سیاست صنعتی بیش از آنکه صرفاً نقشهای برای برنامهریزی یا بودجهبندی باشد، اهرمی قدرتمند برای ساختن آینده اقتصادی کشورها به شمار میرود. استفاده هوشمندانه از این ابزار، مسیر تقویت تولید ملی، خلق مزیتهای رقابتی جهانی و استقرار نوآوری در بطن اقتصاد را هموار میکند. اما این راه همیشه هموار نیست؛ شکست در اجرای صحیح این سیاستها نهتنها اهداف را محقق نمیکند، بلکه میتواند موجب اتلاف منابع عمومی و آسیب به سرمایه اجتماعی شود.