در میانه تشدید ناترازی آب و محدودیت روزافزون منابع متعارف، «آب ژرف» بار دیگر بهعنوان یک گزینه بالقوه وارد ادبیات سیاستگذاری آبی کشور شده است؛ منبعی که اگرچه مطالعات پراکنده وجود آن را در برخی مناطق تأیید میکند، اما همچنان میان پژوهشهای نظری و تصمیمگیری اجرایی درباره آن شکافی معنادار دیده میشود. شکافی که پر شدن آن، نه با تداوم مطالعه، بلکه با ارزیابی میدانی کنترلشده و تصمیمسازی مبتنی بر دادههای واقعی، به یکی از مسائل تعیینکننده آینده مدیریت آب کشور تبدیل شده است.