پایگاه خبری تحلیلی ایراسین؛ بازار نوین آب صنعتی، که مدیرعامل گروه فولاد مبارکه صراحتاً از آن به عنوان «مقدمه تشکیل بازار آب برای صنایع» یاد کرده است، آب را از یک کالای عمومی بیبها به یک ماده اولیه استراتژیک با قیمت اقتصادی تبدیل میکند. هنگامی که تأمین هر واحد آب با هزینههای کلان شیرینسازی و پمپاژ در مسیر طولانی گره میخورد، دیگر هیچ واحد صنعتی نمیتواند به مصرف سنتی و بیرویه ادامه دهد. این تغییر قیمت، صنایع را مجبور به هوشمندسازی، پایش دقیق و افزایش بهرهوری میکند؛ بهگونهای که بقا و رقابتپذیری صنعتی، مستقیماً به توانایی آنها در مدیریت بهینه آب وابسته خواهد شد. این مقاله، به بررسی سازوکارها، چالشها و چشماندازهای این بازار نوین در فلات مرکزی میپردازد.
چشمانداز شکلگیری «بازار آب»
ابرپروژه ملی انتقال آب از دریا به فلات مرکزی، که با ارادهای ملی و سرمایهگذاری بیسابقه به مرحله بهرهبرداری رسیده است، صرفاً یک دستاورد فنی نیست؛ بلکه سنگبنای یک تحول ساختاری در اقتصاد آب صنعتی ایران است. این پروژه، با حجم سرمایهگذاری هنگفت ۳۵ هزار میلیارد تومانی از سوی گروه فولاد مبارکه و مشارکت دیگر صنایع، مفهوم سنتی آب ارزان و در دسترس را برای همیشه دگرگون کرده و زمینه را برای شکلگیری یک «بازار آب صنعتی» با قواعد قیمتگذاری و بهرهوری اقتصادی فراهم میآورد. این بازار جدید، بقای صنایع بزرگ را نه در دسترسی به منابع سوبسیدی، که در گروی مدیریت هوشمند و بهینه منابع قرار میدهد.
سالها، آب بهعنوان یک کالای کمارزش و تقریباً رایگان در فرآیندهای صنعتی مصرف میشد. این رویکرد، در نهایت به ناترازی شدید منابع و فشار مضاعف بر اکوسیستمهای حیاتی منجر شد. اکنون، با وارد شدن آب انتقالی شیرینسازیشده به مدار، که برای تأمین آن هزینههای گزافی صرف شده است، مدیر عامل فولاد مبارکه بهدرستی پیشبینی میکند که این اقدام «مقدمه تشکیل یک بازار آب برای صنایع استان و مناطق همجوار» خواهد بود. این امر، صنایع را مجبور میسازد تا آب را با ارزش واقعی خود بنگرند و برای هر واحد مصرفی برنامهریزی دقیق داشته باشند.
اقتصاد انتقال: توجیه هزینههای عظیم
یکی از چالشهای اصلی در پذیرش این پروژه، تصور عمومی از هزینه بالای آب شیرینسازیشده است. با این حال، سخنگوی صنعت آب کشور با ارائه یک تحلیل اقتصادی دقیق، این نگرانی را برطرف میکند. ایشان تأکید میکنند که برای صنایع پرسود و آببر، هزینه انتقال آب دریا مقرونبهصرفه است و این هزینه در سبد تولید نهایی، زیر یک تا دو درصد قیمت محصول خواهد بود. این واقعیت عددی، نشان میدهد که اگرچه هزینه تأمین آب از منابع نامتعارف بالا است، اما در مقایسه با ارزش افزوده عظیم محصولات صنایع مادر، این سهم ناچیز باقی میماند و توجیه اقتصادی آن کامل است. این تحلیل، محرک اصلی ورود سرمایههای عظیم و نقشآفرینی صنایعی چون فولاد مبارکه در این پروژه بوده است.
بهرهوری بهعنوان نیروی محرکه بازار
موفقیت در بازار آب جدید، پیش از هر چیز، به میزان بهرهوری وابسته است. فولاد مبارکه سالهاست که خود را برای ورود به این عصر جدید آماده کرده و رکوردهایی جهانی را به ثبت رسانده است. در ابتدای فعالیت این مجتمع در سال ۱۳۷۱، میزان مصرف آب برای تولید هر تن فولاد خام، حدود ۱۶ مترمکعب بود. اما با استقرار فناوریهای نوین و مدیریت مستمر، این رقم به طرز شگفتآوری کاهش یافته و اکنون به ۲.۵ مترمکعب به ازای هر تن رسیده است. این رقم، در قیاس با میانگین جهانی مصرف آب در صنایع فولاد که حدود ۴ تا ۵ مترمکعب است، فولاد مبارکه را در میان کممصرفترینها در سطح جهانی قرار داده است.
این کارنامه درخشان بهرهوری، به صنایع نشان میدهد که چگونه میتوان با مدیریت هوشمند، هزینههای انتقال آب گرانتر را جذب کرد. مدیران فولاد مبارکه در راستای تثبیت این بازار جدید، بر «سرمایهگذاری جدی در هوشمندسازی مصرف آب، نصب سنسورها و اجرای برنامههای پایش هوشمند» تأکید کردهاند. این اقدامات، استانداردهای جدیدی را در صنعت وضع میکند و بقای صنایع استان و مناطق همجوار را منوط به پذیرش این پروتکلهای نوین و رقابت در حوزه صرفهجویی میسازد.
پیامد زیستمحیطی بازار آب
یکی از مهمترین برکات شکلگیری بازار آب صنعتی، که مستقیماً از سرمایهگذاری فولاد مبارکه نشأت میگیرد، آزادسازی منابع آب داخلی است. فولاد مبارکه پیش از اجرای این پروژه، گامهای مهمی در کاهش وابستگی به رودخانه برداشته بود. این مجموعه با سرمایهگذاری در تصفیه و بازچرخانی، اکنون ۵۰ درصد از آب مورد نیاز خود را از محل بازچرخانی پسابهای صنعتی و شهری تأمین میکند. در این راستا، نُه شهر اطراف فولاد مبارکه به شبکه فاضلاب مجهز شده و پساب آنها در بزرگترین تصفیهخانه صنعتی کشور تصفیه و در فرآیند تولید استفاده میشود.
با ورود آب دریا به مدار مصرف، حدود ۱۴ تا ۱۸ میلیون مترمکعب برداشت سالانه فولاد مبارکه از حوضه آبریز زایندهرود، که پیش از این نیز حدود یک تا یک و نیم درصد از کل برداشت این حوضه را تشکیل میداد، بهطور کامل قطع خواهد شد. این حجم آزادشده، فرصتی حیاتی برای تخصیص مجدد به مصارف شرب، کشاورزی، حقابههای زیستمحیطی و احیای تالابهای پاییندست فراهم میآورد. این اقدام، یک تعهد عمیق زیستمحیطی است که فراتر از منافع اقتصادی، به احیای هویت زیستی و فرهنگی سرزمین منجر میشود.
کریدور پایدار با ظرفیت ۲۰۰ میلیون مترمکعب
چشمانداز بازار آب صنعتی، با تکمیل فازهای آتی پروژه، پایدارتر و قدرتمندتر خواهد شد. ظرفیت نهایی خط انتقال آب از دریا، بالغبر ۲۰۰ میلیون مترمکعب در سال است. این ظرفیت عظیم، تضمینکننده تأمین آب پایدار برای کل صنایع بزرگ استان در دهههای آتی خواهد بود و به این ترتیب، نیاز به منابع آب متعارف داخلی برای صنایع بهطور کامل مرتفع میشود. این حجم آب، پشتوانه توسعههای صنعتی آینده در منطقه و همچنین اجرای برنامههای دولت برای استفاده از منابع آب نامتعارف توسط صنایع است.
در نهایت، پروژه انتقال آب نه صرفاً یک زیرساخت هیدرولیکی، بلکه کاتالیزور تغییر فرهنگ مصرف آب از سوبسیدی به اقتصادی و از واکنشی به هوشمندانه است. با تثبیت قیمت واقعی آب و ایجاد رقابت بر پایه بهرهوری، این پروژه مقدمات تشکیل بازاری باثبات و پایدار را فراهم میکند که در آن، آب صنعتی به یک کالای استراتژیک و ارزشمند تبدیل شده و در عین حال، تنشهای آبی از منابع سنتی به سمت آبهای آزاد هدایت میشود. این استراتژی، امنیت آبی، پایداری تولید و حفظ محیطزیست را بهطور همزمان برای فلات مرکزی تضمین میکند.
منبع: ویژهنامه انتقال آب
نظر شما