اسکاندیم مورد مذاکره مستقیما در جنگنده F-35 مصرف خواهد شد و اهمیت این قرارداد باید در سطح گستردهتر زنجیره فناوریهای دفاعی و هوافضایی آمریکا ارزیابی شود.
در جبهه دیگر، لاکهید مارتین به دنبال منابع مطمئنتر برای ژرمانیوم است. مذاکرات با Teck Resources و 5N Plus در شرایطی انجام میشود که ژرمانیوم به دلیل کاربرد در فناوریهای اپتیکی، سامانههای فروسرخ و برخی تجهیزات پیشرفته نظامی، جایگاه حساسی در زنجیره تأمین دفاعی دارد. قیمت و مدت قرارداد از جمله موضوعات مهم این مذاکرات عنوان شده است؛ مسئلهای که نشان میدهد تأمین غیرچینی مواد معدنی حیاتی الزاما ارزانترین گزینه برای صنایع آمریکایی نیست.
تلاش برای کاهش وابستگی به چین
این تحولات بخشی از سیاست گستردهتر دولت ترامپ برای کاهش ریسک وابستگی صنایع دفاعی آمریکا به چین است. واشنگتن در سالهای اخیر بر توسعه منابع داخلی، افزایش ظرفیت فرآوری و ایجاد قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان مواد معدنی حیاتی تأکید کرده است. لاکهید مارتین نیز در گزارش سالانه ۲۰۲۵ خود، تأمین مواد معدنی و آهنرباهای عناصر نادر خاکی از منابع امن و منطبق با الزامات قانونی را از چالشهای زنجیره تأمین دانسته و بر حرکت به سمت منابع امنتر تأکید کرده است.
اهمیت این رویکرد در آن است که شرکتهای دفاعی دیگر صرفاً مصرفکننده نهایی مواد معدنی نیستند. قراردادهای بلندمدت آنها میتواند تقاضای تضمینشده ایجاد کند و یک پروژه معدنی را از نظر بازار و تأمین مالی تقویت کند؛ بهویژه در بازارهایی مانند اسکاندیم که اندازه بازار جهانی محدود است.
به این ترتیب، مدل جدید زنجیره تأمین از ذخیره معدنی تا استخراج، فرآوری، تولید ماده پیشرفته و مصرفکننده راهبردی امتداد مییابد. در این ساختار، مزیت معدنی تنها به داشتن ذخایر وابسته نیست، بلکه فناوری فرآوری، سرمایهگذاری، بازار تضمینشده و دسترسی به صنایع پاییندستی نیز بخشی از قدرت راهبردی محسوب میشود.
اقدام لاکهید مارتین را از همین منظر باید فراتر از یک مذاکره تجاری دید. رقابت بر سر اسکاندیم و ژرمانیوم نشان میدهد معدن در حال تبدیلشدن به بخشی از معماری امنیت ملی آمریکا است؛ جایی که قرارداد خرید یک شرکت دفاعی میتواند به محرک توسعه معدن تبدیل شود و سیاست معدنی مستقیما در خدمت تابآوری زنجیره تأمین و امنیت دفاعی قرار گیرد.
نظر شما