به گزارش ایراسین، نعمتالله فاضلی، جامعهشناس و استاد دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار ایراسین با تشریح ابعاد اجتماعی، فرهنگی و انسانی حمله به زیرساختها و مراکز صنعتی و فرهنگی، تأکید کرد که جنگ در دوره معاصر صرفاً به عرصه تقابل نظامی محدود نمیشود و پیامدهای آن بهطور مستقیم بر ساختارهای مدنی، صنعتی و زندگی روزمره مردم اثر میگذارد.
وی در ابتدای این گفتوگو توضیح داد که گستره یک درگیری، فراتر از آن چیزی است که در قالب نیروهای نظامی یا تجهیزات جنگی دیده میشود. جنگ امروز، شبکهای از پیامدهاست که میتواند مناطق مسکونی، صنایع بزرگ، مراکز آموزشی، فعالیتهای فرهنگی و حتی میراث تاریخی را تحتتأثیر قرار دهد. وقتی به یک مجموعه صنعتی مانند فولاد مبارکه حمله میشود، یا مجموعهای فرهنگی در یک شهر تاریخی آسیب میبیند، این پیام به جامعه منتقل میشود که هدف، صرفاً یک نقطه نظامی نیست؛ بلکه حوزههای زیست روزمره و امنیت روانی مردم نیز در معرض تهدید قرار گرفته است.
بالاتر از خسارت اقتصادی: اختلال در شبکه اجتماعی و فرهنگی
فاضلی با تأکید بر اینکه نباید پیامدهای این نوع حملات را تنها در چارچوب خسارت اقتصادی تحلیل کرد، افزود: فولاد مبارکه فقط یک واحد تولیدی نیست. این مجموعه طی سالها در پروژههای اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و آموزشی نقش فعال داشته است. بنابراین وقتی چنین مجموعهای آسیب میبیند، تنها تولید و اقتصاد نیست که دچار اختلال میشود؛ بلکه پیوندهای اجتماعی و فرهنگیای که به واسطه فعالیتهای این مجموعه شکل گرفتهاند نیز آسیب میبینند.
وی توضیح داد که صنایع بزرگ در شهرهایی مانند اصفهان، اغلب کارکردهای چندگانه دارند و نقش آنها در هویتسازی، اشتغالزایی، توزیع فرصتهای اجتماعی و ساختن حس تعلق اجتماعی قابل چشمپوشی نیست. وقتی مجموعهای با چنین نفوذ اجتماعی هدف قرار میگیرد، جامعه این آسیب را همزمان در ساحتهای اقتصادی، فرهنگی، روانی و حتی احساسی تجربه میکند.
تأثیر حمله بر تجربه زیسته جامعه
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «در چنین شرایطی، برای مردم این رویداد صرفاً یک خبر جنگی نیست. این اتفاق میتواند احساس امنیت شغلی، امید به آینده و انسجام اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. مردم با دیدن آسیب به یک مرکز بزرگ و اثرگذار، تصور میکنند که حیات اجتماعی و آینده جمعی نیز تهدید شده است.»
وی افزود که این تجربه میتواند به شکلگیری نوعی آسیب جمعی یا "تجربه مشترک بحران" منجر شود؛ تجربهای که معمولاً پیامدهای بلندمدتتری دارد و در مطالعات جامعهشناسی بحران، یکی از عوامل مهم تغییرات رفتاری و نگرشی در جوامع به شمار میرود.
بازسازی؛ فرصتی برای بازطراحی آینده
فاضلی سپس به موضوع بازسازی پرداخت و خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین اقدامات پس از چنین تجربهای این است که بازسازی را صرفاً به معنای بازگشت به وضعیت قبلی نبینیم. بازسازی باید با نگاه آیندهمحور انجام شود. این فرصت وجود دارد که ساختارها بازطراحی شوند؛ ملاحظات زیستمحیطی جدیتر لحاظ شود؛ اثرات منفی صنعتی کاهش یابد و مجموعه در مسیر مسئولیتپذیری اجتماعی و زیستمحیطی قویتر حرکت کند. به گفته او، تبدیل بحران به فرصت نیازمند مدیریت آگاهانه و هماهنگ است و میتواند زمینهساز ارتقای کیفیت حکمرانی صنعتی و شهری شود.
ارزش افزوده علمی: نقش صنایع در سرمایه اجتماعی
این جامعهشناس نیز بر این نکته تأکید کرد که صنایع بزرگ تنها نقش اقتصادی ندارند و در بسیاری از جوامع، بهویژه در شهرهای صنعتی، به یکی از کانونهای اصلی «سرمایه اجتماعی» تبدیل میشوند. این مراکز از طریق ایجاد هزاران فرصت شغلی، حمایت از برنامههای اجتماعی و فرهنگی، ارتقای مهارتها و توسعه آموزشهای مرتبط، در شکلگیری احساس تعلق شهری، اعتماد عمومی و انسجام محلی نقش محوری دارند. بر اساس یافتههای پژوهشی در حوزه جامعهشناسی بحران، آسیب به چنین مراکزی میتواند پیامدهای بلندمدتی نظیر کاهش اعتماد اجتماعی، تضعیف حس امنیت روانی و افزایش نگرانیهای جمعی را به دنبال داشته باشد. از همین رو، فرآیند بازسازی باید علاوهبر بازگرداندن ظرفیت تولید، شامل مداخلات فرهنگی، آموزشی و اجتماعی نیز باشد تا حیات اجتماعی و روانی جامعه به وضعیت پایدار بازگردد.
نظر شما