ماهنامه کارخانه؛ واقعیت این است که در روند دیجیتالیشدن، مردم کاملاً با فناوری همراه شدهاند و این سیاستگذاران هستند که نسبت به آن بدبینی دارند. اگر میخواهیم این مسیر مسدود را باز کنیم، باید به سیاستگذار نشان دهیم که اقتصاد دیجیتال چه منافعی برای اقتصاد کشور ایجاد کرده است. همانطور که مردم اثرات آن را در زندگی شخصی تجربه کردهاند، باید یادآوری کنیم که اگر هدف، تقویت رشد اقتصادی است، فناوریها میتوانند موتور محرک آن باشند و حتی در دیجیتالیسازی فرآیندهای کسبوکارهای سنتی مانند کارخانهها و شرکتهای خدماتی جهش ایجاد کنند. به بیان دیگر، سیکل بسته عدم رشد که سالهاست در آن گرفتاریم، با توسعه اقتصاد دیجیتال قابل گشودن است.
در مقابل سایر مدلهای رشد اقتصادی که به منابع گوناگون وابستهاند، رشد اقتصاد دیجیتال الزاماً منابعمحور نیست و بر پایه منابع طبیعی شکل نمیگیرد؛ بنابراین میتواند رشد پایدار ایجاد کند. یکی از تصورات نادرست در میان برخی مدیران این است که میپندارند برای گذر از روشهای سنتی و ورود به دنیای دادههای دیجیتال باید ابتدا منتظر اتمام منابع طبیعی باشیم. این باور در جهان امروز پذیرفتنی نیست. همانطور که عصر حجر به دلیل کمبود سنگ پایان نیافت، بلکه مردم جایگزینهای بهتری یافتند، امروز نیز دوران اتکای مطلق به نفت رو به پایان است؛ نه از آن جهت که منابع آن تمام شده، بلکه زیرا جایگزینهای بهتری پدید آمده است.
گشودن درهای بسته
در حالی که با سرعت بالایی در حال مصرف منابع موجود هستیم، از این نکته غافل ماندهایم که ورود به عرصه داده و اقتصاد دیجیتال میتواند وابستگی به منابع طبیعی را کاهش دهد. دنیای دادهها ظرفیت ایجاد فرصتهای تازه و درآمدهای گسترده دارد و میتواند بسیاری از درهای بسته امروز اقتصاد را بگشاید.
پیشرفتی که طی یک دهه اخیر در اقتصاد دیجیتال حاصل شده، با چند قرن پیشرفت صنعت خودرو برابری میکند. امروز میتوانیم حجم بسیار زیادی از دادهها را ذخیره و پردازش کنیم و حتی با کمک هوش مصنوعی از آنها «دانش» استخراج کنیم. این توانایی، امکان خلق ارزش افزوده در حوزههای مختلف را فراهم کرده است. برای روشنتر شدن موضوع، چند مثال قابل اشاره است.
فرض کنید پزشک سونوگرافیستی روزانه ۵۰ سونوگرافی انجام میدهد؛ یعنی طی ۲۰۰ روز، ۱۰ هزار مورد. اگر تنها بخشی از این سونوگرافیها مربوط به یک عضو خاص باشد، طی ده سال این مجموعه به ۳۰ هزار داده تخصصی میرسد. این پزشک بهطور طبیعی نمیداند بیماران پس از خروج از مطب چه سرنوشتی پیدا کردهاند؛ اما اگر دادههای مربوط به بیماران را ذخیره کند، میتواند روند درمان، نتایج، الگوهای رفتاری و حتی عوامل مؤثر بر بیماری را تحلیل کند و تصویری دقیقتر از وضعیت آنان به دست آورد. چنین دادههایی میتواند به دقت تشخیص و کیفیت درمان او بیفزاید.
موج فراگیر اقتصاد دیجیتال
اساس بسیاری از تصمیمگیریها بر دادهها استوار شده است. دادهها میتوانند نوع قضاوت یک پزشک را تغییر دهند و حتی مبنایی برای تشخیص بیماری توسط هوش مصنوعی باشند. البته این موضوع به معنای حذف نقش پزشک نیست، اما نشان میدهد که دادهها چه جایگاه تعیینکنندهای در تصمیمگیری امروز دارند. بنابراین لازم است هرچه سریعتر از روشهای پرهزینه و کمبازده سنتی فاصله بگیریم و به سمت روشهای مبتنی بر اقتصاد دیجیتال حرکت کنیم.
مثال دیگر مربوط به میزان ضایعات یک کارخانه است. اگر مدیر کارخانه آمار دقیقی از نوع و میزان ضایعات داشته باشد، میتواند با بررسی عوامل مؤثر مانند خط تولید، عملکرد کارکنان، کیفیت مواد اولیه و وضعیت تجهیزات، ضایعات را کاهش دهد.
البته همیشه این فرایند ساده نیست؛ گاهی حجم دادهها بسیار زیاد است و باید تشخیص داد کدام دادهها ارزش ذخیرهسازی دارند. در بسیاری از مواقع نیز داده کافی وجود ندارد و تصمیمگیری ناچار بر اساس شهود انجام میشود. نمونه دیگر، مراکز تماس است؛ جایی که ارزیابی دستی تماسها نهایتاً فقط چند درصد از کل را پوشش میدهد. اما اگر ماشینی بتواند دادههای تماسها را تحلیل کند و شاخصهایی مثل لحن، نوع گفتار، کنترل احساسات، مکثها یا تداخل گفتوگو را بررسی کند، میتوان تصویر دقیقی از شیوه ارتباط اپراتورها به دست آورد و بهرهوری مرکز، کیفیت پاسخگویی و رضایت شهروندان را افزایش داد.
مرور این مثالها نشان میدهد که مدیران میتوانند با ثبت و ذخیرهسازی دادههای اطراف خود، فرصتهای ارزشآفرینی خلق کنند؛ فرصتهایی که پیش از ذخیرهسازی، به چشم نمیآمدند. امروز امکان خلق ارزش افزوده از دادهها در کشور فراهم است و میتواند حوزههای مختلف زیست دیجیتال و حتی زیست فیزیکی ما را دگرگون کند. توجه کنیم که بزرگترین سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی در امارات، قطر و عربستان در حال وقوع است؛ کشورهایی که در آینده نزدیک از دادههای خود ارزشآفرینی خواهند کرد.
نظر شما