به گزارش ایراسین، صنعت فولاد با تولید سالانه بیش از ۱.۸ میلیارد تن در جهان، یکی از ستونهای اقتصاد صنعتی است؛ اما همزمان زیر ذرهبین نهادهای ناظر محیطزیست و جامعه مدنی قرار دارد. غولهای فولادسازی برای حفظ «مجوز اجتماعی فعالیت» (Social License to Operate) ناگزیر شدهاند فراتر از سودآوری کوتاهمدت بیندیشند. بزرگترین تولیدکننده فولاد جهان، China Baowu Steel Group، در گزارشهای مسئولیت اجتماعی خود بر توسعه خدمات بهداشت شغلی، غربالگریهای دورهای کارکنان و سرمایهگذاری در زیرساختهای درمانی مناطق صنعتی تأکید دارد. تمرکز این گروه، بهویژه بر بیماریهای شغلی، سرطانهای مرتبط با مواجهه صنعتی و ارتقای سلامت کارکنان در شهرهای فولادی چین است.
در اروپا، ArcelorMittal که در بیش از ۶۰ کشور فعالیت دارد برنامههای نظاممند «Health & Wellbeing» را اجرا میکند. این برنامهها شامل غربالگریهای دورهای سرطان، کمپینهای آگاهیبخشی درباره سرطان سینه و روده بزرگ، و مشارکت با سیستمهای سلامت محلی در کشورهایی چون فرانسه، بلژیک و برزیل است. در برخی سایتهای عملیاتی، شرکت با تأمین مالی کلینیکهای محلی، دسترسی کارکنان و خانوادههایشان به تستهای تشخیصی زودهنگام را تسهیل کرده است. در هند، Tata Steel یکی از قدیمیترین نمونههای پیوند صنعت و سلامت عمومی را ارائه میدهد. این شرکت از دههها پیش شبکهای از بیمارستانها و مراکز درمانی از جمله بیمارستان تاتا در جمشیدپور را پشتیبانی میکند. برنامههای غربالگری سرطان در ایالتهای شرقی هند، بهویژه برای جوامع کمدرآمد، بخشی از راهبرد توسعه اجتماعی این گروه است. مرکز ویژه بر غربالگری سرطان دهانه رحم و سینه در مناطق روستایی، این شرکت را به یکی از بازیگران شاخص CSR سلامتمحور در آسیا بدل کرده است. در کرهجنوبی، POSCO برنامههای منظم معاینات پزشکی و غربالگریهای سالانه برای کارکنان و خانوادهها اجرا میکند و از طریق بنیادهای خیریه وابسته، در تأمین تجهیزات تشخیصی برای بیمارستانهای محلی مشارکت دارد. این شرکت سلامت کارکنان را بخشی از استراتژی بهرهوری و کاهش ریسک عملیاتی تعریف کرده است.
از بهداشت شغلی تا سلامت عمومی
آنچه تجربه جهانی نشان میدهد، گذار تدریجی فولادسازان از «بهداشت شغلی محدود به کارکنان» به «مداخله در سلامت عمومی جامعه میزبان» است.
در دهههای گذشته، تمرکز اصلی بر پیشگیری از بیماریهای ناشی از مواجهه صنعتی نظیر بیماریهای ریوی و برخی سرطانهای شغلی بود. اما با افزایش انتظارات اجتماعی و فشار سرمایهگذاران نهادی، شرکتها به سمت مدلهای گستردهتر حرکت کردهاند:
- غربالگریهای سازمانیافته سرطان برای کارکنان و خانوادهها
- سرمایهگذاری در تجهیزات تصویربرداری و آزمایشگاهی در شهرهای صنعتی
- کمپینهای آگاهیبخشی منطقهای
- مشارکت با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی برای مطالعات اپیدمیولوژیک
در بسیاری از گزارشهای ESG (محیطزیست، مسئولیت اجتماعی و حکمرانی شرکتی)، شاخصهای سلامت کارکنان از نرخ مشارکت در غربالگری تا کاهش غیبت ناشی از بیماری بهعنوان معیار عملکرد کلیدی معرفی میشود. این تغییر نشان میدهد که سلامت، به یک متغیر اقتصادی در ترازنامه شرکتها بدل شده است.
مقایسه با اصفهان: یک مدل بومی با ابعاد عمومی
در این چارچوب جهانی، اقدام فولاد مبارکه در اصفهان چند ویژگی متمایز دارد:
- تمرکز بر جمعیت عمومی، نه فقط کارکنان
برخلاف بسیاری از نمونههای جهانی که بر نیروی کار شرکت متمرکزند، طرح اصفهان جامعه وسیعتری را پوشش میدهد. - هدفگذاری کمی و اعلام نتایج اقتصادی
اعلام نجات جان پنجهزار نفر و صرفهجویی هشتهمتی، طرح را از سطح شعار به سطح ارزیابیپذیر ارتقا داده است. - همکاری ساختاری با دانشگاه علوم پزشکی
پیوند مستقیم با دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، تضمینکننده پشتوانه علمی و انطباق با سیاستهای ملی سلامت است.
اگر الگوی جهانی را طیفی از «سلامت درونسازمانی» تا «سرمایهگذاری در سلامت عمومی» بدانیم، تجربه اصفهان به انتهای دوم این طیف نزدیکتر است؛ جایی که شرکت نه فقط برای کاهش ریسک عملیاتی، بلکه برای ارتقای شاخصهای سلامت منطقهای مداخله میکند.
منطق اقتصادی مشترک
با وجود تفاوتهای جغرافیایی، یک منطق مشترک در میان فولادسازان بزرگ جهان دیده میشود؛ پیشگیری ارزانتر از درمان است.در اقتصادهایی که هزینه درمان سرطان میتواند دهها هزار دلار برای هر بیمار باشد، غربالگری زودهنگام بازدهی اقتصادی بالایی دارد. کاهش مرگومیر زودرس، حفظ بهرهوری نیروی کار و کاهش فشار بر سیستمهای بیمهای، همگی به نفع شرکت و دولت است. در ایران نیز، صرفهجویی اعلامشده هشتهزار میلیارد تومانی، اگر در کنار هزینههای غیرمستقیم از دست رفتن سالهای کاری، فقر ناشی از بیماری، و فشار بر بودجه عمومی قرار گیرد، نشان میدهد که بازده اجتماعی سرمایهگذاری فولاد مبارکه احتمالاً فراتر از ارقام رسمی است.
آینده مسئولیت اجتماعی در فولاد
جهان فولاد در حال گذار به عصر کربنزدایی و تحول دیجیتال است. اما همزمان، انتظار از این صنعت برای ایفای نقش فعالتر در سلامت و رفاه جوامع نیز افزایش یافته است. سرمایهگذاران بینالمللی در ارزیابیهای ESG، به شاخصهای سلامت کارکنان و اثرات اجتماعی توجه بیشتری نشان میدهند. در چنین فضایی، تجربه اصفهان میتواند برای بازارهای نوظهور الهامبخش باشد: مدلی که در آن یک صنعت سنگین، با اتکا به دادههای رسمی و مشارکت نهادی، غربالگری سرطان را به پروژهای با بازدهی اجتماعی و اقتصادی تبدیل میکند. اگر فولاد نماد توسعه صنعتی قرن بیستم بود، شاید در قرن بیستویکم، معیار قضاوت درباره آن نه فقط میزان تولید، بلکه سهمش در کیفیت زندگی شهروندان باشد. در این سنجه تازه، فولاد مبارکه اصفهان نمونهای است که نشان میدهد کورههای فولاد میتوانند همزمان، موتور سلامت نیز باشند.
نظر شما