پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ بازگشایی پرحجم و پرتقاضای نماد فولاد مبارکه، پس از حدود پنجونیم ماه توقف، تنها یک رویداد معاملاتی نبود؛ این بازگشایی بهنوعی آزمون اعتماد بازار به توان تابآوری یکی از بزرگترین بنگاههای صنعتی کشور بود.
بهنام صمدی، تحلیلگر بازار سرمایه، در گفتوگوی اختصاصی با ایراسین تأکید کرد: اقبال حقیقیها به «فولاد» را باید در پرتو کاهش ابهام، بازگشت سریع تولید، مدیریت زنجیره تأمین و تعدیل ریسک توقف طولانیمدت تفسیر کرد؛ نه صرفاً در رشد قیمت یا حجم معامله. او معتقد است بازار در روز بازگشایی، در حال بازقیمتگذاری سهم پس از یک شوک بزرگ بود.
تفکیک میان «حجم معاملات» و «رشد قیمت» ضروری است
صمدی با تأکید بر اینکه در تحلیل بازگشایی فولاد باید میان حجم بالای معاملات و رشد قیمت تفکیک قائل شد، گفت: نماد فولاد بعد از حدود پنجونیم ماه توقف، در روز بازگشایی ابتدا حدود ۱۰ درصد پایینتر کشف قیمت شد؛ اما حجم بسیار سنگین معاملات باعث شد بخش قابلتوجهی از عرضههای انباشته جذب شود و فشار فروش اولیه کاهش پیدا کند. بنابراین بازار عملاً در حال بازقیمتگذاری سهم پس از یک شوک بزرگ بود.
او معتقد است، آنچه جذابیت ایجاد کرد، صرفاً رفتار معاملاتی نبود، بلکه برطرف شدن بخش مهمی از ابهامها در فاصله توقف تا بازگشایی بود؛ بهویژه ابهام درباره میزان خسارت و امکان ادامه فعالیت شرکت. به گفته این تحلیلگر، مهمترین نگرانی سهامداران «ریسک توقف طولانیمدت تولید» بود که در عمل بهطور محسوسی کاهش یافت.
بهنام صمدی:
وقتی یک تجهیز مهم مانند کوره شماره ۸ در حدود ۴۵ روز احیا میشود و پروژههای بازسازی حتی در بخشهایی جلوتر از برنامه پیش میروند، بازار نرخ تنزیل بالایی را که بابت ریسک عملیاتی در نظر گرفته بود تعدیل میکند
بازار، تابآوری عملیاتی را قیمتگذاری کرد
صمدی در ادامه تصریح کرد: بازار در بازگشایی فولاد، بیش از هر چیز به توان شرکت برای بازگشت به تولید، حفظ بازار و مدیریت زنجیره تأمین واکنش نشان داد. او گفت: کوره شماره ۸ در یک دوره ۴۵روزه احیا شد و عرضه محصولات نیز متوقف نشد. در واقع خریداران حقیقی صرفاً روی داراییهای فیزیکی فولاد مبارکه شرط نبستهاند؛ آنها روی تابآوری جریان نقدی و توان بازیابی سودآوری شرکت حساب کردهاند.
این تحلیلگر بازار سرمایه البته یادآور شد: بخشی از این تقاضا را باید به فضای مثبت کلی بازار هم نسبت داد و نمیتوان تمام اقبال پس از بازگشایی را صرفاً ناشی از عوامل درونشرکتی دانست.
بازسازی سریع، نرخ تنزیل ریسک را تعدیل کرد
بهگفته صمدی، گزارش مبسوط ارائهشده در مجمع امسال درباره روند بازسازی، نقش مهمی در تقویت نگاه سهامداران داشته است. او در اینباره توضیح داد: از دید تحلیل بنیادی، ارزش یک بنگاه فقط به میزان خسارت واردشده بستگی ندارد؛ به زمان بازیابی ظرفیت تولید هم وابسته است. اگر یک واحد صنعتی برای یک یا دو سال از مدار خارج شود، ارزش فعلی جریانهای نقدی آن بهشدت افت میکند؛ اما وقتی یک تجهیز مهم مانند کوره شماره ۸ در حدود ۴۵ روز احیا میشود و پروژههای بازسازی حتی در بخشهایی جلوتر از برنامه پیش میروند، بازار نرخ تنزیل بالایی را که بابت ریسک عملیاتی در نظر گرفته بود تعدیل میکند.
او افزود: گزارشهای شرکت از تعریف ۴۳ زیرپروژه بازسازی، پیشرفت سریع بخشهای آهنسازی و فولادسازی و بازگشت زودهنگام برخی ظرفیتها، از همین جهت برای سهامدار اهمیت دارد.
نوسازی همزمان با بازسازی، مزیت اصلی فولاد مبارکه
صمدی در بخش دیگری از گفتوگو، بر اهمیت نوسازی همزمان با بازسازی تأکید کرد و گفت: اگر شرکت صرفاً تجهیزات آسیبدیده را به وضعیت قبلی برمیگرداند، اثر آن بیشتر بازیابی ظرفیت ازدسترفته بود؛ اما جایگزینی تجهیزات با فناوریهای جدید میتواند در سالهای بعد قابلیت اطمینان خطوط، بهرهوری انرژی، هزینه تعمیرات و توقفات و حتی ترکیب محصولات با ارزش افزوده بالاتر را بهبود دهد.
به اعتقاد او، اثر فناوری بر قیمت سهم الزاماً فوری نیست، اما میتواند بر سودآوری پایدار و کاهش ریسک عملیاتی سالهای آینده اثر بگذارد؛ البته به شرطی که این سرمایهگذاریها در نهایت به بهرهبرداری اقتصادی و بازده مناسب سرمایه منجر شوند. او رویکرد رسمی شرکت را نیز «عبور از ترمیم و حرکت همزمان به سمت بازسازی، نوسازی و توسعه» توصیف میکند.
استمرار عرضه، سیگنال اعتماد به اقتصاد واقعی
این تحلیلگر بازار سرمایه در ادامه به نقش فولاد مبارکه در تداوم عرضه محصولات در بورس کالا اشاره کرد و گفت: فولاد مبارکه در ۵ ماه اخیر بیش از یک میلیون تن محصول در بورس کالا عرضه کرده که این موضوع تضمینکننده تولید در پاییندست بوده است. اهمیت این موضوع فقط در حجم فروش خود شرکت نیست؛ فولاد مبارکه به شبکه بزرگی از صنایع پاییندستی متصل است و مدیریت شرکت از حدود ۱۳۰۰ مصرفکننده مستقیم سخن گفته است.
صمدی ادامه داد: وقتی در شرایط بحران، مواد اولیه این زنجیره بهصورت مستمر تأمین میشود، ریسک کمبود مواد اولیه، توقف خطوط پاییندستی، جهش قیمت و نیاز به واردات کاهش پیدا میکند. نمونه عینی آن هم عرضههای مستمر در دوره بحران بود که به کاهش التهاب بازار ورق و بازگشت نسبی قیمتها کمک کرد.
یک شرکت، بهتنهایی اعتماد به بورس را احیا نمیکند
صمدی در جمعبندی نگاه خود تأکید کرد: باید میان خوشبینی به فولاد و زنجیره صنعتی، و اعتماد عمومی به کل بازار سرمایه تفاوت قائل شد. او گفت: یک شرکت بهتنهایی نمیتواند اعتماد به بورس را احیا کند؛ متغیرهایی مثل نرخ بهره، سیاست ارزی، ریسکهای سیاسی، قیمتگذاری و ثبات مقررات همچنان تعیینکنندهاند. اما استمرار تولید و عرضه در چنین شرایطی یک سیگنال بسیار مهم به سرمایهگذار میدهد: حتی پس از یک شوک بزرگ، بنگاه میتواند جریان عملیات و فروش خود را حفظ کند.
به گفته او، این موضوع «ریسک ادراکشده» سرمایهگذاری در شرکتهای تولیدی را پایین میآورد؛ البته به شرطی که حمایت از پاییندست با حفظ حاشیه سود اقتصادی تولیدکننده همراه باشد، چون تولید پایدار بدون سودآوری پایدار در بلندمدت برای سهامدار ارزش ایجاد نمیکند.

نظر شما