صادرات به چین

  • الزامات خروج از اقتصاد گلوگاهی

    معمای لجستیک ایران در تقاطع وابستگی و تنوع‌بخشیِ؛

    الزامات خروج از اقتصاد گلوگاهی

    سوگیری به سوی جنوب تقدیر جغرافیا نیست، بلکه انتخابی راهبردی است—انتخابی که کم‌کم به نقطه‌ضعف بدل شده است. ایران سنگ، مواد خام و سوخت صادر می‌کند: کالاهایی حجیم با حاشیه سود اندک که به مقیاس متکی‌اند اما قدرت چندانی برای تعیین قیمت ندارند. در سوی دیگر، واردات از مسیر گران‌قیمت هوایی انجام می‌شود. حدود ۳۴ درصد از ارزش کل واردات از راه هوا وارد کشور می‌شود؛ مسیری که سهم ناچیزی در تناژ دارد، اما شریان حیاتی فناوری را حمل می‌کند: ماشین‌آلات، تجهیزات الکترونیکی و مواد اولیه دارویی. این عدم تقارن حاصل قواعد بازار جهانی نیست؛ بازتاب اقتصادی است که حجم را با ارزش افزوده اشتباه گرفته است.

  • عبور از حمل و نقل تک مسیره

    اکوسیستم یکپارچه لجستیک، زیربنای تجارت پایدار ایران و چین؛

    عبور از حمل و نقل تک مسیره

    در زنجیره‌ی ارزش جهانی، لجستیک میان ایران و چین چیزی فراتر از جابه‌جایی کالاست؛ این عرصه‌ی تقابل اقتصاد مقیاس با ریسک‌های ژئوپلیتیک است. مسیر جنوبی اگرچه از نظر ظرفیت و هزینه بی‌نظیر است، اما وابستگی به خلیج‌فارس آن را به شدت آسیب‌پذیر می‌کند. کریدور میانی و مسیرهای ریلی شمال، هرچند تنوع‌بخشی راهبردی را ممکن می‌سازند، اما با هزینه‌های بالاتر و اصطکاک مرزهای متعدد همراه‌اند. راه حل در گرو گذار از یک مسیر واحد به اکوسیستمی یکپارچه است: دیجیتالی‌سازی گمرک، نوسازی ناوگان، توسعه‌ی پایانه‌های چندوجهی و سازوکارهای مالی مقاوم در برابر تحریم. برنده‌ی نهایی در این رقابت، آن‌کس نیست که جاده‌های بیشتری دارد، بلکه کسی است که هزینه‌های پنهان مرزی را کاهش داده و سرعت و امنیت را با هم تلفیق کند.