به گزارش ایراسین و به نقل جهان صنعت، کشورهایی که ۲۰ سال گذشته نام و نشانی در بخش معدن نداشتهاند حالا جز سرآمدان شدهاند، در این بین میتوان به عربستان و امارات اشاره کرد؛ کشورهایی که با کمک تکنولوژی و سرمایهگذاری مناسب در پروژههای معدنی راه را برای توسعه هموار کردهاند، این درحالی است که در ایران سیاستها در بخش معدن مانع توسعه بوده است، در واقع تداوم سیاستهای ایدئولوژیک و گاهی تقابل با سیاستهای جهانی، کشور را به وضعیتی رسانده که شاهد عقبماندگی محسوس در حوزههای مختلف از جمله اکتشاف هستیم.
درست است که در سالهای اخیر شاهد تحرکی نسبی در بخش معدن کشور از جمله در عرصه حفاری و اکتشاف بودهایم که بخش عمده آن ناشی از افزایش قیمت جهانی مواد معدنی و رشد نرخ ارز بوده، اما اگر این روند را در مقایسه با توسعه جهانی بررسی کنیم، متوجه میشویم که این رشد بسیار محدود بوده و کشورهای همسایه عملکرد بهتری نسبت به ایران داشتهاند.
در این بین موانع متعددند؛ یکی از مهمترین آنها این است که سازمان زمینشناسی بهعنوان متولی تولید اطلاعات پایه از بودجه و امکانات کافی برخوردار نیست، همچنین متأسفانه بخش بزرگی از کشور هنوز فاقد پوشش کامل ژئوفیزیک هوابرد است و دادههای موجود نیز به دلیل کمبود فناوری، بودجه و تجهیزات با محدودیت جدی مواجه هستند، همچنین در بهرهمندی از روشهای نوین به شدت عقب ماندهایم؛ از جمله میتوان به استفاده از پهپاد در تهیه نقشههای زمینشناسی اشاره کرد که فاصله ایران را با جهان زیاد کرده است، کاری که در دنیا با کمک پهپاد در کمتر از یک هفته انجام میشود، در کشور ما یک ماه زمان میبرد؛ موضوعی که جای تأمل دارد و نشانگر آن است که زودتر از اینها باید اقدام کنیم.
کارشناسان در این خصوص باور دارند که جهان امروز، جهان رقابت است. در چنین فضایی عقبماندن از چرخه فناوری و توسعه، جبرانناپذیر یا دستکم بسیار پرهزینه خواهد بود. کشورهایی که امروز بهطور جدی در حوزه فناوری، اکتشاف، استخراج و فرآوری مواد معدنی سرمایهگذاری میکنند، بهسرعت جایگاه خود را در بازارهای جهانی تثبیت و بازارهایی را که پیشتر در اختیار ایران بوده در بخش معدن را تصاحب کردهاند؛ امری که متأسفانه اکنون تحقق یافته است.
در این خصوص میتوان به عربستان اشاره کرد، ارزش شرکت معادن این کشور به بیش از ۳ تریلیون دلار نزدیک میشود. اماراتمتحده عربی نیز با وجود نداشتن ذخایر معدنی قابلتوجه در داخل کشور، از طریق سرمایهگذاری گسترده در پروژهها و سهام معادن بزرگ در سایر کشورها، جایگاه مهمی در بخش معدن جهان به دست آورده است، این در حالی است که ۲۰ تا ۳۰ سال پیش، نامی از این کشورها در حوزه معدن منطقه و جهان شنیده نمیشد.
وضعیت دردناک ایران
بخش قابلتوجهی از دلسوزان کشور و حتی افکار عمومی بارها تاکید کردهاند که سیاستهای داخلی و خارجی حاکمیت در بسیاری از حوزهها نادرست بوده و نیازمند اصلاح اساسی و بهروزرسانی است، تداوم سیاستهای ایدئولوژیک و تقابل با جهان پیشرفته، کشور را به وضعیتی رسانده که کاهش شدید ارزش پول ملی و عقبماندگی محسوس در حوزههای مختلف بهویژه در بخش معدن بهوضوح قابل مشاهده است؛ وضعیتی که مشاهده آن برای هر ایرانی دردناک است.
درست است که در سالهای اخیر بهواسطه افزایش قیمت جهانی مواد معدنی و رشد نرخ ارز، شاهد تحرکی نسبی در بخش معدن کشور بودهایم و نسبتبه ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته، میزان حفاریها و عملیات اکتشافی افزایش یافته است، اما اگر این روند را در مقایسه با توسعه جهانی نرمالسازی کنیم، متوجه میشویم که این رشد بسیار محدود و ضعیف بوده و حتی کشورهای همسایه عملکرد بهمراتب بهتری داشتهاند.
یکی از ضعفهای اساسی کشور کمبود اطلاعات و نقشههای پایه است، متأسفانه سازمان زمینشناسی بهعنوان متولی تولید این اطلاعات، از بودجه و امکانات کافی برخوردار نیست. در حالی که انجام مطالعات ژئوفیزیک هوابردی، ژئوشیمی رسوب آبراههای و سایر دادههای پایه، از وظایف حیاتی این سازمان است. البته خوشبختانه پس از سالها، از سال گذشته پروژههای تهیه نقشههای یکپنجاههزارم در کشور آغاز شده که از دوره دکتر علیرضا شهیدی کلید خورده و در مدیریت بعدی نیز بر آن تاکید شده است؛ اقدامی مثبت اما همچنان ناکافی!
در کشورهای معدنی پیشرو، نقشههای زمینشناسی در مقیاسهای بسیار دقیقتر (حتی یکهزارم) بهطور مستمر بهروزرسانی و اصلاح میشوند، در حالی که ما تازه در مرحله تولید نقشههای پایه یکپنجاههزارم قرار داریم. بخش بزرگی از کشور هنوز فاقد پوشش کامل ژئوفیزیک هوابردی است و دادههای موجود نیز به دلیل کمبود فناوری، بودجه و تجهیزات، با محدودیتهای جدی مواجه هستند.
در حالی که استفاده از روشهای نوین ژئوفیزیکی مانند مگنتوتلوریک میتواند امکان شناسایی ذخایر عمیق، از جمله کانسارهای بزرگ پورفیری مس، طلا و مولیبدن را فراهم کند، ما در این حوزه بهشدت عقب ماندهایم. این مساله نشان میدهد که کشور نهتنها از نظر فناوری و روابط بینالمللی بلکه از نظر ساختار مدیریتی نیز نیازمند اصلاحات اساسی است، شأن سازمان زمینشناسی ایجاب میکند رئیس آن با حکم مستقیم رئیسجمهور منصوب شود، همانگونه که در گذشته نیز چنین بوده است، احیای شورایعالی زمینشناسی، الزامآور شدن حمایت همه نهادهای بهرهبردار از دادههای پایه و حتی باز تأسیس وزارت معادن و صنایع معدنی حتی برای یک دوره ۱۰ ساله از نیازهای اساسی کشور است.
فناوریهای نوین از جمله استفاده از پهپادها در تهیه نقشههای زمینشناسی، فاصله ما با جهان را زیاد کرده است، کاری که در دنیا با کمک پهپاد در کمتر از یک هفته انجام میشود، در کشور ما گاهی یک ماه یا بیشتر زمان میبرد. در چین، پروژههای ملی ژئوشیمی حتی در مقیاس یکهزارم اجرا میشود، در حالی که ما تازه در مقیاس یکپنجاههزارم در حال تولید دادههای پایه هستیم و بسیاری از نقشههای قدیمی یکصدهزارم و یکدویستوپنجاههزارم نیز نیازمند بازنگری و اصلاح هستند.
بدینترتیب تا زمانی که مسائل کلان و ساختاری حل نشوند، بخش اکتشاف مانند سایر حوزههای کشور نمیتواند به توسعه پایدار و واقعی دست یابد.
نظر شما