به گزارش خبرنگار ایراسین، عبور از زمستان در چند سال اخیر برای فولادیها سختتر شده و شدت دشواریها روزبهروز افزایش مییابد. زمستان گذشته، برای فولادسازان ایرانی یکی از سختترین سالها بود؛ کارخانهها کاهش تولید ۳۰ تا ۵۰ درصدی را تجربه کردند و برخی خطوط حتی به طور کامل متوقف شدند. مجتمع فولاد سنگان در شرق کشور، یکی از پروژههای بزرگ معدنی ایران، بیش از ۱۲۰ روز کاری را به دلیل قطعی گاز و برق از دست داد. این توقفها معنای سادهای داشت: کاهش عرضه داخلی، محدود شدن صادرات و عقبنشینی ایران از بخشی از بازار جهانی که سالها برای آن رقابت سختی کرده بود. در همین حال که ترکیه، هند و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس ظرفیت تولید فولاد خود را افزایش میدادند، ایران به دلیل بحران انرژی از میدان عقب نشست و فرصتهای مهمی را از دست داد. نتیجه، زیانی حدود ۵.۵ میلیارد دلاری برای صنعت فولاد بود که ناشی از کاهش تولید و تأثیر آن بر بازارهای صادراتی است. حضور مستمر در بازار خارجی، شرط اصلی موفقیت صادراتی است و کمبود انرژی این بخش را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
ظرفیت تولید سیمان نصف شد
صنعت سیمان نیز با شرایط مشابهی روبهرو شد. بسیاری از کارخانهها به نصف ظرفیت تولید خود کاهش پیدا کردند و آنهایی که در نزدیکی کلانشهرها بودند، به دلیل محدودیتهای زیستمحیطی امکان استفاده از مازوت را نداشتند. در نتیجه، صادرات سیمان ایران در سال گذشته حدود ۱۷ درصد کاهش یافت و این کالا که سالها یکی از منابع مهم ارزآوری کشور بود، بخش قابلتوجهی از بازار منطقهای خود را به رقبا واگذار کرد.
وقتی دو صنعت مادر همچون فولاد و سیمان با چنین بحران شدیدی مواجه میشوند، اثرات آن به کل اقتصاد سرایت میکند. کاهش تولید در این صنایع، هزینههای صنایع پاییندستی را افزایش میدهد، پروژههای عمرانی با گرانی سیمان مواجه میشوند، بازار داخلی فولاد دچار نوسان میشود و سرمایهگذاران خارجی نسبت به حضور در ایران دلسرد میشوند. کاهش صادرات نیز منابع ارزی کشور را محدود میکند، امری که در شرایط تحریمها اهمیت دوچندان پیدا میکند. به عبارتی دیگر، بحران انرژی فقط یک چالش صنعتی نیست؛ بلکه تهدیدی جدی برای کل اقتصاد ایران است.
با وجود این دشواریها، برخی کارشناسان بر این باورند که بحران انرژی میتواند فرصتی برای بازاندیشی در سیاستگذاریها باشد. ایران سالانه بیش از ۳۰۰ روز آفتابی دارد و ظرفیت بالایی برای بهرهگیری از انرژی خورشیدی و بادی در اختیار دارد. سرمایهگذاری در این حوزهها میتواند وابستگی کشور به گاز را در میانمدت کاهش دهد.
همچنین صنایع معدنی نیازمند نوسازی تجهیزات و بهینهسازی فرآیندها هستند. بخش بزرگی از خطوط تولید هنوز با فناوریهای قدیمی و پرمصرف کار میکنند و بهرهوری پایینی دارند. اصلاح ساختار مصرف انرژی میتواند بخش بزرگی از بحران فعلی را کنترل کند.
سرمایهگذاری در فناوریهای نوین
بحران گاز سال گذشته نشان داد که اتکا صرف به ذخایر زیرزمینی بدون مدیریت هوشمند و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین، حتی برای کشورهایی با منابع عظیم انرژی، مخاطرهآمیز است. فولاد و سیمان، دو صنعت استراتژیک ایران، نشان دادند که اقتصاد کشور تا چه حد در برابر کمبود گاز آسیبپذیر است.
اگرچه واردات گاز یا استفاده از سوختهای جایگزین میتواند در کوتاهمدت بخشی از مشکل را حل کند، اما راهحل پایدار تنها از مسیر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و افزایش بهرهوری میگذرد. آینده صنایع ایران به تصمیمهای امروز گره خورده است. انتخاب مسیر اصلاح و سرمایهگذاری هوشمند میتواند بحران سال گذشته را به نقطه عطفی برای بازسازی و تحول صنعت تبدیل کند؛ اما تعلل در این مسیر ممکن است جایگاه ایران در بازارهای جهانی را بهطور کامل به خطر بیندازد. بیتردید، حل بحران انرژی به فولادیها امکان میدهد تمرکز خود را بر تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر بگذارند و سهم ایران در ارزآوری را افزایش دهند.