به گزارش ایراسین؛ در پروژهای که از آن بهعنوان یکی از مهمترین طرحهای حوزه انرژی و سیالات فولاد مبارکه یاد شده، این شرکت با سرمایهگذاری مستقیم در شبکه فاضلاب ۹ شهر اطراف، امکان انتقال و تصفیه سالانه حدود ۱۲ میلیون مترمکعب فاضلاب شهری برای تولید آب صنعتی را فراهم کرده است.
حمیدرضا خسروانیپور، مدیر پروژههای انرژی و سیالات فولاد مبارکه، در گفتوگویی با نشریه داخلی شرکت، تأکید میکند: «با تکمیل چرخه تصفیه و بازچرخانی، بخش قابل توجهی از آب صنعتی مورد نیاز فولاد مبارکه میتواند از پساب شهری تأمین شود. این پروژه علاوه بر ارتقای استانداردهای محیطزیستی و بهداشتی منطقه و حفاظت از آبهای زیرزمینی، جایگاه شرکت را در استفاده بهینه از منابع آب نسبت به سایر فولادسازان کشور تثبیت کرده است.»
در سطح کارخانه، سیستمهای بازچرخانی بهگونهای طراحی شدهاند که آب مصرفی در فرآیند تولید تا ۶ بار در واحدهای مختلف استفاده مجدد میشود. به گفته خسروانیپور، در برخی پروژههای جدید کاهش مصرف آب تا ۷۰ درصد نسبت به روشهای قبلی هدفگذاری شده است.
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، در اواخر سال ۱۴۰۳ اعلام میکند: «در حال حاضر حدود نیمی از آب مصرفی فولاد مبارکه از طریق پساب تصفیهشده صنعتی و پساب شهرهای مجاور تأمین میشود و برداشت آب خام شرکت از حوضه آبریز زایندهرود به حدود یک درصد رسیده است.» برداشت آبی که با افتتاح خط انتقال آب دریا به فولاد مبارکه در آذرماه ۱۴۰۴ به صفر رسید. این ارقام و سازوکارها، در کنار دادههای مستقل درباره توسعه شبکه فاضلاب استان اصفهان، نشان میدهد که فولاد مبارکه عملاً یکی از بزرگترین مصرفکنندگان «آب نامتعارف» (پساب تصفیهشده) در صنعت ایران شده است.
پروژه انتقال آب دریای عمان؛ امنیت آبی بلندمدت
فولاد مبارکه پیشازاین کمتر از ۱.۵ درصد از آب زایندهرود را مصرف میکرد، اما با هدف مسئولیتپذیری و پایداری، تصمیم گرفت وابستگی خود به زایندهرود را کاهش دهد و صنایع دیگر را نیز به همین مسیر تشویق کند. به همین منظور، در پروژه عظیم ۳۵ هزار میلیارد تومانی انتقال آب مشارکت کرده است؛ پروژهای که مسیر آن از مناطق مختلف کشور عبور کرده و طراحی و اجرای آن نیازمند هماهنگی ملی و تخصصی بود.
اجرای ۸۰۰ کیلومتر خط لوله با اقطار عظیم ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیمتر، احداث تصفیهخانهها، ایستگاههای پمپاژ و مخازن ذخیره، بر اساس استانداردهای متداول بینالمللی و تجربیات پیشین در کشور، نیازمند بازه زمانی ۵ تا ۷ ساله بود. اما بحران آب در اصفهان و وضعیت اضطراری زایندهرود، مجالی برای تعلل باقی نگذاشته بودند. نکته مهم آنکه کل مسیر ۸۰۰ کیلومتری تنها در ۲ سال تکمیل شد که رکوردی ملی و قابلتوجه است. بیش از ۴۲ شرکت پیمانکار قدرتمند داخلی که هر کدام دارای رتبههای برتر در حوزههای راه، باند و تأسیسات بودند، به صورت همزمان در نقاط مختلف مسیر مستقر شدند. در حالی که در کیلومتر ۱۰۰، بولدوزرها مشغول شکافتن کوه بودند، در کیلومتر ۳۰۰، لولهها ریسه میشدند و در کیلومتر ۶۰۰، جوشکاران آخرین پاسهای جوش را بر بدنه فولاد مینشاندند. این هماهنگی عظیم لجستیکی، نیازمند اتاق فرمانی بود که بتواند ضربان قلب ۳۰۰۰ نیروی انسانی و صدها ماشینآلات سنگین را در یک ریتم واحد نگه دارد.
در این طرح، مهندسان شرکت ابتکار به خرج دادند و ۵۳۰ کیلومتر از مسیر بهصورت ثقلی اجرا شد. این یعنی آب پس از پمپاژ اولیه به نقاط مرتفع استراتژیک و رسیدن به مخازن تعادلی (Surge Tanks)، در ادامه مسیر و در سراشیبیهای محاسبهشده، بدون نیاز به هیچگونه انرژی الکتریکی و تنها با نیروی جاذبه زمین جریان مییابد. این دستاورد فنی، منجر به حذف ۵ ایستگاه پمپاژ بزرگ از طرح اولیه شد.
مدیریت یکپارچه در «تأمین آب صفه»
اجرای چنین پروژه عظیمی بدون یک ساختار مدیریتی منسجم غیرممکن بود. شرکت «تأمین آب صفه» با محوریت فولاد مبارکه بهعنوان سهامدار عمده، وظیفه راهبری این کنسرسیوم را بر عهده گرفت. این شرکت با ایجاد یک چتر مدیریتی واحد، ناهماهنگیهای معمول در پروژههای بزرگ را حذف کرد. مدیریت زنجیره تأمین در این پروژه، به گونهای بود که حتی برای یک روز، جبهههای کاری به دلیل نبود لوله متوقف نشدند. هماهنگی میان تولید تختال در فولاد مبارکه، تبدیل به ورق در اکسین و ساخت لوله در کارخانجات لولهسازی و نهایتاً حمل به سایت، یک سمفونی دقیق صنعتی بود. در این پروژه بیش از ۸۰۰ کیلومتر لولهگذاری انجام شده و تمام مراحل آن تحت نظارت دقیق این ساختار مدیریتی بوده است.
هدف نهایی این تلاش مهندسی، چیزی جز «پایداری» نیست. پایداری تولید در صنایع استراتژیک استان اصفهان و پایداری زیستبوم زایندهرود. با ورود آب دریا به مدار مصرف صنایع، فشار از روی منابع آب زیرزمینی و سطحی برداشته میشود. همانطور که در گزارشهای پایداری شرکت اشاره شده، این اقدام نهتنها نیاز صنایع بزرگ استان را تأمین میکند، بلکه فشار بر منابع آب زیرزمینی و زایندهرود و دغدغه مردم منطقه را بهطور قابلتوجهی کاهش میدهد. این پروژه، نمونهای از همافزایی استانداران، فرمانداران و مدیران عامل پیشین و فعلی برای دستیابی به یک هدف مشترک است. این خط لوله، شریانی است که خون تازهای را به کالبد صنعت و محیطزیست فلات مرکزی پمپاژ میکند.
وقتی سرمایهگذاری ۳۵ هزار میلیارد تومانی فولاد مبارکه، با دانش مهندسی شرکتهایی چون «تأمین آب صفه» و اراده جهادی پیمانکاران ترکیب میشود، نتیجهاش رودی از امید است که در دل کویر جاری میشود. مهندسان ایرانی با «مهندسی معکوس طبیعت»، آب را که همیشه از بالا به پایین میرود، از پایین به بالا آوردند و با هوشمندی، در نیمی از مسیر دوباره آن را به دست گرانش سپردند تا با کمترین انرژی، به مقصد برسد. این خط لوله، ستون فقرات توسعه پایدار اصفهان در قرن جدید خواهد بود؛ ستونی که بر شانههای فولادین مبارکه و همت متخصصان ایرانی استوار شده است.
انرژیهای تجدیدپذیر و ناترازی انرژی
ناترازی انرژی در سالهای اخیر یکی از جدیترین چالشهای فولاد مبارکه بوده است. زرندی اذعان میکند که محدودیتهای گاز و برق طی سه سال گذشته، بهویژه در حوزه تولید آهن اسفنجی، آسیب قابلتوجهی به شرکت وارد کرده است. پاسخ فولاد مبارکه به این بحران، حرکت از جایگاه «مصرفکننده بزرگ انرژی» به سمت «سرمایهگذار و تولیدکننده انرژی» است.
نیروگاه خورشیدی آفتاب شرق
نماد برجسته این راهبرد، پروژه نیروگاه خورشیدی آفتاب شرق با ظرفیت نهایی ۶۰۰ مگاوات در شرق استان اصفهان است. این نیروگاه بر روی ۱۲۰۰ هکتار زمین احداث میشود و فاز نخست ۱۲۰ مگاواتی آن در تابستان ۱۴۰۴ به شبکه سراسری متصل شده است.
پس از بهرهبرداری کامل، این نیروگاه سالانه حدود یک میلیون تن از انتشار دیاکسید کربن در سطح ملی خواهد کاست و برق مورد نیاز حدود ۲٫۵ میلیون خانوار (حدود ۱۰ میلیون نفر) را تأمین خواهد کرد. در این پروژه بیش از ۳۰۰۰ نفر بهطور مستقیم در مرحله ساخت به کار گرفته شدهاند و این طرح یکی از بزرگترین پروژههای خورشیدی در غرب آسیا بهشمار میآید.
وزیر نیرو و مسئولان ارشد دولت در آیین افتتاح فاز اول این نیروگاه، آن را «نماد سرمایهگذاری صنعتی در انرژی پاک» و «گام مهم در افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد برق کشور» معرفی کردهاند. بخشی از برق آفتاب شرق در زمان اوج مصرف به شبکه سراسری تزریق شده و بخش دیگری برای تأمین پایدار نیازهای خود شرکت استفاده میشود.
سایر پروژههای انرژی و بهرهوری
در کنار انرژی خورشیدی، فولاد مبارکه در پروژههای نیروگاه سیکل ترکیبی با راندمان بالا نیز مشارکت دارد؛ هرچند جزئیات دقیق ظرفیت و راندمان در منابع عمومی با دقت پروژه آفتاب شرق ثبت نشده، اما جهتگیری کلی به سمت کاهش شدت مصرف گاز و افزایش راندمان تأیید شده است. این شرکت همچنین در طرحهای بادی و بهینهسازی مصرف انرژی (از جمله استفاده از توربینهای انبساطی در ایستگاههای تقلیل فشار گاز) برنامهریزی کرده که در گزارشهای داخلی به آنها اشاره شده است. این مجموعه اقدامات در کنار هم، بخشی از راهبرد فولاد مبارکه برای کاهش وابستگی به شبکه سراسری برق تا میانه دهه ۱۴۰۰ و تضمین تداوم تولید در شرایط ناترازی انرژی است.
مدیریت کربن، استانداردهای بینالمللی و «فولاد سبز»
یکی از مهمترین تحولات سال ۱۴۰۴ برای فولاد مبارکه، دریافت گواهیهای بینالمللی ISO 14064-1 و ISO 14067 برای مدیریت انتشار گازهای گلخانهای و محاسبه ردپای کربن محصولات است. این شرکت نخستین مجموعه ایرانی است که این دو گواهی را از یک نهاد معتبر بینالمللی (SGS) دریافت کرده است.
این اقدامات نشان میدهد فولاد مبارکه از وظایف متعارف فراتر رفته و بخشی از مسئولیت اجتماعی خود را به کاهش کربن اختصاص داده است. اخذ گواهیهای ISO 14064 و ISO 14067 به ما اجازه میدهد نقاط پرریسک انتشار در زنجیره تولید را دقیقتر شناسایی و برای کاهش آن برنامهریزی کنیم.»
با دریافت این گواهیها، فولاد مبارکه در کنار برخی فولادسازان پیشرو جهانی مانند ArcelorMittal و Tata Steel در زمینه شفافیت کربنی قرار گرفته و از منظر الزامات CBAM اتحادیه اروپا یک گام اساسی به جلو برداشته است. این گواهیها بر مبنای روشهای استانداردی مانند GHG Protocol، دادههای IPCC، Worldsteel و پایگاههای دادهای مانند Ecoinvent صادر شدهاند و شامل محاسبه انتشار در محدودههای Scope 1, 2 و بخشی از Scope 3 و همچنین محاسبه Product Carbon Footprint -PCF برای محصولات کلیدی است. فولاد مبارکه بر این اساس میتواند ردپای کربن محصولات خود را بهصورت شفاف گزارش دهد و در صورت لزوم، برای تهیه EPD مطابق استانداردهای اروپایی اقدام کند.
در چارچوب نقشه راه اعلامشده شرکت تا افق ۱۴۱۰، کاهش چشمگیر انتشار نسبت به سالهای پایه از طریق توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، افزایش بهرهوری انرژی، بهبود فرآیندهای تولید و توسعه پروژههای اقتصاد چرخشی هدفگذاری شده است.
اقتصاد چرخشی، پسماند و پروژههای برتر جهانی
فولاد مبارکه، در کنار مدیریت آب و کربن، در حوزه مدیریت پسماند و اقتصاد چرخشی نیز پروژههایی اجرا کرده که در سطح جهانی مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس اعلام انجمن جهانی فولاد (World Steel)، یکی از پروژههای نوآورانه این شرکت در تبدیل لجن و پسماند صنعتی به ماده قابل استفاده در فرآیند تولید بهعنوان یکی از هفت پروژه برتر محیطزیستی سال ۱۴۰۴ انتخاب شده است.
در این پروژه با ترکیب «فاضلاب شهری و پساب صنعتی»، آب خنککننده مورد نیاز کوره قوس الکتریکی تأمین شده و همزمان حجم زیادی از لجن و پسماند بهجای دفن یا رهاسازی، در چرخه تولید بازگردانده میشود. خسروانیپور این پروژه را نمونهای از «ارزش افزوده اجتماعی بالا» برای جوامع محلی میداند، زیرا هم آلودگی محیطی را کاهش میدهد و هم نیاز به منابع آب و مواد خام جدید را کم میکند. همچنیندر سالهای ۱۴۰۱، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، سالانه حدود ۱۰۰ هزار تن قراضه خریداری شده که ارزش آن حدود ۲ هزار میلیارد تومان است. با توجه به اینکه شرکت فولاد مبارکه خود تولیدکننده قراضه است، تصمیم گرفته شد خرید قراضه فلزی کاهش یافته و حتی حذف شود و تمرکز بر استفاده از قراضه سبک داخلی قرار گیرد.
در سال ۱۴۰۳، حدود ۴۹۰ هزار تن قراضه برای مصرف در کورهها آمادهسازی و تحویل شده است. این مقدار قراضه نسبت به سال قبل از آن حدود ۵۰ هزار تن افزایش یافته است.
در حوزه سرباره نیز فراوری سرباره داخلی انجام شده و بخشی از مصارف داخلی را تأمین کرده است؛ به عنوان مثال، در واحدهای نورد سرد و نورد گرم، نیاز قابل توجهی به سنگدانه به عنوان پرکننده وجود دارد که پیش از این از منابع خارج از شرکت تأمین میشد، اما اکنون این نیاز از طریق سنگدانه سربارهای تأمین میشود. این اقدام، اثرات مثبتی از جمله همسویی با اهداف اقتصاد چرخشی به همراه داشته است. به این معنا که به جای استخراج سنگدانه ماسهای از طبیعت از طریق سنگشکن و تخریب بستر رودخانهها، از سرباره تولیدی شرکت استفاده شده است.
مجید دادجو، مدیر فراوری ضایعات فرایندی فولاد مبارکه در خصوص سال ۱۴۰۴ و هدفگذاری آن در این حوزه می گوید: اهداف سال جاری در دو حوزه کلان تعریف شده است: فراوری قراضه به منظور تأمین مصرف داخلی و فراوری قراضه به منظور فروش. ارزش ریالی این هدفگذاری حدود ۵ هزار میلیارد تومان است که انتظار میرود در سال جاری برای سازمان سودآوری به همراه داشته باشد. تحقق این اهداف مستلزم تلاش و چالش است. میزان قراضه مصرفی برای کوره در سال گذشته ۴۹۰ هزار تن بوده و برای سال جاری ۵۲۰ هزار تن هدفگذاری شده است. از سوی دیگر، تسهیل فروش نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. تحقق این اهداف نیازمند همکاری واحدهای داخلی و تعامل با ارگانهای بیرونی مانند سازمان حفاظت محیط زیست و مصرفکنندگان مختلف است.
سازمانی با محیطزیست پایدار
شرکت فولاد مبارکه اصفهان همگام با توسعه صنعتی کشور و سیاستهای دولت جمهوری اسامی ایران توجه به محیطزیست را بهعنوان یکی از مزیتهای نظام مدیریتی خود تلقی نموده و بهویژه از سال ۱۳۷۵ اقدام به پیاده نمودن نظام مدیریت محیطزیست در شرکت نموده است. همچنین، بهعنوان اولین مجتمع بزرگ صنعتی کشور در اسفندماه ۱۳۷۶ موفق به اخذ گواهی بینالمللی استاندارد ایزو ۱۴۰۰۱ گردیده است. نظام مدیریت محیطزیست در شرکت فولاد مبارکه مشتمل بر شناسایی، ارزیابی و اولویتبندی جنبههای زیستمحیطی و ممیزیهای داخلی و بیرونی، سیستم مانیتورینگ آلایندهها، اجرای طرح اسکادا در حوزه محیطزیست، برنامهریزی و اجرای اقدامات بهبود است. این نظام بر اساس استاندارد ایزو ۱۴۰۰۱ طرحریزیشده است و دامنه اجرای آنهمه واحدهای تولیدی، پشتیبانی و ستادی است. اثربخشی رویکرد مذکور از طریق شاخصهای متعدد مانند نسبت تولید گازهای گلخانهای به محصولات تولیدی (شدت انتشار CO2 به ازای تن تولید فولاد خام)، شدت انتشار آلایندهها (گردوغبارNOx-SOx) ، مصرف ویژه آب، شدت مصرف انرژی و راندمان مواد ارزیابی میشود. از بهبودهای انجامشده در این حوزه، افزودن جنبههای مربوط به ارزیابی چرخه حیات محصول در کتابچه ارزیابی جنبههای محیطزیست نواحی و تحت وب شدن کارنامههای عملکرد محیطزیست واحدی در سطح شرکت است. همچنین با مشارکت دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، فهرست اولویتبندی تحقیقاتی محیط زیستی بهصورت نظاممند تدوینشده است.
شرکت فولاد مبارکه طی سالهای گذشته بالغبر ۲.۳ میلیارد یورو پروژه بهمنظور حفظ محیطزیست انجام داده است که بخشی از این پروژهها انجامشده و بخشی دیگر طی سالهای آتی تکمیل میگردد.
بهنام کاویانی، رئیس محیط زیست فولاد مبارکه میگوید: «مهمترین نکته ذهنیت ماست که باید محیطزیستی فکر کنیم. تفکری که امروز بهصورت فرهنگ در فولاد مبارکه جاری و ساری است. باید بتوانیم هرگونه آلودگی را در منشأ کنترل کنیم. فرهنگسازی، آموزش و رعایت الزامات قانونی در این زمینه نقش بیبدیلی دارند. ولی وقتی فرهنگسازی از موضع قانون جلوتر میافتد، حتی دیگر نیاز به کنترل هم نخواهد بود و تنها برای اطمینان خاطر به کمک ما میآید. بهترین راهکار این است که تکتک افراد تفکر محیطزیستی و دغدغه کاهش پسماندها و مدیریت آن را داشته باشند و تا جایی که ممکن است آلودگی در منبع کنترل شود. کاری که با تفکر اقتصاد چرخشی در همه حوزههای فولاد مبارکه در حال انجام است.»
به طور کلی برآیند اقدامات فولاد مبارکه در سالهای منتهی به ۱۴۰۴ نشان میدهد که این شرکت مسیر مشخصی برای گذار از یک فولادساز بزرگ متعارف به یک تولیدکننده فولاد کمکربن و سازگار با استانداردهای بینالمللی ترسیم کرده است. از سرمایهگذاری در شبکههای فاضلاب شهری و پروژه انتقال آب دریای عمان تا ساخت نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی، دریافت گواهیهای ISO 14064-1 و ISO 14067، انتخاب بهعنوان برنده جوایز جهانی در حوزه محیطزیست و توسعه اقتصاد چرخشی، همگی نشان میدهد که محیطزیست در قلب استراتژی توسعه این شرکت قرار گرفته است، نه در حاشیه آن.
نظر شما