سلطه نقره بر اقتصاد جهان چگونه تثبیت شد؟

جغرافیای قدرت در امپراتوری فلز سفید

جغرافیای قدرت در امپراتوری فلز سفید
یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۴

نقره، فلزی که هم‌زمان در قلب تاریخ پولی جهان و در موتور فناوری‌های نوین جریان دارد، بازاری را شکل داده که برخلاف تصور، نه پراکنده و سیال، بلکه به‌شدت متمرکز و سلسله‌مراتبی است؛ بازاری که سال‌هاست در اختیار چند بازیگر محدود قرار دارد و از مکزیکِ ابرقدرت تا چین، پرو و لهستان، بر پایه یک منطق مشترک می‌چرخد: سلطه بر تولید جانبی فلزات پایه. این نقشه قدرت، فراتر از یک رتبه‌بندی ساده، حامل درسی راهبردی برای آینده معدن‌کاری کشورهایی است که به‌دنبال سهم‌خواهی هوشمندانه در زنجیره فلزات گران‌بها هستند.

به گزارش ایراسین، رتبه‌بندی جهانی تولیدکنندگان نقره نشان می‌دهد که کوه‌های مکزیک و کارخانه‌های چین چگونه قیمت بازارهای جهانی را تعیین می‌کنند. در تاریخ تمدن بشری، نقره همواره جایگاهی دوگانه داشته است؛ گاهی به‌عنوان پول رایج امپراتوری‌ها در جیب مردم چرخیده و گاهی به‌عنوان فلزی صنعتی، چرخ‌دنده‌های تکنولوژی را به حرکت درآورده است. اگر طلا پادشاه فلزات گران‌بهاست، نقره سرباز پرکار و خستگی‌ناپذیر این میدان است؛ اما برخلاف تصور رایج که منابع معدنی به‌طور تصادفی در جهان توزیع شده‌اند، جغرافیای تولید نقره از نظم و سلسله‌مراتب بسیار سخت و متمرکزی پیروی می‌کند. نقشه تولید نقره برعکس بازارهایی که مدام در حال نوسان و جابه‌جایی قدرت هستند، ثباتی تاریخی دارد و چند بازیگر کلیدی دهه‌هاست که تاج‌وتخت این بازار را در اختیار دارند.

در صدر این هرم قدرت، مکزیک ایستاده است. این کشور نه یک بازیگر معمولی، بلکه ابرقدرت بلامنازع دنیای نقره است که به‌تنهایی حدود یک‌چهارم از عرضه معدنی جهان را تأمین می‌کند. مناطق معدنی تاریخی مانند زاکاتکاس (Zacatecas) و دورانگو، قرن‌هاست که قلب تپنده تولید نقره جهان هستند. دلیل این سلطه تنها زمین‌شناسی نیست؛ بلکه اکوسیستم معدنی بالغ، زیرساخت‌های قوی و هزینه‌های عملیاتی نسبتاً پایین باعث شده تا مکزیک با فاصله‌ای زیاد نسبت به رقبا، جایگاه نخست را حفظ کند.

شکل شماره ۱، این فاصله معنادار را در رتبه‌بندی جهانی به تصویر می‌کشد. همان‌طور که گفته شد و در نمودار نیز پیداست، مکزیک با اختلاف فاحشی در قله قرار دارد. اما در رتبه دوم، چین قرار گرفته است که مدلی کاملاً متفاوت دارد. اگر نقره مکزیک حاصل معادن اختصاصی نقره است، نقره چین عمدتاً محصول جانبی (By-product) استخراج سرب، روی و مس است. چین با تولید سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون اونس و سهم ۱۳ درصدی از بازار جهانی، ثابت کرده است که حتی بدون داشتن معادن نقره خالص، می‌توان با تکیه‌بر حجم عظیم فعالیت‌های معدنی در فلزات پایه، به بازیگر اصلی این بازار تبدیل شد.

در جایگاه سوم، پرو قرار دارد که سهمی نزدیک به چین (در حدود ۱۳ تا ۱۵ درصد) را در اختیار دارد. قدرت پرو ناشی از ذخایر چندفلزی (Polymetallic) در رشته‌کوه‌های آند است. که در آنجا شرکت‌هایی مانند گلنکور و بوئناونتورا، نقره را در کنار مس و روی استخراج می‌کنند. این ویژگی باعث می‌شود که حتی در زمان‌هایی که قیمت نقره پایین است، تولید پرو به دلیل سودآوری فلزات پایه همچنان ادامه یابد و جایگاه این کشور در رتبه‌بندی جهانی تثبیت شود.

نکته جالب در این نقشه‌برداری، حضور لهستان به‌عنوان یک استثنای جغرافیایی در میان غول‌های آمریکای لاتین و آسیاست. لهستان که اغلب به‌عنوان یک تولیدکننده مس شناخته می‌شود، به لطف شرکت KGHM (دومین تولیدکننده بزرگ نقره جهان)، در رتبه‌های بالای جدول جا خوش کرده است. در این کشور، نقره تقریباً به‌طور کامل محصول جانبی معادن مس است، اما حجم تولید به‌قدری بالاست که لهستان را به بزرگ‌ترین تولیدکننده نقره در اروپا تبدیل کرده است.

در لایه‌های بعدی این رتبه‌بندی، بولیوی و شیلی قرار دارند که کمربند نقره آند را تکمیل می‌کنند. شیلی اگرچه پایتخت مس جهان است، اما جریان‌های جانبی نقره از معادن مس غول‌پیکر آن، این کشور را در لیگ برتر نگه داشته است. استرالیا و روسیه نیز با سبدهای تولیدی متنوع، ثبات عرضه جهانی را تضمین می‌کنند.

در سطح شرکتی، شرکت فرسنیلو (Fresnillo) مکزیک همچنان بر تخت پادشاهی تکیه زده است و با تولید ۱۲.۴ میلیون اونس در فصل اول ۲۰۲۵، بزرگ‌ترین تولیدکننده جهان باقی مانده است. پس از آن KGHM لهستان و شرکت‌هایی مانند نیومانت و گلنکور قرار دارند. تمرکز شرکت‌های برتر در آمریکای لاتین (که ۴۵ درصد از تولید ۱۶ شرکت برتر را در اختیار دارند) نشان می‌دهد که این منطقه همچنان انبار نقره جهان است.

این ساختار سلسله‌مراتبی و تمرکز بر «تولید جانبی» در کشورهای پیشرو، درسی استراتژیک و طلایی برای بخش معدن ایران دارد. ایران بر روی کمربند متالوژنی جهانی قرار گرفته و دارای معادن عظیم مس (مانند سرچشمه) و سرب و روی (مانند انگوران) است. درس بزرگ از چین و لهستان این است که برای تبدیل شدن به یک بازیگر مهم در بازار نقره، نیازی نیست که حتماً معادن مستقل نقره داشته باشیم.

ثروت واقعی در «کنسانتره‌های فلزات پایه» نهفته است. بسیاری از معادن مس، سرب و روی ما حاوی مقادیر قابل‌توجهی نقره هستند که یا در فرایند استحصال نادیده گرفته می‌شوند و یا با تکنولوژی‌های قدیمی بازیافت نمی‌شوند. استراتژی هوشمندانه برای صنایع معدنی ما، سرمایه‌گذاری بر روی تکنولوژی‌های پیشرفته تصفیه و پالایش است تا بتوانیم نقره (و حتی طلا) موجود در خاک مس و روی را با راندمان بالا استخراج کنیم. این همان کیمیای صنعتی است که لهستان را به غول نقره اروپا تبدیل کرد و می‌تواند ایران را نیز به هاب تولید فلزات گران‌بها در منطقه تبدیل کند، بدون نیاز به حفر حتی یک معدن جدید.

منابع:

•economyinsights.com

•miningvisuals.com

•investingnews.com

•https://www.google.com/search?q=discoveryalert.com

•investopedia.com



برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای معدن

یادداشت

تازه‌ترین‌ها معدن

ویدیوی صفحه

دیدگاه