به گزارش خبرنگار ایراسین، صنعت بانکرینگ یا سوخترسانی دریایی، به عنوان شریان حیاتی حملونقل دریایی، نقشی انکارناپذیر در زنجیره تامین لجستیک جهانی ایفا میکند. این فرآیند که شامل تامین و انتقال انواع سوختهای دریایی از جمله نفت کوره، گازوئیل و سوختهای کمگوگرد به کشتیها در بنادر و آبهای بینالمللی است، یکی از پیچیدهترین و پرسودترین بخشهای اقتصاد دریایی محسوب میشود. جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک در شمال خلیج فارس و تمرکز عظیم ذخایر نفتی، همواره به عنوان یکی از بازیگران دارای پتانسیل بالقوه برای تبدیل شدن به قطب اصلی بانکرینگ در منطقه شناخته شده است. با این حال، فاصله میان این پتانسیل و جایگاه واقعی در بازار، موضوعی است که نیازمند واکاوی دقیق ساختاری و سیاستی است.
مزیتهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک
بنیانهای قدرت ایران در صنعت بانکرینگ بر ستونهای مستحکمی استوار است که این کشور را از بسیاری از رقبای منطقه متمایز میسازد. در درجه اول، واقع شدن در مسیر تنگه هرمز که به عنوان یکی از مهمترین شاهراههای انرژی جهان شناخته میشود، مزیت بیبدیلی برای ایران محسوب میشود. تردد سالانه هزاران کشتی تجاری در مجاورت آبهای سرزمینی ایران، فرصتی منحصربهفرد برای ارائه خدمات سوخترسانی فراهم میکند. از سوی دیگر، دسترسی مستقیم به منابع عظیم نفت و گاز، هزینههای تولید سوخت را برای ایران نسبت به کشورهایی که مجبور به واردات سوخت هستند، به شدت کاهش میدهد و امتیاز رقابتی مهمی در قیمتگذاری ایجاد میکند. افزون بر این، برخورداری به سواحل متمایز در شمال (دریای خزر) و جنوب (خلیج فارس و دریای عمان)، امکان توسعه دوجانبه این صنعت را فراهم آورده و ایران را در موقعیتی ویژه قرار داده است.
چالشهای ساختاری؛ موانع راه تحقق
با وجود وجود مزیتهای ذاتی، صنعت بانکرینگ ایران با مجموعهای از موانع چندوجهی روبهروست که مانع از شکوفایی کامل ظرفیتهای آن شده است. تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای بانکی، بزرگترین چالش پیش روی این صنعت هستند. بسیاری از کشتیهای بینالمللی به دلیل ترس از تحریمهای ثانویه و پیچیدگیهای انتقال پول، از سوختگیری در بنادر ایران اجتناب میکنند که این امر باعث شده سهم بازار ایران در مقایسه با رقبایی مانند امارات و سنگاپور، بسیار پایینتر از ظرفیت واقعی باقی بماند.
علاوه بر موانع سیاسی، تغییرات اقتصادی داخلی نیز تاثیر خود را گذاشتهاند. در گذشته، یارانههای سوختی باعث میشد قیمت سوخت در ایران به مراتب پایینتر از نرخهای جهانی باشد که یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب میشد. اما با اصلاح قیمتها و نزدیک شدن قیمتهای داخلی به نرخهای منطقهای (FOB خلیج فارس)، حاشیه سود کاهش یافته و نیاز به بهینهسازی عملیات بیش از پیش احساس میشود. از سوی دیگر، زیرساختهای فرسوده و قدیمی، از جمله ناوگان کشتیهای سوخترسان و اسکلههای اختصاصی، نیازمند نوسازی جدی هستند. بسیاری از بنادر ایران فاقد تجهیزات مدرن برای سوخترسانی سریع و ایمن به کشتیهای اقیانوسپیما هستند که این امر رضایت مشتریان بینالمللی را تحت تاثیر قرار میدهد.
چالش دیگر، مقررات زیستمحیطی سختگیرانه سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO 2020) است. الزام کاهش میزان گوگرد در سوخت کشتیها از ۳.۵ درصد به ۰.۵ درصد، چالش فنی جدیدی برای پالایشگاههای ایران ایجاد کرده است. تولید و تامین سوخت مطابق با استانداردهای جدید (VLSFO) نیازمند سرمایهگذاری سنگین و تغییر در فرآیندهای پالایشی است که عدم توجه به آن میتواند منجر به از دست دادن سهم بازار در برابر رقبایی است که استانداردهای زیستمحیطی را رعایت میکنند.
راهکارهای توسعه؛ چشمانداز پیش رو
برای اینکه ایران بتواند پتانسیل خود را به قدرت واقعی تبدیل کند و به هاب بانکرینگ منطقه تبدیل گردد، اتخاذ راهکارهای راهبردی ضروری به نظر میرسد. یکی از مهمترین این راهکارها، تمرکز بر توسعه سوخترسانی در بندر چابهار است. این بندر به دلیل موقعیت آزاد و دسترسی مستقیم به دریای عمان (خارج از تنگه هرمز)، بهترین مکان برای جذب کشتیهایی است که تمایل به ورود به خلیج فارس ندارند. توسعه چابهار میتواند ایران را به یک جایگزین مطمئن برای رقبای منطقه تبدیل کند.
همچنین، نوسازی ناوگان کشتیهای سوخترسان و ایجاد تاسیسات شناور مدرن (FSO) برای افزایش سرعت و ایمنی عملیات سوختگیری، امری اجتنابناپذیر است. در کنار این موارد، سرمایهگذاری پالایشگاهها برای تولید سوختهای کمگوگرد و مطابق با استانداردهای بینالمللی، کلید حفظ مشتریان کشتیرانی در بازارهای جهانی خواهد بود. ارائه بستههای تشویقی، تسهیل گمرکی و کاهش هزینههای بندری نیز میتواند به عنوان مشوقی برای توقف کشتیها در بنادر ایران عمل کند.
چالشهای ایران برای رقابت با هابهای بانکرینگ منطقه
در حال حاضر، بنادر امارات مانند فجیره و جبل علی به همراه سنگاپور، هابهای اصلی بانکرینگ در خاورمیانه و آسیا را در اختیار دارند. با این حال، با توجه به حجم بالای ترانزیت کالا از طریق ایران و نیاز ناوگان دریایی کشور به سوخت، بازار داخلی و منطقهای همچنان پتانسیل بالایی برای رشد دارد. اگر موانع تحریمی مرتفع شوند و زیرساختها به روز شوند، ایران میتواند سهم قابل توجهی از بازار بانکرینگ خلیج فارس را بازپس بگیرد.
در نهایت، صنعت بانکرینگ در ایران در تقاطع فرصتهای ژئوپلیتیک و تهدیدات تحریمی قرار دارد. توسعه این صنعت نه تنها میتواند منبع درآمد ارزی قابل توجهی برای کشور باشد، بلکه ارزش افزوده بالایی برای بخش حملونقل دریایی ایجاد میکند. تمرکز بر استانداردسازی سوخت، نوسازی زیرساختها و استفاده از مزیتهای بندر چابهار، کلیدهای اصلی برای خروج از انزوا و ورود موفقیتآمیز به بازار رقابتی بانکرینگ بینالمللی خواهند بود.
نظر شما