-
سراب فولاد سبز
در کنفرانس اخیر فولاد در سنگاپور، گفتگوها از سایهی سنتی «تناژ تولید» فراتر رفت و به افقگشایی «عصر فولاد سبز» رسید. این صنعت، که همواره ستون فقرات تمدن مدرن بوده، اکنون در آستانه یک دگردیسی بنیادین ایستاده است؛ فصلی نو که در آن، ارزش محصول نه تنها در دوام، بلکه در پیوند با استانداردهای نوین پایداری تعریف میشود. این نقطه عطف، میدان تلاقی نبوغ مهندسی و واقعیتهای اقتصادی است.
-
ساعت تسویه حساب
این گزارش روایتگر «لحظهی حقیقت» برای صنعت خورشیدی چین است؛ جایی که پارادوکس «تولید انبوه» و «زیرساخت فرسوده» در کنار فروپاشی یارانههای دولتی، غولهای این صنعت را به لبهی پرتگاه ورشکستگی کشانده است. بحران فعلی نشان میدهد که تسلط بر بازار جهانی، بدون اصلاح شبکه برق داخلی و جهش تکنولوژیک به سمت نوآوریهایی چون «پروسکایت»، تنها به معنای صادرات ضرر و انباشت پانلهای بیاستفاده در بیابانهاست؛ نبردی که در آن تنها منعطفترینها زنده خواهند ماند.
-
کیش و مات سبز
غرب سه دهه کوشید با توافقهای اقلیمی، گذار سبز را مدیریت کند؛ غافل از اینکه بازارها نه با معاهدات، که با صنعت ساخته میشوند. درحالیکه سیاستگذاران غربی درگیر حکمرانی بودند، بنگاههای بزرگ صنعتی چین با تسلط بر زنجیرههای تأمین حیاتی، از باتری تا پنل خورشیدی، نبض گذار انرژی را ربودند؛ غرب اکنون تنها مشتری انحصار صنعتی چین است.
-
آیا دیوارهای دفاعی میتواند جایگزین «بهرهوری رقابتی» شود؟
قلعههای شنی
دیترویت هنوز پایتخت خودرو خوانده میشود، اما نبض تصمیمساز این صنعت دیگر آنجا نمیتپد. این شهر آینه شکست سیاست صنعتی حمایتی است؛ روایتی که در ماهنامه کارخانه، چگونگی تبدیل «رانت جغرافیا» به تله عقبماندگی را واکاوی میکند. این روایت تأکید میکند که بدون بهرهوری رقابتی، دیوارهای تعرفه تنها زمان مرگ صنعت را با هزینههای گزاف به تأخیر میاندازند؛ آموختنی بزرگ برای سیاستگذار: سیاست صنعتی انزواگرا، راهی به سوی توسعه تکنولوژیک باز نمیکند.
-
بنگاههای بزرگ چندصنعتی چگونه میان رشد و بازده تعادل برقرار میکنند؟
معمای سود در امپراتوری تاتا
این گزارش نشان میدهد یکی از بزرگترین امپراتوریهای شرکتی چندرشتهای جهان در نقطهای حساس میان رشد و بازدهی قرار گرفته است. گروه تاتا همزمان با سرمایهگذاریهای پرریسک در فناوریهای آینده، با چالشهای حاکمیت شرکتی، فشار سهامداران و تغییرات ساختاری روبهروست. نتیجه این مسیر، نه فقط سرنوشت یک گروه، بلکه الگویی برای رابطه سرمایه، دولت و توسعه در اقتصادهای نوظهور است.