به گزارش ایراسین و به نقل از جهان صنعت، امروز انتقال ناقص و غیرشفاف اطلاعات پایه معدنی فرآیند تحلیل و ارزیابی محدودههای معدنی را با دشواری روبهرو کرده است؛ متاسفانه در بخش معدن میزان قابلتوجهی از اطلاعات اولیه محدودهها دقیق و قابل اعتماد نبوده و در بسیاری از موارد دیده شده که دادههای اعلامی با واقعیت میدانی تطابق ندارند؛ موضوعی که موجب سردرگمی کارشناسان و بیاعتمادی فعالان اقتصادی نسبتبه دادههای رسمی و گلایههای مکرر شده است.
از طرفی کیفیت پایین اطلاعات ارائهشده در مزایدههای استانی نیز تصمیمگیریهای دقیق را دشوار کرده است، تا جایی که دادههای کلی و زمان محدود بررسی باعث شده که شرکتها نتوانند ارزیابی کامل و فنی از محدودهها داشته باشند و درنتیجه گاه وارد پروژههای غیرسودده شوند، درکنار ضعف در راستیآزمایی دادههای پایه و کیفیت پایین اطلاعات موجود، اما افزایش چشمگیر هزینههای اکتشاف نیز مانعی جدی برای فعالیت شرکتهای خصوصی محسوب میشود، براساس اطلاعاتی که موجود است شاهدیم که فعال معدنی برای هرمتر حفاری مغزهگیری باید تا ۸ میلیونتومان هزینه کند؛ این در حالی است که برای دستیابی به نتایج قابلاتکا تا ۲هزارمتر باید حفاری کند؛ رقمی که فشار مالی سنگینی را بر شرکتهای کوچک وارد کرده و ریسک سرمایهگذاری را افزایش داده است؛ در ادامه از دیگر چالشهای مهم بخش معدن بلوکهبودن پهنههای بزرگ معدنی در اختیار نهادهای دولتی و سازمانهایی نظیر ایمیدرو است؛ موضوعی که مانع اصلی مشارکت بخش خصوصی در اکتشاف و توسعه معدن بهشمار میرود، در این زمینه بارها تاکید شده که آزادسازی پهنههای معدنی، ارتقای کیفیت دادهها، شفافسازی فرآیند واگذاری و کاهش هزینههای معدنکاری بهخصوص در بخش اکتشاف میتواند زمینهساز مشارکت واقعی بخش خصوصی و توسعه پایدار در صنعت معدن کشور باشد.
محدودیت سرمایهگذاری
متاسفانه یکیاز بزرگترین مشکلات در حوزه اکتشاف عدم صحت و راستیآزمایی اطلاعات پایه است، برخی محدودهها با ادعاهای بزرگ معرفی میشوند، اما هنگام بازدید و بررسی اطلاعات معرفیشده تایید نمیشوند؛ مسالهای که باعث سردرگمی کارشناسان درمیان دادههای موجود میشود. مشکل دیگری که وجود دارد ضعف در انتقال صحیح و کامل اطلاعات پایه معدنی در کشور است. این مساله باعث میشود کارشناسان در تحلیل و ارزیابی محدودهها با مشکلات جدی روبهرو شوند.
گفته میشود در بسیاری از مزایدههای استانی اطلاعات ارائهشده برای محدودهها بسیار کلی و غیرشفاف است، این مساله باعث میشود شرکتها درمدتزمان کوتاه نتوانند اطلاعات دقیق و لازم را جمعآوری و ارزیابی کنند. شرکتها معمولاً تنها چندروز فرصت دارند تا تعداد زیادی محدوده را بازدید، بررسی و گزارش کنند.
این امر عملاً غیرممکن است و منجربه تصمیمگیریهای نادرست و ورود به پروژههای غیرمطلوب میشود؛ بهطورمثال در برخی استانها مانند استان مرکزی استعلامهای محیطزیستی و منابع طبیعی قبل از مزایده گرفته شده که این امر موجب کاهش ریسک و پیچیدگی در فرآیند واگذاری شده است. این اقدام قابل تقدیر است و امیدواریم سایر استانها نیز این روند را دنبال کنند.
مورد دیگری که در بخش معدن چشمگیر بوده، اما این است که متاسفانه هزینههای اکتشاف بهشدت افزایش یافته است. بهعنوانمثال قیمت یکمتر حفاری مغزهگیری بین ۶تا۸میلیونتومان است، این درحالی است که برای رسیدن به نتایج قابل قبول باید حداقلهزار تا ۲ هزارمتر حفاری انجام شود که هزینههای هنگفتی را به شرکتهای خصوصی تحمیل میکند، باتوجه به هزینههای بالای اکتشاف شرکتهای خصوصی توان ریسکپذیری برای تمامی محدودهها را ندارند؛ بنابراین بسیاری از فرصتهای اکتشافی که پتانسیل مناسبی دارند به دلیل هزینهها و ریسکهای مالی نادیده گرفته میشوند. در این خصوص اما کارشناسان باور دارند که باید از روشهای نوین و تکنولوژیهای جدید بهره برد ولی مساله این است که باوجود ورود روشها و تکنولوژیهای نوین به عرصه معدن بهدلیل نوپابودن این تکنولوژیها اعتماد به آنها هنوز پایین بوده و درنتیجه شرکتها ترجیح میدهند با روشهای سنتی کار کنند.
جذابیت معادن در دنیا
در دهههای اخیر اهمیت موادمعدنی استراتژیک و حیاتی در سطح جهانی بهطور چشمگیری افزایش یافته است، این مواد نقشی تعیینکننده در توسعه فناوریهای نوین ازجمله خودروهای برقی، باتریهای پیشرفته، صنایع هوا فضا، انرژیهای تجدیدپذیر و تجهیزات الکترونیکی (ICT) دارند؛ وابستگی اقتصادها و صنایع پیشرفته به این منابع موجب شده که کمبود یا انحصار آنها تهدیدی جدی برای امنیت اقتصادی و سیاسی کشورها بهشمار رود. تحقیقات آینده در زمینه اکتشاف مواد معدنی استراتژیک و حیاتی باید بر ادغام فناوریهای پیشرفته با شیوههای پایدار تاکید داشته باشد. رویکردهای نوین علوم زمین ازجمله هوش مصنوعی، تصویربرداری فراطیفی و ژئوفیزیک پیشرفته میتوانند شناسایی ذخایر پنهان را تاحد زیادی افزایش دهند. تحقیقات در مورد بازیابی همزمان عناصر حیاتی از عملیات و باطلههای معدنی موجود(مثلاً بازیابی عناصر خاکی کمیاب از فسفاتها) و استراتژیهای جایگزینی که ممکن است وابستگی به مواد معدنی کمیاب را کاهش دهند نیز مورد نیاز است. درنهایت تحقیقات در مورد ریسک ژئوپلیتیکی، تابآوری زنجیره تامین و پیشبینی تقاضای بلندمدت در هدایت استراتژیهای ملی و بینالمللی برای تامین مواد معدنی حیاتی در یک اقتصاد جهانی که بهسرعت در حال تحول بوده حیاتی خواهد بود. از اینرو اکتشاف و بهرهبرداری هوشمندانه از این منابع نیازمند رویکردی آیندهنگر است. آیندهپژوهی با تمرکز بر سناریوسازی، تحلیل روندها و بهرهگیری از فناوریهای نوین بهعنوان ابزاری کلیدی در مدیریت منابع معدنی شناخته میشود.
نقش ضعیف بخش خصوصی
یکی از اصلیترین چالشها اما عدم دسترسی بخش خصوصی به محدودههای مستعد است، بخش عمدهای از محدودههای معدنی کشور در اختیار سازمانهای دولتی، منابع طبیعی و سازمانهای دولتی مانند ایمیدرو است و بهآسانی آزاد نمیشود. بسیاری از پهنههای معدنی بهصورت بلوکهشده دراختیار شرکتهای بزرگ دولتی است و بخش خصوصی امکان فعالیت و اکتشاف در این محدودهها را ندارد. این مساله باعث شده که بخش خصوصی نتواند نقش موثری در توسعه معدن کشور ایفا کند. این درحالی است که بخش خصوصی در زمینه معدن و اکتشاف جایگاه مهمی دارد، اما در عمل این جایگاه بهدلیل موانع متعدد بسیار محدود است. حال تاکید میشود که دولت و سازمانهای ذیربط باید با آزادسازی پهنههای معدنی، بهبود فرآیند واگذاری محدودهها، افزایش کیفیت اطلاعات و کاهش هزینههای اکتشاف فرصتهای واقعی برای بخش خصوصی فراهم کنند؛ اقداماتی که به رشد و توسعه پایدار صنعت معدن کشور کمک شایانی خواهد کرد.
نظر شما