بازدید وزیر علوم از مرکز نوآوری فولاد مبارکه در دانشگاه صنعتی اصفهان

صبح پنجشنبه (ششم شهریورماه) وقتی حسین سیمایی‌صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، به همراه استاندار اصفهان، قدم به محیط روشن و فضای پویای مرکز نوآوری فولاد مبارکه در دانشگاه صنعتی اصفهان گذاشتند، صحنه‌ای پیش روی آنها قرار گرفت که شاید تصویر آینده صنعت ایران باشد: جوانانی که پشت میزهای کار اشتراکی مشغول طراحی الگوریتم‌های جدید برای بهینه‌سازی خطوط تولید هستند، هسته‌های فناور که در بخشی دیگر، از ایده‌های آزمایشگاهی خود شرکت‌های نوپا می‌سازند و پایان‌نامه‌هایی که به جای خاک خوردن در کتابخانه‌ها، به گرنت‌های میلیاردی تبدیل شده‌اند. این صحنه، بیش از یک بازدید رسمی بود؛ نشانه‌ای از تغییر یک پارادایم.

پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، روزگاری صنعت فولاد تنها با کوره و خط تولید تعریف می‌شد، اما امروز در جهان، غول‌های فولادی و معدنی در کنار کارخانه‌های عظیم خود، مراکز نوآوری بنا می‌کنند؛ فضاهایی که نه بوی آهن و زغال‌سنگ، بلکه انرژی خلاقیت و ایده‌های فناورانه در آنها جاری است. پرسش کلیدی اما اینجاست: چرا صنایع بزرگ، که سال‌ها با فناوری‌های پایدار سروکار داشتند، حالا به دنبال شتاب‌دهنده‌ها، استارتاپ‌ها و هسته‌های نوآور هستند؟

فلسفه شکل‌گیری مراکز نوآوری در صنایع بزرگ
صنایع فولادی و معدنی تا چند دهه پیش عمدتاً با مقیاس تولید، ظرفیت کوره‌ها و حجم صادرات شناخته می‌شدند، اما ورود به قرن بیست‌ویکم معادله را تغییر داد. تغییرات اقلیمی، فشارهای جهانی برای کاهش آلایندگی، جهش فناوری‌های دیجیتال و رقابت شدید بازار، صنایع سنگین را ناگزیر ساخت تا از مدل سنتی «کارخانه‌های بزرگ» به سمت «اکوسیستم‌های نوآوری» حرکت کنند. در این مسیر، به جای تکیه صرف بر مهندسان درون کارخانه، شبکه‌ای از استارتاپ‌ها و دانشگاه‌ها به فرایند نوآوری وارد شدند و ایده‌های خام دانشجویی و دانشگاهی با حمایت مالی صنایع به محصول و فناوری بدل شد. مراکز نوآوری به پلی میان آزمایشگاه و خط تولید تبدیل شدند؛ جایی که پژوهش‌های علمی امکان واقعی برای ورود به بازار پیدا می‌کنند و غول‌های فولادی و معدنی جهان می‌توانند «چابکی استارتاپ‌ها» را در کنار «قدرت سرمایه‌گذاری صنایع بزرگ» داشته باشند؛ ترکیبی که مسیر آینده صنعت را بازتعریف می‌کند.

از فناوری‌های پایدار تا هسته‌های نوآور

تجربه‌های پیشرو در صنعت فولاد و معدن
POSCO Venture Valley (کره جنوبی)
پوسکو، غول فولادی کره جنوبی، از نخستین شرکت‌هایی بود که فهمید برای بقا در بازارهای آینده، تنها تولید بیشتر کافی نیست. این شرکت در قالب «پوسکو ونچر ولی» بستری ایجاد کرد که استارتاپ‌های حوزه انرژی پاک، هوش مصنوعی و متالورژی نوین بتوانند ایده‌هایشان را به صنعت پیوند بزنند. نتیجه آن، ده‌ها شرکت فناور و پروژه‌هایی بود که از کاهش مصرف انرژی در کوره‌ها گرفته تا بازیافت پیشرفته سرباره فولاد را ممکن ساخت.
ArcelorMittal Global R&D Centers (اروپا، آمریکا، هند)
آرسلورمیتال شبکه‌ای متشکل از ۱۲ مرکز تحقیق و نوآوری در سه قاره دارد. تمرکز اصلی این مراکز بر فولادهای پیشرفته، کاهش کربن و دیجیتالی‌سازی فرایندهاست. این شرکت حتی صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی راه‌اندازی کرده تا روی استارتاپ‌هایی که به سمت فولاد سبز حرکت می‌کنند، سرمایه‌گذاری کند.
Tata Steel Innovation Labs (هند)
تاتا استیل با تأسیس «لابراتوارهای نوآوری»، دانشگاه‌ها و پژوهشگران را به قلب صنعت خود آورد. این لابراتوارها روی موضوعاتی چون بازیافت سرباره، مواد نوین و فولاد سبز تمرکز دارند. مدل تاتا نشان داد که حتی در اقتصادهای نوظهور، اگر صنعت و دانشگاه هم‌افزا شوند، می‌توان جهشی فناورانه در صنایع سنتی ایجاد کرد.
Vale Technological Innovation Centers (برزیل)
شرکت واله، غول معدنی برزیل، مراکز نوآوری خود را بر معدن‌کاری هوشمند و فناوری‌های کاهش آلایندگی متمرکز کرده است. هدف آنها تغییر چهره صنعت معدن از یک صنعت آلاینده به صنعتی پایدارتر است.
SSAB & HYBRIT Innovation Center (سوئد)
نمونه‌ای شاخص در اروپا، جایی که شرکت SSAB همراه با شرکای انرژی و معدنی خود، پروژه «هایبریت» را پیش برده‌اند؛ تلاشی برای تولید فولاد سبز بدون استفاده از زغال‌سنگ کک‌شو. این مرکز نوآوری یکی از الهام‌بخش‌ترین مدل‌های هم‌افزایی صنعت، دولت و دانشگاه در مسیر کاهش آلایندگی است.

از فناوری‌های پایدار تا هسته‌های نوآور

مدل‌های حمایتی و کارکردها مراکز نوآوری
مدل‌های حمایتی و کارکردهای مراکز نوآوری، آن‌ها را از واحدهای سنتی تحقیق و توسعه به موجودیتی پویا و اثرگذار در قلب صنعت تبدیل کرده است. در این مدل، صنایع بزرگ بخشی از سود خود را در قالب سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به جریان می‌اندازند تا استارتاپ‌های نوپا بتوانند ایده‌هایشان را تجاری‌سازی کنند. در کنار آن، اعطای گرنت و حمایت از پایان‌نامه‌ها، پژوهش‌های دانشگاهی را از قفسه‌های کتابخانه‌ها بیرون آورده و به پروژه‌هایی با کارکرد صنعتی بدل می‌کند. از سوی دیگر، ایجاد فضاهای کار اشتراکی و شتاب‌دهنده‌های تخصصی شرایطی را فراهم می‌آورد که تیم‌های نوآور نه‌تنها رشد کنند، بلکه به‌سرعت به زنجیره ارزش صنعت متصل شوند. در نهایت، از طریق شبکه‌سازی جهانی، استارتاپ‌های داخلی به بازارها و شرکای بین‌المللی متصل می‌شوند و شانس حضور در عرصه‌های جهانی پیدا می‌کنند. این سازوکارها به صنایع بزرگ امکان می‌دهد با هزینه کمتر، ریسک پایین‌تر و سرعت بالاتر وارد حوزه‌هایی شوند که آینده صنعت را رقم خواهند زد؛ از فولاد سبز و هوش مصنوعی گرفته تا انرژی‌های تجدیدپذیر و مواد پیشرفته.

از فناوری‌های پایدار تا هسته‌های نوآور
جایگاه ایران و فولاد مبارکه
مرکز نوآوری فولاد مبارکه در دانشگاه صنعتی اصفهان را می‌توان نخستین گام جدی در این مسیر دانست. این مرکز تاکنون بیش از ۱۵ میلیارد تومان گرنت به ۲۴۰ پایان‌نامه اختصاص داده، شبکه‌ای متشکل از ۲۴۰ متخصص جوان و ۵۰ عضو هیئت علمی را حول محور خود سازماندهی کرده و با ایجاد فضای کار اشتراکی، بیش از ۶۰۰ نوآور و فناور را به صنعت فولاد پیوند داده است.
شیوه اداره این مرکز نیز قابل توجه است: از سال گذشته کارگزاری مراکز نوآوری به شتاب‌دهنده‌های تخصصی سپرده شده و در اصفهان، شتاب‌دهنده «دلتاوی» با تمرکز بر حوزه «هاردتک» مستقر شده است. این الگو یادآور همان مدل‌هایی است که پوسکو یا تاتا در مسیر هم‌افزایی صنعت و دانشگاه پیاده کردند.
با این حال، برای آنکه چنین مراکزی تنها به یک جزیره نوآوری محدود نشوند، لازم است در سطح ملی به شبکه‌ای یکپارچه بدل شوند. پیوند دادن مراکز نوآوری فولادی و معدنی کشور با یکدیگر و با مراکز مشابه در سطح جهانی، می‌تواند ایران را از یک «مصرف‌کننده فناوری» به یک «تولیدکننده نوآوری صنعتی» تبدیل کند.


مراکز نوآوری ضرورتی برای بقا و رقابت‌پذیری
مروری بر تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که مراکز نوآوری دیگر یک انتخاب لوکس برای صنایع بزرگ نیستند، بلکه ضرورتی راهبردی برای بقا و رقابت‌پذیری در بازارهای آینده‌اند. همان‌طور که پوسکو، تاتا و آرسلورمیتال با ایجاد شبکه‌های نوآور، مسیر تحول در فولاد را هموار کرده‌اند، ایران نیز ناگزیر است این نگاه را در سراسر کشور توسعه دهد. صنایع معدنی و فولادی به‌عنوان پیشرانان اقتصاد ملی می‌توانند با سرمایه‌گذاری در چنین مراکزی، هم زمینه جذب استعدادهای جوان و جلوگیری از فرار مغزها را فراهم کنند و هم مسیر حرکت به سوی فولاد سبز، بهره‌وری انرژی و کارآفرینی فناورانه را هموار سازند. این مراکز اگر به‌صورت شبکه‌ای و ملی توسعه یابند، می‌توانند به موتور محرک اقتصاد دانش‌بنیان ایران تبدیل شوند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =