نقره، فلزی که همزمان در قلب تاریخ پولی جهان و در موتور فناوریهای نوین جریان دارد، بازاری را شکل داده که برخلاف تصور، نه پراکنده و سیال، بلکه بهشدت متمرکز و سلسلهمراتبی است؛ بازاری که سالهاست در اختیار چند بازیگر محدود قرار دارد و از مکزیکِ ابرقدرت تا چین، پرو و لهستان، بر پایه یک منطق مشترک میچرخد: سلطه بر تولید جانبی فلزات پایه. این نقشه قدرت، فراتر از یک رتبهبندی ساده، حامل درسی راهبردی برای آینده معدنکاری کشورهایی است که بهدنبال سهمخواهی هوشمندانه در زنجیره فلزات گرانبها هستند.