به گزارش ایراسین، در اوایل ماه جاری، رهبران اتحادیه اروپا توافق کردند تا با اجرای سیاست «خرید اروپایی» از بخشهای استراتژیک صنعت این بلوک محافظت کنند؛ اما این اقدام در حالی انجام میشود که ریسک نادیده گرفتن بخش حیاتی مواد معدنی که جایگاه اروپا در اقتصاد جهانی را زیربنایی میکند، وجود دارد.
هنگامی که اکثر افراد از «بخشهای استراتژیک» صحبت میکنند، معمولاً خطوط تولید خودرو و کورههای فولادسازی به ذهن آنها میآید. با این حال، هر محصولی با مواد اولیه آغاز میشود. هر کسی که بر مواد اولیه کنترل داشته باشد، بر اولین حلقه زنجیره تسلط دارد و در نتیجه بر زنجیرههای تأمین، قیمتها، تداوم صنعتی و در نهایت، حاکمیت اقتصادی تأثیر میگذارد.
اگر اروپا خواهان یک استراتژی صنعتی جدی است، نمیتواند تنها بر محصولات نهایی تمرکز کند. این اتحادیه باید به صورت عمودی فکر کند؛ از زمینشناسی تا پردازش، از پالایش تا قطعات، از تولید تا ذخایر استراتژیک. این همان «تابآوری با طراحی» است. بدون آن، اروپا به صورت ساختاری آسیبپذیر باقی میماند و در معرض تصمیمات ابرقدرتهایی که بر تأمین بالادستی کنترل دارند، قرار خواهد گرفت.
واقعیت ژئوپلیتیک جدید در سال ۲۰۲۶
دهه ۱۹۹۰ با عنوان «پایان تاریخ» توصیف میشد؛ عبارتی که فرانسیس فوکویاما برای بیان باور به جهانی که مرزهایش در حال محو شدن است، ابداع کرد. اما در سال ۲۰۲۶، مرزها همچنان به شدت پابرجا هستند و اروپا در میان دو مرکز قدرت رقیب قرار گرفته است. چین عنوان «کارگاه جهان» را که متعلق به بریتانیای قرن ۱۸ بود، به ارث برده و پایگاه تولیدی بیرقیبی از نظر مقیاس و هزینه دارد. ایالات متحده نیز در سرمایهگذاری و نوآوری تکنولوژیک در مقیاسی مشابه و بیهمتا پیشرو است.
هر دو ابرقدرت اکنون درک کردهاند که صنعت از دروازه کارخانه آغاز نمیشود. چین دهههاست که به صورت عمودی فکر میکند و با تضمین حقوق معدن، ساخت ظرفیت پالایش، قفل کردن قراردادهای خرید و شکل دادن به کل اکوسیستمهای تأمین، عمل میکند. ایالات متحده نیز از این واقعیت بیدار شده و اقداماتی انجام میدهد که باید برای اروپا هشدارآمیز باشد.
چالشهای عصر هوش مصنوعی و سکوت رهبران اروپا
همانطور که جهان وارد عصری با محوریت هوش مصنوعی میشود که به تولید پیشرفته در مقیاسی بیسابقه نیاز دارد، اروپا باید نقش خود را تعریف کند. برنامه «خرید اروپایی» به درستی نیاز به حفظ و تقویت پایگاه تولید باکیفیت ما را تشخیص میدهد. با وجود فشارهای خارجی روزافزون، اروپا همچنان چیزها را به طرز استثناییایی میسازد. اما مواد اولیه مورد نیاز برای ساخت این کالاها چطور؟ بیانیههای آخرین نشست اتحادیه اروپا تقریباً کاملاً بر محصولات نهایی متمرکز بودند. رهبران نسبت به تعطیلی کارخانهها و کاهش سرمایهگذاری که منجر به یک «بحران وجودی» میشود، هشدار دادند، اما درباره مواد معدنی حیاتی سخنی نگفتند.
این سکوت به طور فزایندهای غیرقابل دفاع است. ایالات متحده صندوق «DFC» را برای تأمین مالی زنجیرههای تأمین امن و حمایت از پروژههای استراتژیک در سراسر زنجیره ارزش راهاندازی کرده است تا دسترسی به مواد معدنی که زیربنای تولید پیشرفته، دفاع، امنیت انرژی و رهبری تکنولوژیک هستند، تضمین شود.
این کشور همچنین حرکات استراتژیک مستقیمی انجام میدهد. در فوریه ۲۰۲۶، «کنسرسیوم مواد معدنی حیاتی اوریون» که مورد حمایت آمریکا است و شرکت «توسعه مالی بینالمللی ایالات متحده» و «ADQ» ابوظبی از آن پشتیبانی میکنند، توافق کرد تا ۴۰ درصد از سهام شرکتهای «موتاندا ماینینگ» و «کاموتو کوپر» متعلق به «گلنکور» در جمهوری دموکراتیک کنگو را acquire کند. این توافق با ارزشی حدود ۹ میلیارد دلار، نمونهای عینی از استراتژی در عمل است؛ استراتژیای که میپذیرد مواد معدنی در پایه زنجیره ارزش، اهرمهایی برای قدرت ملی هستند.
پتانسیل پنهان زیر خاک اروپا
اروپا نیز منابع قابل توجهی در زیر خاک خود دارد. چشمانداز ۲۰۲۵ آژانس بینالمللی انرژی (IEA) ارزش این بخش را نزدیک به ۳۰ میلیارد یورو (۳۵ میلیارد دلار) ارزیابی کرده است، در حالی که کمیسیون اروپا پتانسیل آن را چند برابر این رقم تخمین میزند.
با این حال، بسیاری فرض میکنند که مواد معدنی حیاتی حوزه چین و آمریکا هستند. توجه اغلب بر شتاب برای کسب امتیازات در آفریقای جنوب صحرا متمرکز است و اروپا به عنوان موضوعی در حاشیه در نظر گرفته میشود. این فرض غلط است و خطر دارد سیاستها را به مسیری کوتاهبینانه سوق دهد.
برتری معدنی و مواد حیاتی برای آینده
اروپا میتواند مس، لیتیوم، آلومینای خلوص بالا، فسفات و تیتانیوم را در مقیاس قابل توجهی استخراج یا پالایش کند. هر یک از این مواد برای گذار صنعتی که هماکنون در جریان است، ضروری هستند. مقیاسگذاری انرژیهای تجدیدپذیر برای دستیابی به اهداف جاهطلبانه اقلیمی به مقادیر عظیمی از این مواد نیاز خواهد داشت. همین اتفاق در مورد شتابگیری انتقال به خودروهای الکتریکی رخ خواهد داد. فسفات از طریق کودها زیربنای امنیت غذایی است و از تولید دفاعی پشتیبانی میکند. تیتانیوم برای دفاع و هوافضا همچنان ضروری باقی میماند. این مواد معدنی چشمانداز اقتصادی و استراتژیک دهههای آینده را شکل خواهند داد.
مواد معدنی حیاتی ممکن است برای عموم مردم تا حد زیادی نامرئی باشند، اما نقش فزایندهای در زندگی روزمره و رفاه آینده ایفا خواهند کرد. منبع تأمین آنها، نحوه حملونقل و هزینهای که برای آنها میپردازیم، سالها طول میکشد که به عنوان سوالات باز باقی بمانند.
اتحادیه اروپا باید رهبران خود را دوباره به میز مذاکره بازگرداند و رویکرد «خرید اروپایی» را بهروزرسانی کند. استراتژیای که تنها بر تولید متمرکز باشد، تنها بخشی از تصویر را میبیند. ادغام مواد معدنی حیاتی، پایههای اروپا را در حالی که در میان دو غول ایالات متحده و چین مسیر خود را طی میکند، محکمتر خواهد کرد.
نظر شما