یادداشت؛

آن‌سوی اعداد؛ روایت توسعه و زندگی

مسعود سرپاک*
آن‌سوی اعداد؛ روایت توسعه و زندگی
شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱

شتاب توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در جهان، از چین و مصر تا ایران، تنها روایت افزایش ظرفیت نیروگاهی نیست؛ بلکه نشانه تغییر در الگوی توسعه و نسبت انسان با انرژی، آب، طبیعت و نسل‌های آینده است. توسعه زمانی معنا پیدا می‌کند که اعداد و پروژه‌ها در نهایت به کاهش رنج، افزایش رفاه، حفظ منابع و ارتقای کیفیت زندگی منجر شوند.

پایگاه تحلیلی‌خبری ایراسین؛ جهان انرژی با شتابی کم‌سابقه در حال دگرگونی است؛ چین در نیمه نخست ۲۰۲۶، ظرفیت انرژی‌های تجدیدپذیر خود را به حدود ۲۴۵۵ گیگاوات رسانده؛ رقمی که بیش از ۶۰ درصد ظرفیت تولید انرژی الکتریکی این کشور را دربرمی‌گیرد. تنها در شش ماه، ۱۱۷ گیگاوات ظرفیت جدید تجدیدپذیر افزوده شده و این منابع ۴۱.۲ درصد تولید انرژی الکتریکی چین را تأمین کرده‌اند. سهم خورشید و باد نیز به ۲۴.۶ درصد رسیده و سهم تولید انرژی الکتریکی از زغال‌سنگ برای نخستین بار به کمتر از نیمی از کل تولید کاهش یافته است.

مصر نیز با حدود ۹.۵ گیگاوات ظرفیت تجدیدپذیر، توسعه این بخش را شتاب بخشیده و برای افزودن ۱.۷ گیگاوات دیگر در سال ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی کرده است. پاکستان نیز با گسترش سریع سامانه‌های خورشیدی کوچک‌مقیاس، در حال تجربه تغییری محسوس در الگوی تأمین انرژی است. ایران نیز در این مسیر گام‌های بلندی برداشته است؛ ظرفیت منصوبه نیروگاه‌های تجدیدپذیر کشور در مرداد ۱۴۰۵ به حدود ۶ هزار مگاوات رسیده و هدف‌گذاری برای دستیابی به ۱۲ هزار مگاوات تا پایان سال در دستور کار قرار گرفته است. در کنار انرژی، آب نیز به یکی از بنیادی‌ترین مسائل آینده ایران بدل شده است؛ مسئله‌ای که از ظرفیت منابع آب تا الگوی مصرف و شیوه توسعه سرزمین را دربرمی‌گیرد.

آن‌سوی اعداد

این اعداد ارزشمندند؛ اما همه واقعیت نیستند.

عدد، اندازه می‌گیرد؛ اما معنا نمی‌کند. ظرفیت، توان ساختن را نشان می‌دهد؛ اما کیفیت زندگی را به تنهایی روایت نمی‌کند. پروژه، ساخته شدن را ثبت می‌کند؛ اما نمی‌گوید پس از ساختن، زندگی تا چه اندازه بهتر شده است.

آن‌سوی اعداد، جایی است که آمار به زندگی می‌رسد؛ جایی که دولت، من، اجتماع، طبیعت و زمان در یک آینه کنار یکدیگر دیده می‌شوند.

اگر از دولت امنیت، عدالت، سلامت، رفاه و آینده‌ای بهتر می‌خواهیم، سهم خود را نیز باید دید. دولت مسئولیتی بزرگ و ویژه دارد؛ اما مسئولیت دولت، مسئولیت ما را از میان نمی‌برد.

حق و تکلیف، دو روی یک حقیقت‌اند.

دولت در آینه زمان

هیچ نسلی از نقطه صفر آغاز نمی‌کند.

نسل X گذار از جهان آنالوگ به دیجیتال را تجربه کرد؛ نسل Y با اینترنت و ارتباطات جهانی بزرگ شد؛ نسل Z جهان را در شتاب شبکه‌ها شناخت؛ نسل آلفا با فناوری‌های هوشمند و هوش مصنوعی بالید و نسل بتا وارد جهانی خواهد شد که بسیاری از قواعد آن هنوز نوشته نشده است.

اینها تنها نام چند نسل نیستند؛ صورت‌های متفاوتی از دیدن جهان‌اند.

حکمرانی امروز میان تجربه‌ای ایستاده که سرمایه گذشته است و آینده‌ای که هنوز صورت خویش را آشکار نکرده؛ جایی که تجربه راهنمای نوآوری است و نوآوری، تجربه را از حرکت بازنمی‌دارد.

زندگی؛ فراتر از انسان

زندگی انسان در خلأ جریان ندارد. آب و خاک و هوا، گیاه و حیوان، شهر و روستا و نسل‌های پیش و پس از ما، اجزای یک منظومه‌اند.

آب تنها آن چیزی نیست که از شیر جاری می‌شود؛ رودخانه، باران و سفره‌های زیرزمینی نیز بخشی از آن‌اند. درخت تنها فضای سبز نیست و حیوان تنها هنگامی ارزشمند نیست که سودی برای انسان داشته باشد.

طبیعت حاشیه توسعه نیست؛ بخشی از خود توسعه است.

شهری که بزرگ‌تر شده، اما آب، هوای پاک و آرامش را از دست داده است، الزاما پیشرفته‌تر نشده است.

ارزش بیمارستان در شمار طبقاتش نیست؛ در رنجی است که می‌کاهد. ارزش جاده در طول آن نیست؛ در فاصله‌ای است که کوتاه می‌کند و خطری که کاهش می‌دهد. ارزش نیروگاه نیز تنها در ظرفیت تولید انرژی الکتریکی آن نیست؛ در بهبود کیفیت زندگی و انرژی پایدار است .

پروژه زمانی به معنا می‌رسد که پس از پایان ساخت، چیزی در زندگی بهتر شده باشد.

همبودگی؛ از من تا دیگری

همبودگی، یکسان شدن نیست؛ هنر زیستن در کنار تفاوت‌هاست.

انسان، درخت نیست؛ درخت، حیوان نیست؛ رودخانه، خاک نیست. ارزش جهان در همین گوناگونی و پیوند میان آنهاست.

نسل‌ها نیز چنین‌اند. مسئله حذف تفاوت‌ها نیست؛ یافتن زبانی است که تجربه نسل‌های پیشین، پرسشگری نسل‌های امروز و نگاه نسل‌های تازه را در کنار یکدیگر بنشاند.

همبودگی از همین‌جا آغاز می‌شود:

از من تا دیگری، از یک نسل تا نسل دیگر، از انسان تا طبیعت و از امروز تا فردا.

دولت و مردم نیز دو سوی یک دیوار نیستند. دولت از متن اجتماع برمی‌خیزد و تصمیم‌های آن دوباره به متن اجتماع بازمی‌گردد.

پس در کنار پرسش «دولت برای من چه کرده است؟»، پرسش دیگری نیز شایسته شنیدن است:

من برای بهتر شدن این سرزمین چه کرده‌ام؟

گذشته، اکنون، آینده

گذشته، حافظه ماست؛ اکنون، فرصت عمل ماست؛ و آینده، برآمده از انتخاب‌های امروز ماست.

هر نسل هم دریافت‌کننده است و هم سازنده. آنچه از دیروز به ما رسیده، امروز در دست ما معنای تازه‌ای می‌یابد؛ و آنچه امروز می‌سازیم، دیر یا زود وارد زندگی نسل دیگری خواهد شد.

از این رو، هفته دولت تنها هنگام پرسیدن «چه ساخته‌ایم؟» نیست؛ هنگام پرسیدن این نیز هست:

چه رنجی کمتر شده؟ چه فرصتی بیشتر شده؟ چه طبیعتی حفظ شده؟ و چه انسانی با کرامت بیشتری زیسته است؟

آینه برای یافتن مقصر نیست؛ برای دیدن است.

دیدن آنچه بوده‌ایم، آنچه هستیم و آنچه با انتخاب‌های امروز امکان شدن دارد.

و در برابر این آینه، پرسشی می‌ماند:

در این فاصله کوتاه میان دیروز و فردا، سهم ما از حقیقت زندگی چیست؛ و آنچه امروز می‌سازیم، فردای هم‌بودگی و هنر زیستنی شایسته را چگونه برساخت خواهد کرد؟

*کارشناس انرژی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای باشگاه‌تحلیلگران

یادداشت

تازه‌ترین‌ها باشگاه‌تحلیلگران

ویدیوی صفحه

دیدگاه