الزامات خروج از اقتصاد گلوگاهی
مصطفی مصری پور
چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۳

سوگیری به سوی جنوب تقدیر جغرافیا نیست، بلکه انتخابی راهبردی است—انتخابی که کم‌کم به نقطه‌ضعف بدل شده است. ایران سنگ، مواد خام و سوخت صادر می‌کند: کالاهایی حجیم با حاشیه سود اندک که به مقیاس متکی‌اند اما قدرت چندانی برای تعیین قیمت ندارند. در سوی دیگر، واردات از مسیر گران‌قیمت هوایی انجام می‌شود. حدود ۳۴ درصد از ارزش کل واردات از راه هوا وارد کشور می‌شود؛ مسیری که سهم ناچیزی در تناژ دارد، اما شریان حیاتی فناوری را حمل می‌کند: ماشین‌آلات، تجهیزات الکترونیکی و مواد اولیه دارویی. این عدم تقارن حاصل قواعد بازار جهانی نیست؛ بازتاب اقتصادی است که حجم را با ارزش افزوده اشتباه گرفته است.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ ساختار لجستیک و تجارت خارجی یک کشور، صرفاً شبکه‌ای از جاده‌ها و بنادر نیست، بلکه نمودار دقیقی از استراتژی رقابتی و جایگاه آن در زنجیره ارزش جهانی است. بررسی جریان صادرات و واردات ایران نشان می‌دهد که اقتصاد کشور در یک پارادوکس تناژ و ارزش گرفتار شده است؛ جایی که حجم عظیمی از مواد خام و کالاهای پایه با ارزش‌افزوده پایین از طریق شریان‌های محدود صادر می‌شود و در مقابل، کالاهای استراتژیک و حیاتی با هزینه‌های مبادلاتی بالا به کشور بازمی‌گردد.

این ساختار، از منظر مزیت رقابتی، وابستگی شدید به اقتصاد مقیاس، تمرکز بر زیرساخت‌های بندری و آسیب‌پذیری بالا در برابر نوسانات ژئواکونومیک زنجیره تامین دارد که این اشکال در زمان جنگ رمضان به صورت کاملا واضحی خود را نشان داد.

جاذبه سنگین جنوب: عدم تقارن در وزن و ارزش

داده‌های گمرکی تصویری روشن از تمرکز شدید زیرساختی ارائه می‌دهند. از مجموع ۱۶۳.۷ میلیون تن تجارت خارجی (۱۳۰.۵ میلیون تن صادرات در برابر ۳۳.۲ میلیون تن واردات)، بنادر حاشیه خلیج فارس، دریای عمان و چابهار با عبور دادن بیش از ۱۰۷ میلیون تن کالا، ۶۶ درصد از کل بار فیزیکی تجارت کشور را به دوش می‌کشند. این تمرکز وزنی در مرزهای آبی جنوب، یادآور ساختار سنتی اقتصادهایی است که حیاتشان به دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد برای جابجایی فله‌ای گره خورده است.

اما وقتی از لنز ارزش به این جریان نگاه می‌کنیم، تصویر تغییر می‌کند. سهم ارزشی گمرکات جنوب از کل تجارت ۹۴ میلیارد دلاری کشور، تنها ۵۲.۱ درصد (۴۹ میلیارد دلار) است. این شکاف معنادار میان سهم وزنی (۶۶٪) و سهم ارزشی (۵۲٪) نشان‌دهنده ماهیت کالاهای مبادله شده در این مسیر است: صادرات با تناژ بالا و ارزش پایین (مانند محصولات معدنی، فولاد پایه و سوخت‌ها) و وارداتی که اگرچه وزن کمتری دارند، اما ارزش‌بر هستند.

نکته قابل تامل، نقش پررنگ مرزهای هوایی در واردات است که با اختصاص ۳۴ درصد از کل ارزش واردات (۱۶.۶ میلیارد دلار) به خود، نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از نیازهای تکنولوژیک و حیاتی کشور از مسیرهای سریع، گران‌قیمت و کم‌حجم تامین می‌شود.

نقش تعیین کننده امارات متحده عربی

در استراتژی رقابتی، قدرت چانه‌زنی واسطه‌ها می‌تواند سودآوری کل صنعت را ببلعد. نقش امارات به عنوان «هاب لجستیک مالی و تجاری مجدد» دقیقاً چنین وضعیتی را برای تجارت ایران رقم زده است.

امارات مقصد بیش از ۱۳ درصد از کل صادرات ایران (۶ میلیارد دلار) و مبدا بیش از ۲۰ درصد از کل واردات (۹.۹۶ میلیارد دلار) است. نگاهی به ترکیب این سبد تجاری، جایگاه ایران را در انتهای زنجیره ارزش نمایان می‌کند. بیش از ۸۰ درصد صادرات ایران به امارات را محصولات اولیه و نیمه‌خام تشکیل می‌دهند (سوخت‌های فسیلی ۵۶٪، مس ۱۵٪، آهن و فولاد ۹٪). در مقابل، سبد وارداتی از امارات مملو از کالاهای سرمایه‌ای، ماشین‌آلات (۱۹٪)، تجهیزات الکتریکی (۲۴٪) و حتی امنیت غذایی شامل غلات (۱۶٪) است.

این رابطه یک‌طرفه نیست؛ ۹۸ درصد وزن تجارت دریایی ایران با چین و ۸۷ درصد با امارات، از طریق خلیج فارس انجام می‌شود. امارات عملاً به یک «گلوگاه استراتژیک» تبدیل شده است که با استفاده از ضعف ناوگان تجاری و محدودیت‌های بین‌المللی ایران، مواد خام را دریافت کرده و با ترکیب خدمات مالی و لجستیکی، نقش واسطه بی‌بدیل را بازی می‌کند. این مدل، مزیت رقابتی صادرات ایران را به شدت کاهش داده و هزینه تمام‌شده واردات را بالا برده است.

مسیرهای پشتیبان و هزینه اصطکاک

هنگامی که یک سیستم لجستیک با محدودیت‌های دریایی مواجه می‌شود، واکنش طبیعی بازار، یافتن مسیرهای جایگزین است. پیدایش ۶ مسیر پشتیبان جدید نشان‌دهنده تلاش برای حفظ جریان خون در اقتصاد است، اما این تنوع‌بخشی به قیمت افزایش شدید هزینه‌های مبادلاتی تمام شده است.

در بحبوحه جنگ رمضان و اختلال در عبور کشتی ها از تنگه هرمز، 6 مسیر پشتیبانی لجستیکی در منطقه، پررنگ تر شدند؛ این کریدورها اگرچه از منظر تئوری تاب‌آوری، خطر توقف کامل تجارت را کاهش می‌دهند، اما از منظر منطق عملیاتی، پرهزینه هستند. حمل و نقل چندوجهی و ترانزیت از کشورهای ثالث (آن هم برای کالاهایی که ۹۸ درصدشان قبلاً مستقیماً از طریق دریا می‌آمدند)، زمان رسیدن کالا به بازار را به شدت افزایش داده و حاشیه سود صادرکننده ایرانی را می‌بلعد.

الزامات خروج از اقتصاد گلوگاهی

نیازهای لجستیک پایدار

لجستیک ایران در حال حاضر نه بر اساس بهینه‌سازی مزیت رقابتی، بلکه بر مبنای مدیریت بحران و دور زدن موانع طراحی شده است. تسلط بلامنازع مسیرهای جنوبی بر تناژ فیزیکی و وابستگی حیاتی به هاب امارات برای تامین کالاهای تکنولوژیک و ماشین‌آلات (که خود موتور محرک صنایع سنگینی چون فولاد و پتروشیمی هستند)، یک آسیب‌پذیری ساختاری ایجاد کرده است.

برای عبور از این تله لجستیکی، تغییر پارادایم از صادرات فله‌محور به سمت توسعه محصولات با ارزش‌افزوده بالاتر (که هزینه حمل و نقل در آن‌ها سهم کمتری از قیمت نهایی دارد) و سرمایه‌گذاری استراتژیک در زیرساخت‌های ترکیبی (به ویژه تقویت نقش ترانزیتی کریدورهای زمینی مانند مرزهای شمالی و ترکیه که فعلاً سهم حاشیه‌ای دارند)، تنها مسیر ارتقای جایگاه در زنجیره ارزش منطقه‌ای خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای اقتصاد

یادداشت

تازه‌ترین‌ها اقتصاد

ویدیوی صفحه

دیدگاه