پایگاه تحلیلیخبری ایراسین؛ مطالعات جدید درباره مدلهای بنیادین در رباتیک نیز ظرفیت این مدلها برای افزایش تعمیمپذیری و خودکارسازی را بررسی کردهاند، هرچند مسائل ایمنی، کنترل، داده و پیچیدگی محیط واقعی همچنان محدودیتهای اساسی به شمار میروند.
گزارش «جهان رباتیک - World Robotics» در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد در سال ۲۰۲۵ بیش از ۶۰۰ هزار ربات صنعتی جدید در جهان نصب شد؛ موجودی عملیاتی رباتهای صنعتی به پنج میلیون دستگاه رسید و چین ۵۹ درصد نصبهای جدید را به خود اختصاص داد.
بر این اساس، گسترش رباتیک را میتوان یکی از مسیرهای مهم ادامه تحول هوش مصنوعی دانست، نه یک نتیجه قطعی و اجتنابناپذیر.
پرسش اصلی برای اقتصاد ایران این است که آیا حضور در این تحول لزوماً به تولید کامل ربات یا رقابت مستقیم در پیشرفتهترین لایههای فناوری نیاز دارد، یا میتوان از طریق بخشهایی از زنجیره تأمین جهانی وارد این بازار شد.
رباتیک و شکلگیری زنجیره ارزش صنعتی
ربات مدرن فقط یک محصول نرمافزاری نیست. عملکرد آن به موتورهای الکتریکی، سامانههای انتقال قدرت، حسگرها، کابلها، تجهیزات الکترونیکی، قطعات فلزی دقیق، باتری و مواد مهندسی وابسته است. بنابراین رشد صنعت رباتیک علاوه بر شرکتهای تولیدکننده ربات، بر صنایع تأمینکننده مواد، قطعات و زیرسامانهها نیز اثر خواهد گذاشت.
اهمیت اقتصادی رباتیک تنها ناشی از اندازه بازار تجهیزات نیست. گریتز (Graetz) و مایکلز (Michaels) در مطالعهای بر ۱۷ کشور صنعتی نشان دادند که افزایش استفاده از رباتها با رشد بهرهوری نیروی کار و بهرهوری کل عوامل تولید همراه بوده است.
در مقابل، آثار بازار کار میتواند ناهمگون باشد؛
آجماوغلو (Acemoglu) و رسترپو (Restrepo) در بررسی بازار کار ایالات متحده، آثار منفی محلی بر اشتغال و دستمزد در مناطق با مواجهه بیشتر با رباتهای صنعتی گزارش کردهاند. بنابراین توسعه رباتیک باید هم بهعنوان فرصت صنعتی و هم بهعنوان عاملی برای تغییر ساختار اشتغال بررسی شود.
جایگاه بالقوه ایران در زنجیره ارزش رباتیک
مزیت ایران در این حوزه را نمیتوان بر مبنای رقابت مستقیم با کشورهایی ارزیابی کرد که طی چند دهه اکوسیستم کامل نیمههادی، پردازنده، ماشینابزار فوقدقیق و تجهیزات الکترونیکی پیشرفته ایجاد کردهاند. فاصله فناورانه ایران در برخی از این حوزهها قابل توجه است و کاهش آن مستلزم سرمایهگذاری بلندمدت، دسترسی به فناوری و اتصال پایدار به زنجیرههای تأمین بینالمللی است.
در مقابل، ایران در بخشی از صنایع پایه از ظرفیت تولید قابل توجه برخوردار است. گزارش سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS) برای سال ۲۰۲۳ تولید آلومینیوم اولیه ایران را حدود ۶۳۶ هزار تن و تولید مس اولیه را حدود ۲۸۰ هزار تن اعلام کرد؛ همچنین مجتمعهای بزرگ مس از جمله سرچشمه، سونگون و میدوک نقش مهمی در تولید کنسانتره کشور دارند.
در صنعت فولاد نیز ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید حدود ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام در رتبه دهم تولیدکنندگان جهان قرار گرفت. این ارقام وجود یک پایه صنعتی مهم را نشان میدهند اما به خودی خود مزیت رقابتی در رباتیک ایجاد نمیکنند. عامل تعیینکننده، توانایی تبدیل مواد پایه به محصولات مهندسی با دقت، کیفیت و قابلیت اطمینان بالاست.
مس و فرصت توسعه صنایع پاییندستی
مس یکی از مواد کلیدی در برقیشدن اقتصاد جهانی است و در شبکه برق، کابل، موتورهای الکتریکی، ترانسفورماتورها، خودروهای برقی، تجهیزات صنعتی و مراکز داده کاربرد گسترده دارد. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش «چشمانداز جهانی مواد معدنی حیاتی در ۲۰۲۶» بر استمرار ریسک کمبود عرضه مس تأکید کرده و بر اساس پروژههای اعلامشده، شکاف عرضه اولیه مس نسبت به نیاز پیشبینیشده در سال ۲۰۳۵ را حدود ۲۵ درصد برآورد میکند.
برای ایران، اهمیت این موضوع فقط در افزایش استخراج مس نیست. ارزش افزوده بالاتر در تولید مفتولهای تخصصی، سیمهای دقیق، سیم لاکی مورد استفاده در موتورهای الکتریکی، سیمپیچها و سپس اجزای موتور و تجهیزات الکترومکانیکی ایجاد میشود. ورود به تولید موتورهای بدون جاروبک، سرووموتور یا عملگرهای دقیق به مراتب دشوارتر از تولید مس یا سیم است، زیرا به طراحی الکترومغناطیسی، مواد مغناطیسی مناسب، ماشینکاری دقیق، کنترلر، انکودر و استانداردهای سختگیرانه کیفی نیاز دارد. همین فاصله میان تولید ماده و تولید زیرسامانه، محل اصلی ایجاد ارزش افزوده صنعتی است.
گزارش ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی همچنین نشان میدهد که گسترش ظرفیت استخراج لزوماً با توسعه متوازن ظرفیت پالایش و تولید پاییندستی همراه نیست و تمرکز جغرافیایی در بخشهای فرآوری همچنان یک ریسک مهم زنجیره تأمین محسوب میشود.
برای ایران، این موضوع استدلالی در حمایت از توسعه حلقههای پاییندستی است، مشروط بر آنکه محصول نهایی از نظر قیمت، کیفیت و استاندارد توان رقابت داشته باشد.
فولاد، آلومینیوم و مواد مهندسی
منطق مشابهی درباره فولاد و آلومینیوم وجود دارد. رباتها و تجهیزات اتوماسیون به شفت، چرخدنده، پوسته گیربکس، اتصالات، بدنههای سبک و قطعات ماشینکاریشده نیاز دارند. ایران از نظر تولید فولاد خام دارای مقیاس قابل توجه است اما تولید قطعه دقیق رباتیک به قابلیتهایی فراتر از فولادسازی نیاز دارد؛ از جمله متالورژی دقیق، عملیات حرارتی، ماشینکاری پیشرفته، اندازهگیری و کنترل کیفیت.
در آلومینیوم نیز فرصت اقتصادی اصلی فقط افزایش تولید فلز اولیه نیست، بلکه در توسعه آلیاژهای مهندسی، قطعات اکسترودشده، ریختهگری دقیق و قطعات سبک با تلرانس کنترلشده قرار دارد.
صنایع پتروشیمی نیز میتوانند از طریق توسعه پلیمرهای مهندسی مورد استفاده در عایقها، کابلها، آببندها، کانکتورها و قطعات سازهای به این زنجیره متصل شوند. نکته محوری آن است که مزیت ناشی از دسترسی به ماده خام تنها زمانی پایدار میشود که با دانش فرایند، ماشینآلات، استاندارد و کیفیت تولید همراه باشد.
بازار داخلی بهعنوان نقطه آغاز
یکی از مزیتهای بالقوه ایران برای توسعه این حوزه، وجود بازارهای صنعتی بزرگ داخلی است. صنایع معدن، نفت و گاز، فولاد، پتروشیمی، لجستیک و کشاورزی میتوانند نخستین مصرفکنندگان سامانههای اتوماسیون و رباتهای تخصصی باشند.
کاربردهایی مانند بازرسی تجهیزات و خطوط، فعالیت در محیطهای پرخطر، جابهجایی مواد، انبارداری و کنترل کیفیت از نظر فنی و اقتصادی واقعبینانهتر از آغاز مستقیم با رباتهای انساننمای عمومی هستند. شکلگیری تقاضای صنعتی داخلی میتواند امکان آزمون، بهبود محصول و ایجاد سابقه عملیاتی را برای تولیدکنندگان داخلی فراهم کند؛ هرچند ورود به بازارهای صادراتی نیازمند استانداردهای سختگیرانهتر و خدمات پس از فروش قابل اتکا خواهد بود.
محدودیتها و الزامات سیاست صنعتی
این فرصت نباید بیش از اندازه خوشبینانه تفسیر شود. برخورداری از مس، فولاد، آلومینیوم یا انرژی بهتنهایی مزیت رقابتی پایدار ایجاد نمیکند. فناوری تولید، کیفیت ماشینابزار، دسترسی به تجهیزات، استانداردسازی، مالکیت فکری، سرمایه انسانی، هزینه سرمایه و امکان حضور در بازارهای صادراتی عوامل تعیینکننده هستند.
محدودیتهای ناشی از تحریم و دشواری دسترسی به برخی تجهیزات و فناوریها نیز میتواند توسعه بخشی از زنجیره را پرهزینه یا غیر رقابتی کند. از این رو، سیاست صنعتی در این حوزه باید بر انتخاب حلقههایی متمرکز شود که همزمان سه شرط را داشته باشند:
۱. وجود یا امکان ایجاد بازار صادراتی
۲. نزدیکی نسبی به قابلیتهای صنعتی موجود کشور
۳. امکان دستیابی به استاندارد بینالمللی در یک افق سرمایهگذاری معقول.
سرمایهگذاری فقط بر مبنای وجود ماده اولیه، بدون تحلیل فناوری و بازار، میتواند به ایجاد ظرفیتهای غیر رقابتی منجر شود.
پیشرفت هوش مصنوعی، احتمال توسعه نسل جدیدی از سامانههای رباتیک و خودکار را افزایش داده است و آمارهای جهانی نیز رشد استفاده صنعتی از رباتها را تأیید میکنند. با این حال، فرصت اقتصادی این تحول تنها به سازندگان نهایی ربات محدود نیست و بخش مهمی از ارزش در زنجیره تأمین مواد، قطعات و زیرسامانهها شکل میگیرد.
هرچند ایران در تولید برخی فلزات و مواد صنعتی، زیرساخت قابل توجه دارد اما تبدیل این ظرفیت به مزیت در اقتصاد رباتیک نیازمند حرکت از تولید و صادرات مواد پایه به سمت محصولات مهندسی با ارزش افزوده بالاتر است.
توسعه صنایع پاییندستی مس، تجهیزات الکترومکانیکی، قطعات دقیق فولادی و آلومینیومی و مواد مهندسی میتواند مسیری واقعبینانهتر برای حضور ایران در اقتصاد رباتیک باشد تا تلاش برای رقابت مستقیم در تمامی اجزای یک ربات پیشرفته.
در نهایت، جایگاه کشورها در اقتصاد صنعتی آینده فقط به حجم ذخایر طبیعی وابسته نخواهد بود، بلکه به توانایی آنها در افزودن دانش، مهندسی، استاندارد و فناوری به این منابع بستگی دارد. از این منظر، رباتیک را میتوان نه فقط یک بازار جدید، بلکه فرصتی برای بازتعریف سیاست توسعه صنایع پاییندستی ایران دانست.
منبع: ایرنا
نظر شما