توسعه‌گرایی در ابعاد ملی
مجید محققیان
پنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۶

گروه فولاد مبارکه در آغاز دهه پنجم فعالیت خود، پارادایم عملیاتی و راهبردی خویش را از یک بنگاه صرفاً تولیدکننده محصولات فولادی به یک سازمان توسعه‌گر ملی با گسترهای به وسعت جغرافیای ایران تغییر داده است. این تغییر رویکرد بنیادین که در اسناد استراتژیک و منشور پروژه‌های سرمایه‌گذاری این شرکت نمود یافته است، نشانگر گذار از تمرکز بر ظرفیت‌های نصب‌شده در یک نقطه جغرافیایی خاص به سمت خلق یک اکوسیستم صنعتی یکپارچه و شبکه ای است که از پهنه‌های معدنی شرق کشور تا سواحل استراتژیک خلیج فارس و دریای عمان امتداد می‌یابد. در این گزارش تفصیلی، ابعاد فنی، مهندسی و توسعه‌ای این استراتژی کلان بدون استفاده از ساختارهای فهرست‌وار و با رویکردی تحلیلی و پیوسته مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا مشخص شود چگونه این مجموعه صنعتی به پیشران اصلی توسعه زیرساخت‌ها و صنایع مادر در کشور تبدیل شده است.

پایگاه خبری تحلیلی ایراسین؛ نخستین و شاید مهم‌ترین محور در این استراتژی توسعه‌گرایانه، آمایش سرزمین و بازتوزیع هوشمندانه ظرفیت‌های صنعتی بر مبنای مزیت‌های نسبی مناطق مختلف کشور است که منجر به شکل‌گیری هاب‌های جدید صنعتی در خارج از فلات مرکزی ایران شده است. استان هرمزگان و منطقه ویژه اقتصادی خلیج فارس به واسطه دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و منابع انرژی، به عنوان کانون ثقل طرح‌های توسعه‌ای فولاد مبارکه در جنوب کشور انتخاب گردیده است و هدف‌گذاری کلان در این منطقه دستیابی به ظرفیت تولید ۱۰ میلیون تن فولاد در سال است که این امر از طریق اجرای پروژه‌های عظیم و زیرساختی محقق خواهد شد. یکی از شاخص‌ترین این پروژه‌ها طرح احداث مگامدول‌های احیا مستقیم در قالب طرح ستاره سیمین هرمز است که با ظرفیت تولید یک میلیون و هفتصد و بیست هزار تن آهن اسفنجی در سال، به عنوان یکی از ارکان اصلی تأمین خوراک برای واحدهای فولادسازی آینده در این منطقه استراتژیک محسوب می‌شود و طراحی فنی این واحدها شامل بهره‌گیری از سیستم‌های انتقال مواد پیشرفته و کوره‌های عمودی با راندمان متالورژیکی بالا است که گلوگاه‌های تأمین آهن اسفنجی را در زنجیره ارزش فولاد کشور مرتفع می‌سازد. در امتداد همین سیاست توسعه‌ای در جنوب کشور، طرح توسعه فولاد هرمزگان با احداث مدول سوم آهن‌سازی و برنامه‌ریزی دقیق مهندسی برای احداث خطوط نورد پیوسته در دستور کار قرار گرفته است که این اقدام راهبردی زنجیره ارزش را در نوار ساحلی جنوب تکمیل کرده و با حذف هزینه‌های سربار ناشی از حمل تختال به مرکز کشور، توان صادراتی محصول نهایی با ارزش افزوده بالاتر را مستقیماً از مبادی گمرکی بندرعباس افزایش می‌دهد.

در سوی دیگر این جغرافیای توسعه، توجه به شرق کشور و منطقه معدنی سنگان و خواف در استان خراسان رضوی به عنوان استراتژی حیاتی برای تضمین امنیت پایدار مواد اولیه در نظر گرفته شده است زیرا با توجه به کاهش عیار معادن مرکزی، سرمایه‌گذاری‌های سنگین فولاد مبارکه در این منطقه ضامن بقای تولید در دهه‌های آینده خواهد بود. تملک و توسعه شرکت‌های معدنی نظیر اپال پارسیان سنگان که دسترسی پایدار به ظرفیت تولید پنج میلیون تن گندله و کنسانتره و هشتصد هزار تن آهن اسفنجی را فراهم کرده است، ریسک تأمین خوراک را در زنجیره تأمین گروه به حداقل ممکن رسانده و مدل تاب‌آوری سازمان را ارتقا بخشیده است. علاوه بر این، احداث کارخانه‌های کنسانتره هماتیتی و مگنتیتی با ظرفیت دو و نیم میلیون تن در این منطقه با هدف فرآوری باطله‌ها و کانی‌های کم‌عیار، ضریب بهره‌وری از ذخایر معدنی ملی را افزایش داده و نشان‌دهنده تعهد فنی فولاد مبارکه به بهره‌برداری صیانتی از منابع طبیعی کشور است. این رویکرد شبکه‌ای در توسعه جغرافیایی تنها به شرق و جنوب محدود نشده و در استان چهارمحال و بختیاری نیز با ادغام شرکت‌های فولاد تاراز و ورق خودرو، یک قطب تخصصی و متمرکز برای تولید ورق‌های گالوانیزه ویژه بدنه خودرو شکل گرفته است که این تمرکزگرایی مهندسی‌شده امکان تولید گریدهای پیشرفته نظیر ورق‌های استحکام بالا و رویه خودرو را فراهم آورده و از پراکندگی غیربهینه منابع جلوگیری نموده است.

در لایه زیرساختی و به منظور مقابله با چالش‌های کلان ملی در حوزه منابع حیاتی، فولاد مبارکه با درک صحیح از ناترازی‌های موجود در بخش آب و انرژی، از نقش یک مصرف‌کننده صنعتی خارج شده و در قامت یک سرمایه‌گذار ملی در زیرساخت‌های حیاتی کشور ظاهر شده است که ابرپروژه انتقال آب از دریای عمان به فلات مرکزی ایران نماد بارز این رویکرد توسعه‌گرایانه محسوب می‌شود. بحران آب در فلات مرکزی ایران محرک اصلی برای طراحی و اجرای یکی از بزرگترین و پیچیده‌ترین پروژه‌های شیرین‌سازی و انتقال آب در خاورمیانه شده است که شامل تأسیسات عظیم آبگیری از دریا، واحدهای شیرین‌سازی به روش اسمز معکوس و خطوط لوله انتقال به طول تقریبی هفتصد و نود کیلومتر با مشخصات فنی منحصر به فرد است. هدف نهایی این طرح کلان ملی، انتقال دویست میلیون مترمکعب آب شیرین در سال به استان اصفهان است که فاز زودهنگام آن با ظرفیت انتقال هفتاد میلیون مترمکعب از طریق اتصال به خط واسکو در مراحل پایانی اجرا قرار دارد و عملیات مهندسی آن شامل حفاری‌های گسترده کانال، لوله‌گذاری با لوله‌های فولادی قطور هزار و ششصد و دو هزار میلی‌متری و احداث مخازن ذخیره بتنی و ایستگاه‌های پمپاژ فشار قوی است که اجرای موفق آن باعث قطع کامل وابستگی صنعت فولاد به رودخانه زاینده‌رود و منابع آب زیرزمینی منطقه خواهد شد و الگویی نوین از مدیریت پایدار منابع آب در صنایع آب‌بر را ارائه می‌دهد.

هم‌راستا با مدیریت منابع آب، در حوزه انرژی برق نیز فولاد مبارکه برای مقابله با ناترازی شبکه سراسری و تضمین پایداری تولید، اقدام به احداث نیروگاه‌های سیکل ترکیبی با راندمان بالا و نیروگاه‌های تجدیدپذیر کرده است که نیروگاه نهصد و چهارده مگاواتی شهید کاظمی به عنوان یکی از پیشرفته‌ترین نیروگاه‌های کشور در همین راستا احداث شده است. این نیروگاه با بهره‌گیری از توربین‌های کلاس F که دارای راندمان ۵۸.۵ درصد هستند، بالاترین راندمان حرارتی را در میان نیروگاه‌های حرارتی کشور داراست و سیستم خنک‌کننده آن از نوع کندانسور هوایی یا خشک طراحی شده است که مصرف آب فرآیندی را به نزدیک صفر می‌رساند. جایگزینی این نیروگاه مدرن با نیروگاه‌های قدیمی و کم‌بازده، مصرف گاز طبیعی را از ۳۲۰ مترمکعب به ۱۸۵ مترمکعب به ازای هر مگاوات ساعت انرژی الکتریکی کاهش داده است که این امر تأثیر بسزایی در کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی و کاهش آلایندگی‌های زیست‌محیطی در سطح ملی دارد. علاوه بر انرژی‌های حرارتی، استراتژی فولاد سبز با سرمایه‌گذاری‌های کلان در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر عملیاتی شده است که احداث نیروگاه خورشیدی آفتاب شرق با ظرفیت ۶۰۰ مگاوات در منطقه کوهپایه اصفهان به عنوان بزرگترین نیروگاه خورشیدی متمرکز کشور، گامی بلند در جهت تغییر سبد انرژی صنایع محسوب می‌شود و تاکنون بخش قابل توجهی از این ظرفیت به شبکه سراسری متصل گردیده است. همچنین پروژه احداث نیروگاه بادی به ظرفیت دویست مگاوات در منطقه بادخیز خواف در جوار معادن سنگان با سرمایه‌گذاری ارزی و ریالی گسترده آغاز شده است که این پروژه با بهره‌گیری از پتانسیل تونل بادی شرق کشور، برق پایدار و پاک را برای واحدهای معدنی و صنعتی آن منطقه تأمین خواهد کرد و پایداری شبکه برق در شرق کشور را تقویت می‌نماید.

توسعه در گروه فولاد مبارکه تنها محدود به ابعاد کمی و جغرافیایی نیست، بلکه بعد سوم این توسعه شامل تعمیق تکنولوژیک و تکمیل زنجیره محصولات استراتژیک است که با هدف قطع وابستگی صنایع پایین‌دستی کشور به واردات محصولات فولادی خاص طراحی شده است. پروژه استراتژیک نورد گرم شماره دو به عنوان حیاتی‌ترین طرح توسعه‌ای در سایت مبارکه، با هدف تولید ورق‌های فولادی با گریدهای خاص نظیر فولادهای مورد استفاده در صنایع نفت و گاز و فولادهای استحکام بالا برای صنعت خودرو در حال اجراست و با پیشرفت فیزیکی و مهندسی قابل ملاحظه، نویدبخش خودکفایی کشور در این محصولات حساس است. راه‌اندازی این ابرپروژه کشور را از واردات ورق‌های کلاف گرم ویژه بی‌نیاز کرده و گلوگاه تأمین مواد اولیه برای لوله‌های انتقال سیالات ترش و شیرین را مرتفع می‌سازد که این امر امنیت پروژه‌های ملی نفت و گاز را نیز تضمین می‌کند. در کنار این پروژه، تولید ورق‌های آلیاژی و الکتریکی با تکنولوژی‌های های‌تک نظیر فولادهای زنگ‌نزن سری چهارصد و برنامه‌ریزی برای احداث خط نورد ورق‌های آلیاژی با ظرفیت پانصد هزار تن، نشان‌دهنده عزم جدی برای ورود به بازارهای محصولات با ارزش افزوده بسیار بالا است. تولید فولادهای الکتریکی دانه جهتدار و غیرجهت‌دار که در ساخت ترانسفورماتورها و موتورهای الکتریکی کاربرد حیاتی دارند و نیازمند تکنولوژی نورد و عملیات حرارتی بسیار پیچیده‌ای هستند، اکنون بومی‌سازی شده و نیاز صنعت برق کشور را تأمین می‌کنند. همچنین تولید انبوه ورق‌های دوفازی در مجتمع فولاد سبا برای صنعت خودروسازی جهت سبک‌سازی بدنه و افزایش ایمنی سرنشینان، نمونه‌ای دیگر از همسوسازی استراتژی‌های تولید با نیازهای روز صنایع مصرف‌کننده است.

حمایت و مشارکت راهبردی در راه‌اندازی کارخانه‌های تولید اقلام مصرفی استراتژیک نظیر کارخانه نوین الکترود اردکان، یکی دیگر از نقاط عطف در قطع وابستگی صنعت فولاد محسوب می‌شود زیرا الکترود گرافیتی به عنوان یکی از اقلام مصرفی حیاتی و گلوگاهی در کوره‌های قوس الکتریکی، دارای تکنولوژی ساخت بسیار پیچیده‌ای است که پیش از این در انحصار تعداد معدودی از کشورهای پیشرفته صنعتی بود. با سرمایه‌گذاری فولاد مبارکه و بهره‌برداری کامل از این طرح، ریسک توقف تولید ناشی از تحریم یا نوسانات بازار جهانی الکترود به طور کامل حذف شده و زنجیره تأمین صنعت فولاد کشور ایمن‌سازی شده است. این رویکرد در بومی‌سازی تنها به مواد مصرفی محدود نشده و با تأسیس مراکز نوآوری و صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر شرکتی به ارزش ده هزار میلیارد ریال، فولاد مبارکه به یک توسعه‌دهنده تکنولوژی تبدیل شده است که بومی‌سازی بیش از نود درصد قطعات و تجهیزات مکانیکی، برقی و ابزار دقیق نظیر پمپ‌های خاص اسکیل‌پیت، کاتالیست‌های واحدهای احیا، نشان‌دهنده عمق نفوذ دانش فنی و مهندسی معکوس در لایه‌های مختلف این سازمان است.

توسعه‌گرایی در ابعاد ملی

توسعه صنعتی پایدار بدون توسعه همزمان زیرساخت‌های لجستیک و حمل‌ونقل امکان‌پذیر نیست و فولاد مبارکه در این حوزه نیز به عنوان یک سرمایه‌گذار ملی وارد عمل شده و با هدف تقویت ناوگان ریلی کشور و تسهیل انتقال مواد اولیه از معادن سنگان به کارخانه‌های فرآوری و انتقال محصولات نهایی به مبادی مصرف و صادرات، اقدام به خرید و الحاق پنجاه دستگاه لکوموتیو پیشرفته به شبکه ریلی کشور کرده است. این اقدام راهبردی علاوه بر افزایش ظرفیت ناوگان ریلی و بهبود سرعت سیر بازرگانی مواد معدنی، فشار ترافیکی بر جاده‌های کشور را کاهش داده و ایمنی حمل‌ونقل را ارتقا بخشیده است و هدف‌گذاری انتقال شصت درصد از بار شرکت از طریق خطوط ریلی نشان‌دهنده تعهد به توسعه حمل‌ونقل سبز و ایمن است. این سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه حمل‌ونقل ریلی به عنوان مکمل زنجیره ارزش، تضمین‌کننده جریان پایدار مواد و محصول در شریان‌های اقتصادی کشور است و از توقف تولید به دلیل نارسایی‌های لجستیکی جلوگیری می‌کند.

بررسی جامع و تحلیل فنی پروژه‌های گروه فولاد مبارکه در افق برنامه توسعه ملی نشان می‌دهد که این مجموعه صنعتی با اتخاذ استراتژی‌های هوشمندانه و چندوجهی، فراتر از مرزهای سازمانی و استانی خود عمل کرده و به عنوان موتور محرک توسعه ملی ایفای نقش می‌کند. اجرای همزمان پروژه‌های تأمین آب از دریای عمان که امنیت آبی فلات مرکزی را تضمین می‌کند، احداث نیروگاه‌های سیکل ترکیبی و تجدیدپذیر که امنیت انرژی شبکه سراسری برق را ارتقا می‌دهد، توسعه میادین معدنی و کارخانه‌های فرآوری در شرق کشور که امنیت مواد اولیه را تأمین می‌کند و تولید گریدهای آلیاژی و استراتژیک که امنیت زنجیره تأمین صنایع پایین‌دستی نظیر خودرو و نفت و گاز را تضمین می‌نماید، همگی اجزای یک پازل بزرگ توسعه‌ای هستند که توسط فولاد مبارکه در حال تکمیل است. این مدل از توسعه متوازن و پایدار که منافع آن تمامی جغرافیای ایران را از سواحل مکران و خلیج فارس تا کویر مرکزی و مرزهای شرقی پوشش می‌دهد، فولاد مبارکه را از یک کارخانه فولادسازی به یک نهاد توسعه‌گر ملی با مقیاس عملکردی به وسعت ایران تبدیل نموده است. این شرکت با تلفیق دانش فنی، سرمایه مالی و مدیریت استراتژیک پروژه‌ها، الگویی نوین از بنگاه‌داری صنعتی را ارائه کرده است که در آن سودآوری اقتصادی با توسعه زیرساخت‌های ملی و مسئولیت‌های اجتماعی و زیست‌محیطی گره خورده است و مسیری روشن را برای صنعتی شدن پایدار کشور ترسیم می‌نماید. در نهایت می‌توان اذعان داشت که فولاد مبارکه با اجرای این کلان‌پروژه‌ها، زیرساخت‌های لازم برای جهش تولید در سایر صنایع را نیز فراهم آورده و به عنوان پیشران اصلی در تحقق اهداف توسعه صنعتی کشور عمل می‌کند و نقش محوری آن در اقتصاد ملی غیرقابل انکار و حیاتی است.

منبع: ویژه نامه ۳۳ سالگی فولادمبارکه

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha