به گزارش ایراسین، پیوستن رسمی ایران به سازمان همکاری شانگهای (SCO) و اتحادیه بریکس (BRICS) به عنوان یکی از مهمترین تحولات سیاست خارجی و اقتصادی کشور در سالهای اخیر تلقی میشود. کارشناسان اقتصادی معتقدند که این عضویت، فرصتی استراتژیک برای ایران جهت کاهش وابستگی به سیستم مالی غربی و خنثیسازی آثار تحریمهای یکجانبه آمریکا فراهم میآورد. این اتحادیهها که بیش از ۴۰ درصد از جمعیت جهان و سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی جهانی (GDP) را در بر میگیرند، پتانسیل بالایی برای تنوعبخشی به شرکای تجاری ایران دارند.
با وجود تأکید مسئولان بر توسعه روابط با اوراسیا و کشورهای عضو این پیمانها، آمارهای گمرکی ایران در ماههای اخیر نشان میدهد که هنوز فاصله معناداری بین ظرفیتهای بالقوه و مبادلات واقعی وجود دارد. بر اساس گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس و گمرک ایران، اگرچه صادرات غیرنفتی به کشورهایی مانند چین، روسیه و هند روند رو به رشدی داشته است، اما سهم این کشورها از سبد صادراتی ایران هنوز به اهداف تعیین شده در برنامههای توسعه پنجساله نرسیده است. کارشناسان معتقدند که تمرکز صرف بر حجم مبادلات بدون توجه به کیفیت و ارزش افزوده کالاها، یکی از موانع اصلی تحقق اهداف است.
عضویت در شانگهای و بریکس؛ پاسخی موثر به تحریمها
در این راستا مجید گودرزی، کارشناس مسائل اقتصادی، در گفتوگو با خبرنگار ایراسین در خصوص عضویت ایران در پیمانهای منطقهای مانند شانگهای و بریکس و تأثیر آن بر تجارت خارجی اظهار کرد: با وجود عضویت ایران در این اتحادیهها، آمارها نشان میدهد که سهم این کشورها از کل صادرات غیرنفتی هنوز به اهداف تعیین شده نرسیده و فاصله زیادی با آن اهداف دارد.
وی در تشریح موانع موجود بیان کرد: اصلیترین موانع ساختاری و غیرتعرفهای که مانع از نفوذ کالای ایرانی به بازار این کشورها میشود، عبارتند از استانداردهای سختگیرانه و رقابت با کالاهایی که بیشتر از چین و روسیه وارد میشوند؛ مواردی که میتوانند عوامل اصلی این مسئله باشند.
گودرزی با اشاره به استراتژی ایران در قبال فشارهای خارجی، عنوان کرد: پیمانی که ایران در مقابل تهدیدها و تحریمهای مداوم آمریکاییها تلاش کرد تا به سمت پیمانهای منطقهای برود، اقدام بسیار خوبی بود. هر دو پیمان (شانگهای و بریکس) در شرایط تحریمگرایی آمریکاییها بسیار موثر بودند و تا حدودی هم موفقیتآمیز بودهاند. نفس این کار در شرایط تحریم بسیار مهم و مؤثر بود.
حذف دلار؛ واکنش خشم آمریکا و آگاهی کشورهای جهان
این کارشناس اقتصادی افزود: اقداماتی که ایران انجام میدهد، موجب خشم آمریکاییها شده و این امر گویای موفقیت این پیمان است. ما شاهدیم که جایگزینی دلار در معاملات، هر بار واکنش شدید مقامات آمریکایی را در پی داشته است. با این حال، بسیاری از کشورها، بهویژه کشورهای منطقه، به این درک رسیدهاند که باید یکبار برای همیشه هزینه حذف دلار را بپردازند؛ در غیر این صورت، مجبورند روزانه هزینه انتشار نقدینگی جدید و غارت منابع سایر کشورها توسط آمریکا را تقبل کنند. از این رو، ضروری است تا پیش از دیر شدن، این اقدامات عملیاتی شوند.
وی با اشاره به ظرفیتهای تجاری اعضای بریکس اظهار کرد: موضوع تجارت با هند و چین که دارای جمعیتی بسیار بالا و بازاری بزرگ برای کشورهای عضو محسوب میشوند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. همچنین در خصوص تعرفه بر واردات محصولات چینی، دولت چین به سرعت تعرفه ۲۵ درصدی بر محصولات آمریکایی، از جمله سویا، وضع کرد که این امر مانع از فروش محصولات کشاورزان آمریکا در سال جاری شد. این همکاری میان چین و برزیل، به تعبیری، یک نقطه عطف در پیمان منطقهای بریکس و یک موفقیت بزرگ به شمار میرود؛ چرا که آنها با توجه به واردات سالانه حدود ۹۵ میلیون تن سویا توسط چین، توانستند پاسخی کوبنده به تهدیدهای آمریکاییها دهند.
ضرورت تمرکز مبادلات ایران با کشورهای بریکس
گودرزی تصریح کرد: ایران نیز باید در مسیری حرکت کند که تمرکز خود را بر افزایش مبادلات و معاملات با کشورهای عضو بریکس بگذارد؛ زیرا این امر در تقویت و قدرتبخشی به این همکاریها اهمیتی حیاتی دارد.
در ادامه، کارشناس اقتصادی با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیک ایران بیان کرد: با توجه به اینکه ایران به عنوان پل ارتباطی شرق به غرب مطرح است و با توجه به توسعه کریدور شمال-جنوب، هزینه تمام شده و زمان حملونقل کالا از بندر چابهار به مقصد کشورهای عضو نسبت به مسیرهایی مثل کانال سوئز مزیت رقابتی ایجاد کرده است.
وی افزود: رقابت اصلی بر سر کریدورهاست؛ به بیان دقیقتر، جنگ به سمت «جنگ کریدورها» تغییر جهت داده است. کشورهای اروپایی و آمریکایی تلاش میکنند مانع از آن شوند که ایران از موقعیت ژئوپلیتیک خود بهرهبرداری کند، در حالی که ظرفیتهای بسیار بزرگی، از جمله ارتباط دریایی با کشورهای آسیای میانه، وجود دارد.
این کارشناس اقتصادی در پایان خاطرنشان کرد: شاهد بودیم که هندیها برای ایجاد زیرساختهای مناسب در بندر چابهار اقدام کردند تا بتوانند ارتباط بهتری با افغانستان برقرار سازند. از سوی دیگر، چین نیز میتواند از مسیر افغانستان و ایران به اروپا متصل شود که موضوعی بسیار ارزشمند و حائز اهمیت است. این امر علاوه بر بازگشت سرمایههای قابل توجه و درآمدزایی بالا، میتواند کمک شایانی به اقتصاد ایران نماید. ایران نیز تلاش میکند با بهرهگیری از قراردادهای منعقده، از این ظرفیت به نحو مطلوب استفاده کند و کشورهای آسیای میانه نیز استقبال خوبی از این مسئله داشتهاند.
نظر شما