شناسنامه

به گزارش ایراسین، باد خار و خاشاک را به تن کوچه می‌کشد، کوچه آنقدر خلوت است که گویی سال‌هاست تن عابری را به خود ندیده کوچه انگار سالهاست با تاولهایش زندگی می کند زخمهایی که درلبخند کودکانه یک بن بست گم می شود؛بن بست بی هویتی

و نابسامانی ،بن بست فقر، بن بست بی پولی و و دهها راه نرفته و راه نخواسته. انگار شکم بزرگ شهر که رو به پایین چین خورده لابه لای کوچه های قدیمی که بوی کاهگل می دهند گم شده .

حالا باید توی باغهای همسایه بگردی تا خانواده معصومه را با چهارکودکش پیدا کنی که با کندن علفهای هرز باغ می خواهند شکمشان را سیر کنند و پولی به دست بیاورند .کودکانی که زیر لایه ضخیم پوست شهر با بی هویتی نفس می

کشند .

صورت فاطمه را انگار با 25 تومانی داغ زده اند. گویی همه چیز دست به دست هم داده تا این کودک چهارساله هم پا به پای خواهرها و مادرش علفهای هرزرا بکند تا بشود نان سفره شان .زخمهای دست رخساره خیلی وقت است هرز رفته

.بزرگتر است شاید دو سالی که به جثه اش نمی خورد . پدرشان به علت اعتیاد,بی مدرکی و غیر مجاز بودن در کشور اخراج شده، مادرشان هم با چهارسرعائله گاهی می تواند و گاهی هم نمی تواند شکم بچه ها را سیر کند .

لازم نیست زیاد دور بروی همین جا در حومه شهر اصفهان، معصومه وقتی17 ساله بود لباس عروسی پوشید اما بخت با او یار نبود چون با یک تبعه افغان ازدواج کرد و حالا در یک شهر بزرگ،توی یک اتاق که نه آشپزخانه دارد و نه

حمام به کودکانش نگاه می کند .و برای ادامه بقایشان تا سر حد جان کندن کار می کند .

ستاره و پرستو همیشه در نقاشی‌هایشان عکس یک سقف محکم با آجرهای قرمزمی‌کشند و در کتابهای خط خورده دیگران عکسی از پدر را تصور می کنند که با نان می آید .

طنین صدای زن با تنهایی خانه گره می‌خورد و در هم می‌پیچد، زخمها سربازمی‌کنند و خون از خاک خشکیده فقر درون وجودش را می‌کاود. زمین می‌چرخد، به راستی از کدام زندگی سخن می‌گویی تنها فرصتی کوتاه برای نزدیک شدن به مردمی را می خواهی که زردی تلخشان را به سرخی تبدیل کنی.کودکان بی هویتی که همچنان مثل یک زخم کهنه ناسور شده اند .

معصومه آرام حرف می زند. لکنت می گیردش هنگام حرف زدن :هیچ چیز نداریم.بچه ها نه مدرسه می روند نه شناسنامه دارند و نه حتی یک کارت شناسایی .نه بیمه نه دکتر و دوایی .خیلی وقتها مریضند .آب چاه مریضشان می کند .دل درد ،گلو درد ،هزار درد و مرض دیگر .

زن سالها است با درد، زندگی می کند اما بچه هایش را با شادی بزرگ کرده ،بچه ها یک شب هم سر گرسنه به بالین نگذاشته اند اما مادر خیلی وقت است با پینه فقر و کار سخت زندگی می کند و بچه هایش را به نیش می کشد از اینطرف به آنطرف تا معضل کهنه بی هویتی مباداچینی نازک او و بچه هایش را بشکند .

یکی ازهزاران کودک بدون هویت

هم اکنون هزاران کودک بدون هویت و شناسنامه که گاهی حاصل ازدواج دختران ایرانی با اتباع بیگانه هستند در وضعیت نامعلومی به سر می‌برند .همچنین بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهدکه ازدواج دختران ایرانی بویژه در کلان شهرها با اتباع غیرایرانی افزایش چشمگیر داشته است .

کارشناسان، فقر اجتماعی فقر فرهنگی و مالی ، عدم آگاهی، سوء استفاده ازاحساسات خانواده‌ها و ... را از دلایل اصلی اینگونه ازدواج‌ها می‌دانند.

در این ارتباط مدیر کل امور اتباع و مهاجرین خارجه وزارت کشور چندی پیش در اظهار نظری با یکی از خبرگزاریها گفته بود : "متاسفانه شرایط کنونی دست به دست هم داده تا اکنون شاهد تشدید این قبیل ازدواج‌ها در برخی شهرهای بزرگ کشور باشیم" .

بدون اجازه، بله

ماده۱۰۶۰ قانون مدنی کشور ازدواج زن ایرانی با اتباع خارجی را به کسب اجازه مخصوص از طرف دولت موکول کرده به طوری که تنها به فرزندان زنان ایرانی که با مجوز رسمی با مردان خارجی ازدواج می‌کنند و در ایران متولد می‌شوند با رعایت شرایط و مقررات شناسنامه داده می‌شود .

اما بسیاری از این ازدواج‌ها ناموفق بوده و در اثر عدم آگاهی به قوانین ومقررات اتباع خارجی و یا فروش دختران توسط پدران آنان به این افراد صورت گرفته است و نتیجه آن می‌شود که این دختران مدتی پس از ازدواج در آن سوی مرزها رها می‌شوند و یا شوهران آنان پس از مدتی به کشورشان باز می‌گردند و آنها را با چند فرزند و با مشکلات عدیده روحی و روانی و اقتصادی و

اجتماعی به حال خود رها می‌کنند.

اکنون آن دسته از خانواده هایی که از روی ناآگاهی یا از روی آگاهی اما به خاطر خلاص شدن از دست دخترانشان آنان را عروس همسایه کرده اند، مانده اند با هزاران مشکلی که با دست روی دست گذاشتن قابل حل نیست.

بی هویتی زیر ذره بین آمار

بر اساس آخرین آمارهای ارائه شده مهاجران بیش از ۳۰ هزار ازدواج در ایران داشته‌اند که تولد هزاران فرزند بی‌هویت نیز نتیجه آن بوده است .این درحالی است که بیش از دهها هزار کودک بدون هویت در کشور زیر ذره بین آمار هستند وبیشترین آنها در استان های هم مرز با افغانستان و پاکستان زندگی می کنند.

به گفته مدیرکل امور اتباع و مهاجرین خارجی استان اصفهان بر اساس قانون مدنی کشور ازدواج اتباع خارجی با زنان ایرانی باید با اطلاع دولت باشد ودر غیر این صورت تمام ازدواج‌هایی که بعد از سال 85 صورت گرفته باشد غیرقانونی محسوب و قابل ثبت در دفتر اسناد نمی باشد .

ازدواج اتباع خارجی با ایرانیان همواره یکی ازمشکلات مطرح در کشور بوده و ربطی به تنها اصفهان ندارد افرادی که مبادرت به این کار می کنند یا به دنبال منافعشان هستند و یا عدم آگاهی به مقررات مشکلات بسیاری را برای آنها به وجود می آورد .

بر اساس آمار رسمی موجود، 30 هزار زن ایرانی با مردان افغان ازدواج کرده اند، این آمار رسمی است که با اضافه کردن آمارهای غیررسمی تعداد ازدواج ها بیشتر از این رقم هم می شود.

افزایش آمار ازدواج میان شهروندان ایرانی واتباع خارجی در استان اصفهان، به دلیل شناخت نداشتن کافی از اتباع خارجی

و وجود اختلاف فرهنگی میان کشورها، به منزله زنگ خطری برای کشور است.

بیشتر این کودکان حاصل ازدواج دختران ایرانی با مردی با تابعیت بیگانه هستند و اگر این ازدواج ها بدون مجوز اتفاق بیافتد دولت ما بر اساس قانون نمی تواند خدماتی به این افراد بدهد .

به گفته مدیرکل اتباع خارجه وزارت کشور براساس قانون، فرزندان حاصل از ازدواج غیرقانونی اتباع خارجی با ایرانی تا سن 18 سالگی از دریافت تابعیت ایرانی محروم هستند. اصلی ترین مشکل کودکان حاصل از این ازدواج ها را بی هویتی این کودکان و بی سوادی آنها است و این در حالی است که آموزش و پرورش برای قبول این دانش آموزان حتما نیازمند شناسنامه است.

کارگران کوچک بی هویت

به گفته آسیب شناسان وجود اتباع بیگانه در کشور و همچنین استان اصفهان ،در صورتی که جنبه قانونی و کنترل شده و تحت نظارت دولت نباشد می تواند پیامدهایی چون بی نظمی ، ناامنی ، بیکاری و فرزندان بی هویتی را به دنبال داشته باشد.

منصور مرتضوی کارشناس جامعه شناسی با اعلام اینکه ازدواجهای ثبت نشده ازابتدا دچار معضل است می گوید:زن ایرانی در این نوع ازدواجها مشکلات بیشتری دارد چرا که هیچ حمایتی از دولت ندارد چون ازدواجش غیر قانونی است.

. این در حالی است که مرتضوی از کودکانی که حاصل این ازدواج ها هستند نیزصحبت می کند و اظهار می دارد :این کودکان بی هویت عموما یا به کارگری می پردازند‌یا دستفروشی می کنند. حاشیه نشین می شوند و محیط در چنین فضاهایی زمینه ارتکاب به جرم را در آنان افزایش می دهد.

گزارش از دریا قدرتی پور

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =