قیمت تختال در بورس
-
بهترین نسخه نجات صنعت چیست؟
رگولاتوری هوشمند یا مداخلهی مسأله ساز
تجربهی جهانی در صنایع سنگین، یک قاعدهی روشن را تأیید میکند: مکانیسمهای متمرکز قیمتگذاری، در بلندمدت تخریبکنندهی ارزش هستند و بهرهوری را قربانی اهداف کوتاهمدت بودجهای میکنند. صنعت فولاد ایران، امروز در نقطهی عطف همین قاعده قرار دارد. سقف ۸۵ هزار تومانی ورق گرم در بورس کالا و بیتوجهی به انتقال هزینههای انرژی، نه فقط نوردکاران را از توجیه اقتصادی ساقط میکند، که کل زنجیرهی ارزش را به سوی یک فروپاشی خاموش پیش میبرد. وزارت صمت در قامت حامی همیشگی صنعت، به جای نقش یک مجری صرف سیاستهای جبران کسری بودجه، باید هویت اصیل خود را به عنوان رگولاتور هوشمند بخش صنعت بازیابی کند و با الگوبرداری از سازوکارهای موفق جهانی (همانند مکانیزم انتقال هزینه در آرسلورمیتال)، دو مطالبهی عملیاتی فعالان را به اجرا درآورد: قیمتگذاری شناور و متقارن، و انتقال خودکار سربار انرژی به قیمتهای نهایی.
-
ذوب سود در کوره سیاست دستوری
بازی دو سر باخت دولت در زنجیره اسلب تا ورق گرم
در اقتصاد صنعتی، حفظ مزیت رقابتی مستلزم آن است که ارزش در سراسر زنجیره تولید بهصورت منطقی و متوازن جریان داشته باشد. با این حال، اکوسیستم فولاد در شرایط کنونی در نوعی «منگنه سیاستی» گرفتار شده است؛ وضعیتی که در آن نهادهای تصمیمگیر از یکسو با افزایش ناگهانی هزینه نهادههایی مانند انرژی، فشار تورمی را بر حلقههای بالادستی تحمیل میکنند و از سوی دیگر با سرکوب شدید قیمت محصولات نهایی، بهویژه ورق گرم، در پاییندست مانع از انتقال این هزینهها میشوند. بررسی ساختار بهای تمامشده نشان میدهد این تناقض سیاستی، صنعت فولاد را از یک موتور ارزشآفرین به میدانی برای یک بازی مجموع صفر تبدیل کرده است؛ معادلهای معیوب که پیامد طبیعی آن، فرسایش سرمایه در گردش، تضعیف اقتصادی حلقههای میانی زنجیره و در نهایت خاموشی کورههای نورد خواهد بود.