تیتر سه زیرسرویس
-
چرا بازگشت به نقطه پیش از بحران، برای فولادمبارکه کافی نیست؟
از بازسازی تا بازآفرینی
بحرانها بیش از آنکه داراییهای یک بنگاه را آشکار کنند، کیفیت تصمیمهای آن را عیان میکنند. در دوران رونق، تقریباً همه سازمانها میتوانند رشد کنند؛ اما در دوران اختلال، تفاوت میان یک مجموعه معمولی و یک سازمان پیشرو آشکار میشود. تاریخ صنعت سرشار از نمونههایی است که در آن بزرگترین جهشهای فناورانه و مدیریتی نه در زمان وفور، بلکه در لحظاتی رخ دادهاند که مدیران ناچار بودند میان احیای گذشته و بازآفرینی آینده یکی را انتخاب کنند. پرسش اصلی در چنین لحظاتی این نیست که چگونه میتوان به نقطه پیش از بحران بازگشت؛ بلکه این است که چگونه میتوان از دل بحران، سازمانی بهتر از گذشته ساخت. تفاوت میان این دو نگاه، همان فاصله میان «بازسازی» و «بازآفرینی» است.
-
ماهنامه کارخانه - شماره ۵۶
فراتر از بازسازی
هر بحران صنعتی، دو مسیر پیشروی سیاستگذاران و بنگاهها میگذارد: بازگرداندن گذشته یا ساختن آینده. آسیب به فولاد مبارکه نیز از این قاعده مستثنی نیست. مسئله تنها احیای ظرفیت ازدسترفته نیست؛ بلکه تعیین تکلیف با الگویی از تولید، فناوری و تابآوری است که آینده صنعت فولاد ایران را شکل خواهد داد. تجربه آلمان و ژاپن پس از جنگ، ظهور پوسکو در کرهجنوبی و بازسازی صنایع در کشورهای جنگزده یک درس مشترک دارد: بازسازی زمانی ارزش میآفریند که به سکوی نوسازی تبدیل شود. این پرونده، روایت همین انتخاب راهبردی است.