-
آیا زنجیره ارزش چرخشی مس میتواند آینده تولید و مصرف را تضمین کند؟
ذخیره گمشده
در حالی که جهان به سمت کربنخنثی شدن پیش میرود، مس به کالای کلیدی فناوریهای آیندهمحور تبدیل شده است. اما عرضه محدود این فلز با رشد تقاضا همزمان شده و طبق موسسه مککینزی تا ۲۰۳۵ کمبود ۳.۶میلیون تنی مس پالایششده پیشبینی میشود. بازیافت و توسعه ظرفیت ذوب مس ثانویه، نهتنها میتواند این شکاف را پر کند، بلکه انتشار گازهای گلخانهای را کاهش میدهد. آینده مس در گرو زنجیرههای ارزش چرخشی و اقدام پیشدستانه تولیدکنندگان است.
-
تندباد شرقی
صنعتیسازی در جهان امروز دیگر صرفا حاصل سرمایهگذاری یا حمایت دولتی نیست، بلکه ترکیبی پیچیده از زیرساختهای پایدار، بنگاههای پیشران و نوآوری بخش خصوصی است. تجربه چین در سه دهه گذشته نشان میدهد چگونه میتوان با تکیه بر انرژی ارزان و شرکتهای بزرگ، جهشی تاریخی در تولید رقم زد؛ اما همزمان هشدار میدهد که تمرکزگرایی و غفلت از نوآوری میتواند همان نقطه قوت را به نقطه ضعف بدل سازد. مقاله «دن وانگ» و «آرتور کروبر» در «فارنافرز» بهخوبی نشان میدهد که «مدل واقعی چین» چگونه شکل گرفت و با چه قوتها و ضعفهایی روبهرو است.
-
زرادخانه ناپایدار
وقتی چین صادرات عناصر نادر خاکی را محدود کرد، موجی از نگرانی بازارهای جهانی را فرا گرفت. صنایع خودروسازی، الکترونیک و انرژی سبز در غرب ناگهان خود را وابسته به زنجیرهای دیدند که کلیدش در دستان پکن بود. بسیاری آن را «سلاح خاموش» چین در برابر رقبا نامیدند؛ ابزاری که قدرتش از نفت اوپک هم فراتر میرفت. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این سلاح واقعا برگ برندهای پایدار است یا بومرنگی بازگشتپذیر؟
-
وداع گازی
درحالیکه بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همچنان به گاز بهعنوان ستون اصلی تولید برق وابستهاند، ترکیه مسیری متفاوت را برگزیده است؛ گذار سریع به انرژیهای پاک، توسعه ظرفیتهای ذخیرهسازی و ورود نیروگاه هستهای، سهم گاز را به کمترین سطح تاریخی رسانده است. این تغییر نهتنها معادلات بازار گاز منطقه را دگرگون میکند، بلکه نمونهای الهامبخش از چگونگی ترکیب سیاست صنعتی، سرمایهگذاری زیرساختی و استراتژی انرژی برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی است.
-
سرمایه کمیاب
گروه معدنی ژیجین، ششمین تولیدکننده بزرگ طلای جهان، در مواجهه با جهش چشمگیر قیمتها، استراتژی تازهای را در پیش گرفته: «استریمینگ». این مدل سرمایهگذاری به شرکتها امکان میدهد بدون واگذاری مالکیت یا افزایش بدهی، منابع مالی لازم را برای توسعه معادن جذب کنند و در مقابل، سرمایهگذاران از جریان نسبتا پایدار و قابل پیشبینی فلزات بهرهمند میشوند. در شرایط بازار افزایشی، این شیوه میتواند بازدهی قابلتوجهی ایجاد کرده و همزمان ریسکهای عملیاتی را کاهش دهد.