پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در دنیای خشن تولید فولاد، غبار آهن و زنجیرههای تأمین پیچیده، شعر شاید آخرین چیزی باشد که به ذهن خطور میکند. اما اگر به الگوی توسعه مسئولانه بنگریم، درمییابید که تولید صرف، بدون ریشهدار شدن در بستر اجتماعی و فرهنگی، برای بقا کافی نیست. فولاد، محور و استخوانبندی فیزیکی زندگی مدرن است و شعر، به عنوان نرمافزار ذهن انسان، حیات خود را دقیقاً از بطن همین زندگی میگیرد. هشتمین رویداد ملی «محکمتر از فولاد» در مجتمع فولاد مبارکه، محل تلاقی این دو نیروی ظاهراً متضاد بود؛ جایی که هنرمندان با حضور در نواحی آسیبدیده از حملات اخیر، دریافتند که مزیت رقابتی و اقتدار ملی، تنها در آمار تولید خلاصه نمیشود، بلکه در تابآوری نهفته است.
از لایههای انتزاعی تا خط مقدم تولید
انسانها معمولاً به تکنولوژیهای عظیم با عینکی انتزاعی و کلیشهای نگاه میکنند. اما در منطق استراتژی رقابتی، ارزش واقعی یک بنگاه زمانی درک میشود که بتوان نقش آن را در زنجیره ارزش زندگی روزمره و اقتصاد کلان لمس کرد. علی داوودی، شاعر و فعال ادبی، با درک همین تغییر پارادایم میگوید: «وقتی از لایههای انتزاعی ذهن عبور میکنیم و به متن واقعیتها میرسیم، درک ما از نسبت انسان با تکنولوژی و توسعه، تحولی جدی مییابد.»

برای شاعران برجسته کشور، مشاهده آثار حملات پیچیده به این مجتمع، یک بیدارباش استراتژیک بود. وقتی رقیب یا دشمن، نقطهای را با این شدت هدف قرار میدهد، در حال تایید جایگاه آن در زنجیره ارزش ملی است. به تعبیر داوودی: «دشمن دقیقاً همان نقطهای را هدف قرار داده که قلب تپنده صنعت کشور است.» او با قیاسی تاریخی، زیرساختهای حیاتی امروز را به خطوط مقدم دفاع مقدس تشبیه میکند و معتقد است از آنجا که «صنعت فولاد، استخوانبندی زندگی امروز ماست»، هنرمندان به عنوان «سلولهای حساس جامعه» وظیفه دارند این حقایق را به زبان هنر ترجمه کرده و به متن جامعه تزریق کنند تا «مصداقهای عینی اقتدار» جایگزین کلیگوییهای رایج درباره وطن شود.
نرمافزار سختترین صنعت
در ادبیات مدیریت استراتژیک، یک رهبر صنعتی نمیتواند تنها به مزیتهای سختافزاری متکی باشد. عباس شاهزیدی، دیگر شاعر حاضر در رویداد، این مفهوم را با ظرافت شاعرانهای بیان میکند. او ماشینآلات و خطوط تولید را بخش سختافزاری، و فرهنگ و شعر را بخش نرمافزاری این مجموعه میداند. در اصفهان که شعر جوهره اصلی هویت فرهنگی آن است، پیوند یک صنعت ریشهدار با این هنر، پاسداشت اصالت است. همانطور که فولاد مبارکه نماد استحکام است، ادبیات نیز در این خطه جایگاهی دیرینه دارد و این همنشینی، استراتژی هوشمندانهای برای روایت کارآمدی است.
این نگاه نرمافزاری، خود را در مسئولیتهای اجتماعی (CSR) شرکت نیز نشان میدهد؛ حوزهای که غولهای فولادسازی جهان برای حفظ «مجوز اجتماعی فعالیت» خود سرمایهگذاری هنگفتی روی آن میکنند. رضا احسانپور، طنزپرداز و نویسنده، با اشاره به دغدغهمندی فولاد مبارکه در بحرانهایی نظیر کرونا و طرحهای غربالگری سرطان، تأکید میکند که این مجموعه نشان داد «نهتنها در شرایط عادی، بلکه در سختترین بزنگاهها نیز توانایی درخشش و عبور موفق از بحران را دارد.» این درک هوشمندانه از پیوستهای فرهنگی، نشان میدهد که فولاد مبارکه سرمایهگذاری در مسئولیتهای اجتماعی را نه یک هزینه، بلکه یک الزام استراتژیک میداند.
پادزهری برای اقتصاد یأس
در نهایت، هدف نهایی از پیوند دادن کوره و کلمه چیست؟ غلامرضا کافی، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز، پاسخ را در اقتصاد روانی جامعه میبیند. در دنیایی که بدخواهان با ایجاد فضای ناامیدی به دنبال شکست دادن حریف در جبهه روانی هستند، روایت شفاف از عظمت صنعتی، پادزهر یأس است. او با یک گزاره کلاناقتصادی، وزن استراتژیک این مجموعه را خلاصه میکند: «اگر تنها ۴۰ مجموعه صنعتی با تراز و قدرت فولاد مبارکه در کشور فعال بود، اقتصاد ملی بهطور کامل از درآمدهای نفتی بینیاز میشد.»
رویداد «محکمتر از فولاد» فراتر از یک شبشعر کارخانهای، یک مانور مسئولانه برای پیوند دادن نخبگان فکری با ظرفیتهای واقعی تولید بود. فولاد، محور سرسخت زندگی است و هنر برآمده از آن، به جامعه یادآوری میکند که برای عبور از بحرانها، گاهی باید کلمات را در کوره واقعیتها آبدیده کرد.
نظر شما