به گزارش ایراسین، در سالهای اخیر، بازار جهانی گاز طبیعی شاهد یک تحول ساختاری مهم به رهبری ایالات متحده بوده است؛ افزایش چشمگیر ظرفیت صادرات LNG آمریکا، یک موازنه جدید در عرضه جهانی ایجاد کرده است، این جهش در صادرات، اهرمهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی قابل توجهی را برای واشنگتن به ارمغان آورده، اما همزمان تبعاتی داخلی نیز به همراه داشته است؛ این تحول جهانی، نقش گاز طبیعی مایعشده (LNG) را به عنوان یک حامل انرژی حیاتی در تامین امنیت انرژی کشورها، به ویژه در اروپا و آسیا، برجسته کرده است، ایالات متحده با بهرهگیری از انقلاب شیل (Revolution Shale)، توانسته است به سرعت ظرفیت تولید و فرآوری خود را افزایش داده و به یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG تبدیل شود، این گزارش به تحلیل مسیر توسعه صادرات LNG ایران در مقایسه با این الگوی جهانی و چالشهای ساختاری و بینالمللی پیش روی کشور میپردازد. هدف، ارزیابی واقعبینانه پتانسیل ایران در افق ۱۴۲۵ شمسی (تقریباً ۲۰۳۰ میلادی) در سایه این تغییرات دینامیک جهانی است.
مزایای استراتژیک صادرات LNG آمریکا
رشد صادرات LNG آمریکا نتیجه مستقیم دهها سال سرمایهگذاری در فناوریهای حفاری افقی و شکست هیدرولیکی (Fracking) است که منجر به دسترسی به منابع عظیم گاز شیل شد، این امر آمریکا را از یک مصرف کننده اصلی گاز طبیعی به یک قدرت بزرگ در صادرات انرژی تبدیل کرده است که برای آمریکا مزایای استراتژیکی همچون؛ تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی، صادرات LNG به آمریکا امکان میدهد تا به عنوان یک تأمین کننده قابل اتکا برای متحدان خود، به ویژه پس از بحران انرژی اروپا، نقش آفرینی کند، این امر وابستگی انرژی اروپا به روسیه را کاهش داده و نفوذ سیاسی آمریکا را در مناطق کلیدی تقویت کرده است؛ جذابیت سرمایهگذاری، ظرفیتهای عظیم صادراتی، جذابیت سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی مرتبط، از جمله خطوط لوله جدید، پایانههای مایعسازی و تأسیسات ذخیرهسازی، را افزایش داده است؛ این امر به رشد اقتصادی در مناطق تولیدکننده گاز کمک کرده است؛ تنوعبخشی به سبد صادراتی، گاز طبیعی مایع شده به آمریکا اجازه میدهد تا علاوه بر بازارهای سنتی، در بازارهای جدید و با پتانسیل رشدبالا در آسیا نیز حضور یابد.
فشارهای داخلی و چالشهای مدیریت عرضه
رشد صادرات LNG آمریکا بدون چالش نبوده است؛ وزیر انرژی آمریکا، جنیفر گرانهولم و سایر مقامات، نسبت به اثرات این صادرات بر بازار داخلی ابراز نگرانی کردهاند؛
الف) فشار بر قیمتهای داخلی، افزایش تقاضای جهانی برای LNG باعث افزایش قیمت گاز طبیعی در بازار داخلی آمریکا شده است، این امر به طور مستقیم بر هزینههای تولید برق، گرمایش خانگی و صنایع مصرف کننده انرژی سنگین، مانند تولیدکنندگان کود و پتروشیمی تأثیر میگذارد، فرمول رقابت بین بازار داخلی و صادراتی، یک معادله پیچیده برای سیاستگذاران آمریکایی ایجاد کرده است.
ب) مدیریت ذخایر و امنیت انرژی، موجودی گاز در ذخیرهگاههای زیرزمینی در ایالات متحده، اگرچه قابل توجه است، اما نسبت به ظرفیت تقاضا و صادرات، ممکن است در شرایط اوج مصرف، مانند زمستانهای سرد، چالش برانگیز باشد؛ نوسانات قیمتی ناشی از این عدم تعادل، یک ریسک جدی برای مصرف کنندگان داخلی محسوب میشود.
ج) ملاحظات زیست محیطی، توسعه بیرویه پروژههای صادراتی LNG، اگرچه از نظر اقتصادی سودآور است، اما نگرانیهایی را در مورد افزایش انتشار گازهای گلخانهای و اثرات زیست محیطی ناشی از استخراج و فرآوری گاز شیل به همراه داشته است، الگوی ایالات متحده نشان میدهد که دستیابی به موفقیت در بازار LNG نیازمند یک تعادل دقیق بین اهداف اقتصادی صادراتی و نیازهای امنیت انرژی و پایداری قیمتهای داخلی است، این تعادل به طور خاص در بازارهای توسعهیافته که زیرساختهای مالی و نظارتی قوی دارند، امکانپذیر است.

چالشهای ساختاری ایران در توسعه صادرات LNG
در مقابل موفقیت چشمگیر آمریکا، دستیابی ایران به سطوح مشابه صادرات LNG با موانع بنیادینی روبهروست که تحقق آن را در کوتاه مدت و میان مدت دشوار میسازد، ایران دارای دومین ذخایر گازی اثبات شده جهان است، اما این پتانسیل عظیم به دلیل چالشهای زیرساختی، فنی و بینالمللی، هنوز به طور کامل عملیاتی نشده است.
زیرساخت و سرمایهگذاری؛ چالش اساسی تکنولوژیک و مالی
توسعه ظرفیت صادرات LNG فرآیندی بسیار پیچیده، طولانی مدت و فوقالعاده سرمایهبر است. احداث یک واحد مایعسازی (Train) به تنهایی نیازمند سرمایهگذاری چند میلیارد دلاری و زمانبندی حداقل ۵ تا ۷ ساله است.
فناوری پیشرفته؛ واحدهای مدرن LNG از تکنولوژیهای پیچیدهای برای فرآیندهای پیش سردایش، جداسازی و مایعسازی استفاده میکنند، این فناوریها اغلب تحت انحصار شرکتهای بزرگ بینالمللی مانند شرکتهای مهندسی و ساختمانی Engineering )EPC, Construction and ,Procurement )چندملیتی هستند؛ ایران برای رقابت در این حوزه نیازمند انتقال یا توسعه بومی این دانش فنی بسیار تخصصی است.
کمبود ظرفیت فعلی؛ ظرفیت تولید LNG ایران بسیار محدود است؛ پروژه LNG ایران که عمدتاً در فازهای اولیه یا متوقف شده قرار دارد، نشاندهنده تأخیرهای ساختاری طولانیمدت است، ساخت واحدهای جدید، نیازمند جذب سرمایههای عظیم بینالمللی است که بدون رفع موانع، امری دشوار خواهد بود.
محدودیتهای بینالمللی و تحریمها
بزرگترین مانع پیش روی توسعه صادرات LNG ایران، تحریمهای اقتصادی گستردهای است که توسط ایالات متحده و متحدانش اعمال شده است، دسترسی به منابع مالی: تحریمها دسترسی ایران به سیستم مالی بینالمللی (مانند سوئیفت) و منابع مالی غربی را مسدود کردهاند، این امر مانع بزرگی برای جذب سرمایههای لازم برای پروژههای چند میلیارد دلاری LNG است.
انتقال فناوری و تجهیزات: شرکتهای بینالمللی ارائهدهنده فناوریهای مایعسازی، به دلیل ریسک تحریم و جریمههای سنگین، تمایلی به همکاری مستقیم با پروژههای انرژی ایران ندارند، این امر ایران را ناچار به جستجوی راهحلهای جایگزین (اغلب پرهزینهتر و زمانبرتر) یا اتکا به مشارکتهای محدود با کشورهای خاص مانند چین میکند.
رقابت شدید بازار و ملاحظات لجستیکی
بازار جهانی LNG یک بازار بسیار رقابتی است که تحت سلطه بازیگران تثبیت شده مانند قطر، آمریکا، استرالیا و اخیراً روسیه قرار دارد.
تسلط رقبا: بازیگران اصلی دارای قراردادهای بلندمدت، لجستیک پیشرفته (ناوگانهای حمل و نقل LNG )و دسترسی به بازارهای با ثبات هستند، ایران برای ورود به این بازار نیازمند توانایی رقابت قیمتی است، که بدون دسترسی به مقیاس اقتصادی (Economy Scale of )دشوار است.
مسائل اعتباری و بیمه: شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران بینالمللی به دلیل ریسکهای ناشی از تحریمها، معمولاً از حمل و نقل محمولههای مرتبط با ایران اجتناب میکنند یا حق بیمه بسیار بالایی مطالبه میکنند که هزینههای صادراتی ایران را به شدت افزایش میدهد.
پیشبینی سناریویی صادرات LNG ایران تا ۱۴۲۵/۲۰۳۰
با در نظر گرفتن منابع عظیم گاز طبیعی ایران که یکی از بزرگترین داراییهای کشور محسوب میشود، دستیابی به صادرات LNG یک هدف استراتژیک جذاب باقی میماند؛ با این حال، واقعبینی حکم میکند که اهداف در مقیاس جهانی باید در پرتو محدودیتهای فوق تعدیل شوند، برای تحلیل افق ۱۴۲۵( حدود ۷ سال آینده)، دو سناریوی اصلی را میتوان ترسیم کرد؛ سناریوی محتاطانه، ادامه وضعیت فعلی و پیشرفتهای کند در این سناریو، فرض بر این است که شرایط تحریمها به طور اساسی تغییر نکند و سرمایهگذاریهای خارجی عمده جذب نشود.
توسعه زیرساخت: تکمیل یا راهاندازی جزئی پروژههای LNG موجود، مانند فازهای باقیمانده فاز ۱ یا شروع فازهای اولیه فاز ۲با اتکا به سرمایهگذاری داخلی یا مشارکتهای محدود با کشورهای آسیایی صورت میگیرد.
ظرفیت صادرات: ظرفیت کل LNG صادراتی ایران در این افق ممکن است از ۱ تا ۵ میلیون تن در سال فراتر نرود، بسته به موفقیت پروژههای جاری دارد.
صادرات عمدتاً بازار هدف: محدود به بازارهای منطقهای (مانند عراق، عمان، امارات یا ترکیه در صورت توسعه زیرساختهای خط لوله و تبدیل گاز به LNG )خواهد بود و سهم ایران از بازار جهانی بسیار ناچیز باقی خواهد ماند؛ در این سناریو، ایران به یک صادرکننده منطقهای با پتانسیل تبدیل میشود، اما از تأثیرگذاری بر قیمتها و موازنه جهانی LNG فاصله زیادی خواهد داشت.
نظر شما