ماهنامه کارخانه؛ در حاشیه فرودگاه آکسفورد، جایی که معمولاً صدای تیکاف جتهای شخصی و بوی سوخت هواپیما غالب است، در یک کلبه کوچک و عایق صدا، صدایی شنیده میشود که شباهتی به موتورهای معمولی ندارد. این صدای «جیغ» فلز است؛ فریادی که از گلوی یک میکروتوربین برخاسته است. وسیلهای به اندازه یک قوطی قهوه که با چنان سرعتی میچرخد که گویی میخواهد قوانین فیزیک را به مبارزه بطلبد. این موتور کوچک، قرار است قلب تپنده نسل جدید پهپادهای دوربردی باشد که امروز نقشه نبردهای اوکراین و خاورمیانه را ترسیم میکنند. اما برای اهالی صنعت، این صدا فقط یک تست نظامی نیست؛ این سمفونی تولد دوباره تولید در کشوری است که روزگاری «کارگاه جهان» بود و بعد، در میان دودکشهای خاموش، به یک «اقتصاد خدماتی» تبدیل شد.
شرکت «آلوید» (Alloyed)، زاییده ذهن مهندسان متالورژی دانشگاه آکسفورد، تنها یک استارتاپ چاپ سهبعدی نیست. آنها در حال انجام کاری هستند که بیشتر به کیمیاگری مدرن شبیه است: طراحی آلیاژهایی که در طبیعت وجود ندارند، برای ساخت قطعاتی که تا پیش از این غیرقابل ساخت بودند. آنها پودر فلز را لایه به لایه، با دقت جراحی، به قطعاتی تبدیل میکنند که هم سبکتر از پر مرغ هستند و هم سختتر از اراده یک ژنرال ارتش.
مرثیهای برای یک شکوه
برای درک اهمیت کار «آلوید»، باید ابتدا به زخمهای صنعتی بریتانیا نگریست. بریتانیا همان سرزمینی است که انقلاب صنعتی را به دنیا هدیه داد؛ جایی که جیمز وات و ماشین بخارش، تاریخ بشر را به دو نیمه تقسیم کردند. اما واقعیت امروز لندن و منچستر تلخ است. سهم بخش تولید از تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور از ۲۲ درصد در سال ۱۹۹۰ به رقم ناچیز ۹ درصد سقوط کرده است. بریتانیا در دهههای اخیر، عضلات صنعتی خود را در ازای کتوشلوارهای اتوکشیده بخش مالی «سیتی لندن» معامله کرد. نتیجه امر کشوری با قیمتهای سرسامآور برق، قوانینی که ساخت یک سوله ساده را به یک کابوس بوروکراتیک تبدیل میکند و بهرهوری ملی که در یک دهه گذشته، مانند یک نوار قلب صاف، هیچ نشانهای از حیات نشان نداده است. اما در دنیای جدیدی که در آن زنجیرههای تأمین به مویی بند هستند و «جهانیسازی» جای خود را به «امنیت ملی» داده، بریتانیا به این نتیجه رسیده است که نمیتوان فقط با خرید و فروش سهام و نرمافزار، شکم یک ملت را سیر کرد یا از مرزهایش دفاع نمود. صنعت، دوباره به میز بازگشته است.
از برج عاج تا کف کارخانه: مدل آکسفورد
یکی از کلیدیترین تغییرات در رویکرد جدید صنعتی، شکستن دیوارهای میان دانشگاه و کارخانه است. سالها بود که اساتید آکسفورد و کمبریج، تحقیق را برای تحقیق میخواستند. اما امروز، پارادایم عوض شده است. دولت بریتانیا حالا به دانشگاهها پیام صریحی داده است: «یک مطالعه موردی که نشان دهد تحقیق شما چگونه در دنیای واقعی چرخ یک کارخانه را چرخاند، همسنگِ ده مقاله ISI در ژورنالهای پرطمطراق ارزش دارد.»
«آلوید» فرزند همین تغییر رویکرد است. اینجا دیگر خبری از اساتید با روپوشهای سفید استریل نیست که فقط فرمول مینویسند. اینجا مهندسان مواد، آچار به دست گرفتهاند. آنها به جای اینکه فقط به ویژگیهای متالورژیک یک قطعه فکر کنند، به این میاندیشند که چگونه میتوان آن را با کمترین ضایعات و بیشترین کارایی تولید کرد. این همان «تولید ارزشمحور» است؛ جایی که دانش فنی، نه در کتابخانه، که در دمای هزار درجه کوره معنا پیدا میکند.
استراتژی ۲۰۲۵: قمار ۳۹ میلیارد پوندی
دولت بریتانیا در استراتژی صنعتی سال ۲۰۲۵ خود، روی هشت بخش کلیدی شرطبندی کرده است که «تولید پیشرفته» (Advanced Manufacturing) در صدر آنهاست. هدفگذاری جسورانه است: افزایش سرمایهگذاری بخش خصوصی از ۲۱ میلیارد پوند به ۳۹ میلیارد پوند تا سال ۲۰۳۵. اما آیا تزریق پول به تنهایی کافی است؟
پاسخ احتمالاً منفی است. نوآوری «آلوید» در استفاده از «دوقلوهای دیجیتال» (Digital Twins) و تولید افزایشی، نشان میدهد که آینده صنعت در دست کسانی نیست که فقط ماشینآلات بزرگتر دارند، بلکه در دست کسانی است که «داده» را با «فولاد» گره میزنند. آنها قبل از اینکه اولین ذره پودر فلز را در پرینتر سهبعدی بریزند، میلیاردها بار رفتار آن را در فضای مجازی شبیهسازی میکنند. این یعنی کاهش خطا، حذف ضایعات و رسیدن به قطعاتی که با روشهای سنتی ریختهگری، ساختشان عملاً غیرممکن بود.
وایولت و فرهنگ «تازهنفسها»
در بازدید از دفتر مرکزی آلوید در آکسفوردشر، یک نکته بیش از هر چیز جلب توجه میکند: میانگین سنی. ۹۰ درصد کارکنان پیشینه فنی تراز اول دارند، اما شرکت تعمد دارد که متخصصانی با سابقه بیش از سه سال استخدام نکند. چرا؟ چون آنها به دنبال «ویروس نوآوری» هستند. آنها نمیخواهند کسی بگوید: «ما همیشه این کار را به این روش انجام میدادیم.»
راهنمای خبرنگار ما در کارخانه، دختر جوانی به نام «وایولت» است؛ یک کارآموز که تنها دو هفته از شروع کارش میگذرد اما با چنان تسلطی از فرآیندهای پیچیده متالورژی صحبت میکند که گویی سالهاست در کنار کورهها بزرگ شده است. این همان «سرمایه انسانی» است که موتور محرک هر کارخانهای است. در مدلی که آلوید پیش گرفته، دانش فنی (Know-how) به قدری بالاست که به شرکت انعطافپذیری عجیبی میدهد. آنها امروز برای بوئینگ قطعه میسازند و فردا برای یک شرکت الکترونیکی که میخواهد عینکهای واقعیت افزوده فوقسبک تولید کند.
مدل کسبوکار: صادرات «دستور پخت» به جای «کیک»
اما جذابترین بخش ماجرا، نگاه بلندمدت مدیران آلوید به مدل درآمدیشان است. آنها نمیخواهند فقط یک «قطعهساز» باقی بمانند. آنها به دنبال مدل شرکت «آرم» (Arm) هستند. همانطور که آرم نقشههای طراحی تراشه را میفروشد و خود تراشه نمیسازد، آلوید هم میخواهد کتابخانهای از «کتابهای دستور پخت» (Recipe Books) آلیاژها و طراحیها ایجاد کند.
تصور کنید به جای اینکه یک کانتینر پر از توربینهای فلزی سنگین را با کشتی از انگلیس به لهستان یا آلمان بفرستید، یک فایل دیجیتال کدگذاری شده ارسال میکنید. تولیدکننده در مقصد، فایل را میخرد، در پرینتر سهبعدیاش بارگذاری میکند و قطعه همانجا متولد میشود. این یعنی «بومیسازی تولید» در تراز جهانی. این یعنی صنعت دیگر محدود به جغرافیای کارخانه نیست؛ صنعت به وسعت شبکههای دیجیتال گسترش مییابد.
دیواری به نام زیرساخت و مهارت
با وجود تمام این درخششها، مسیر کیمیاگران آکسفورد هموار نیست. در دنیای واقعی، هنوز هم «برق» حرف اول را میزند. وقتی کارمندی میگوید نصب یک کوره جدید به تأخیر افتاده چون ممکن است «برق کل ساختمان بپرد»، یعنی زیرساختهای بریتانیا هنوز برای یک انقلاب صنعتی جدید آماده نیستند.
بدتر از آن، بحران مهارت است. در حالی که در کشورهای پیشرو صنعتی (OECD) حدود ۳۲ درصد دانشآموزان در رشتههای فنی و مهندسی تحصیل میکنند، این رقم در بریتانیا تنها ۹ درصد است. بریتانیا سالهاست که به فرزندانش یاد داده است که «موفقیت» یعنی کار در بانک یا آژانسهای تبلیغاتی، نه کار با روغن و فلز. تغییر این فرهنگ، از ساختن پیچیدهترین آلیاژها هم سختتر است.
فرجام: توربینهای سرخ
در پایان گزارش، دوباره به همان فرودگاه برمیگردیم. مهندس کدی را تایپ میکند، شعلهای فوران میکند و توربین چنان سریع میچرخد که از شدت حرارت به رنگ قرمز میدرخشد. این توربین سرخ، نمادی از وضعیت امروز صنعت است: تحت فشار، در دمای بالا، اما در حال درخشش.
مایکل هولمز، مدیرعامل آلوید، میگوید تا سال ۲۰۲۸ به سودآوری نخواهند رسید. این یک اعتراف صادقانه است؛ تولید، بازی «صبر» است، نه بازی «اپلیکیشنهای موبایلی» که یکشبه میلیاردر بسازد. در دنیای کارخانه، هر میلیمتر پیشرفت، عرق ریختن میطلبد.
اگر بریتانیا بخواهد دوباره قد راست کند، راهش از میان همین کلبههای کوچک در آکسفورد میگذرد. جایی که هوش مصنوعی و متالورژی با هم دست میدهند تا فلز را از نو اختراع کنند. درس بزرگ آلوید روشن است: صنعتِ آینده، دیگر صرفاً درباره «ساختن» نیست؛ درباره «طراحیِ نحوه ساختن» است. و در این مسیر، هر کسی که بتواند فرمول بهتری برای فلز بنویسد، حاکم بلامنازع بازارهای فردا خواهد بود.
آزمونهای سختی در پیش است، اما صدای آن توربین کوچک، نویدبخش این است که شاید، فقط شاید، غولهای خفته صنعتی دوباره بیدار شدهاند.
نظر شما