مهاجرت

به گزارش ایراسین، باور غلطی که در بین مردم وجود دارد این است که فکر می کنند برای راه اندازی یک شغل نیازمند یک سرمایه هنگفت هستند. کارآفرین اما فرصت طلب و شکارچی فرصت است. کارآفرین ریسک پذیر، آینده نگر و مهم تر از همه عمل گرا است. امیر حسین ناظم یکی از همان افرادی است که الفبای کار آفرینی را یاد گرفته و با ریسک پذیری بالا و با همت و پشتکار قوی خودش  تبدیل به یک کار آفرین موفق شده است. او یک دهه شصتی موفق است و ۳۵ سال سن دارد و با اینکه در رشته شیمی درس خوانده هیچوقت نتوانسته به بازار کار این رشته وارد شود و در حقیقت ترجیح داده یک کارآفرین موفق باشد تا یک شیمی دان. گفتگوی زیر چکیده ای از گفته های او است. تجربیاتی که او را حالا به قله های رفیع کارآفرینی رسانده است.

چه شد که به جای رفتن به آزمایشگاه شیمی سر از بازار گز درآوردی؟

بازار کار خودم خیلی ضعیف بود. سنگین و بسته. سخت می شود با این رشته بدون اینکه رانت و پارتی داشته باشی موفق باشی برای همین بعد از اینکه لیسانس گرفتم چند شغل را امتحان کردم در یک مغازه موبایلی کار صادرات و واردات انجام می دادم و حتی مدت زمانی در دبی هم کار کردم. ولی سرانجام تصمیم گرفتم که شغل پدرم را ادامه دهم. پدر گز فروش بود و کسب و کار جانداری نداشت نمیشد اسمش را بیزینس گذاشت روزگار او به همین منوال می گذشت و تقریبا شرکت نیمه تعطیل بود و شب عید بود که کمی جان می گرفت. سال ۸۸ با مدیریت و حسابداری مشغول شدم در کارگاهی که بیشتر از ۷۰-۶۰ متر مساحت نداشت و خیلی کوچک بود. دستگاه های مدرنی هم نداشتیم اما تا دلت بخواهد اراده داشتیم که کسب و کار خوبی راه بیاندازیم. شروع کردیم به کار، بعد از آن یک طبقه ساختیم و دستگاه های به روزی را اضافه کردیم.

چه ایده ای داشتی که وضعیت بهتر از قبل شود؟

ایده من این بود که بازاریابی مان گسترده تر شود اینکه تولیدمان را به بازار بشناسانیم.

و در آن زمان چقدر سرمایه داشتی؟

در حدود ۶۰- ۵۰ میلیون که نصفش وام بود و نیم دیگرش هم از قبل فروش ماشینم بود.

تولیدتان در آن زمان چقدر بود؟

حدود روزی ۲۵۰ بسته بود.

و حالا؟

بین ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ جعبه تولید می کنیم. در آن زمان فروش ما فقط به شهرهای کوچک در خود اصفهان ختم می شد و تعدادی از ترمینال ها و با سه کارگر کارگاه را می گرداندیم. این کارگرها ثابت هم نبودند چون هزینه ها جوابگو نبود. اما با همان کارگاه کوچک توانستیم کم کم کارمان را توسعه دهیم و این بار تولیداتمان فقط منحصر به استان اصفهان نبود بلکه در مشهد، قم، ارومیه و اهواز و کشور عراق هم محصولمان را صادر می کردیم.

در این بین حتما مشکلات زیادی هم داشتید.

بله موانع زیادی سرراهمان بود. موانعی مثل مجوزهای مختلف، نوسانات بازار و دلاری که از هزار تومان یکدفعه به سه تا چهار هزار تومان صعود کرده بود و ما را با مشکل جدیدی روبرو کرد، این اتفاق همه معادلاتمان را به هم ریخت. خیلی سخت بود که با سرمایه اندکی که داشتیم در این بازار پرتلاطم دوام بیاوریم اما با کمک خداوند توانستیم محصولاتی بهتر را با سود کم تولید کنیم.

این موضوع باعث ضرر و زیان شما نمی شد؟

هدف ما این بود که محصول ما جا بیافتد و این موضوع صرف ارزان نگه داشتن جنس جا نمی افتد و کیفیت هم حرف اول را می زد. البته چون نوپا بودیم سود محصولاتمان بیشتر به جیب دلالانی می رفت که شناخته شده تر بودند. افق ما ولی مشخص بود و کم کم به جایی رسیدیم که سفارشات به شکل مستقیم به خودمان ارجاع می شد و کم کم توانستیم از سه کارگر به ۱۲ کارگر در سال ۹۲ برسیم و طی ۵ سال صعود خوبی در کارمان داشتیم، این روال همینطور ادامه داشت تا اینکه باز به مانع برخوردیم.

پس صادراتتان هم از عراق فراتر رفت درست است؟

بله اما همچنان به کشورهای همسایه مثل عراق و افغانستان ختم می شود که امیدواریم به زودی تعدادشان بیشتر شود.

بعد از سال ۹۲ که به نوعی اوج فعالیت شما بود چه شد؟ چه چیز باعث شد که دوباره متوقف شوید؟

سال ۹۴-۹۳ اوج رکود اقتصادی بود و همه چیز به یکباره توقف کرد و سخت شد. در این زمان سعی کردیم که جایی بزرگتر را به عنوان کارگاه راه اندازی کنیم و در شهرک صنعتی ۵۰۰ متر ساختیم که از همه نظر هم از لحاظ تجهیزات و هم از لحاظ امکانات به روز بود اما به دلیل رکود بیش از حدی که وجود دارد همچنان نتوانسته ایم خط تولید را راه بیاندازیم.

اگر خط تولیدتان راه بیافتد محصولاتتان تا چه مقدار افزایش خواهد داشت؟

در حدود سه برابر خواهد شد. البته یکسری مذاکراتی را با هیات امنای شهرک صنعتی دولت
آباد انجام داده ایم تا بتوانیم خط اولیه تولید را راه بیاندازیم. اکنون در حدود ۸۰ درصد کار راه افتاده و من امیدوارم این تسهیلات به ما داده شود چون هدفم توسعه تولید داخلی است. متاسفانه با شرایط کنونی بیشتر کسانی که سرمایه ای در اختیار دارند ترجیح می دهند که سرمایه شان را صرف ساخت و ساز کنند. این در حالی است که تولید داخلی ما دچار مشکل شده و با یک نگاه گذرا مشخص می شود که ۹۰ درصد جنس هایی که در کشور ما مصرف می شود، وارداتی است، چون از تولید کننده حمایت نمی شود و مجبور می شوی که قیدش را بزنی.

شما به هر حال به عنوان یک کارآفرین موفق به شمار می روید که با ۵۰ میلیون سرمایه شروع به کار کردید. اکنون چقدر سرمایه دارید؟

در حال حاضر سرمایه در گردش ما حدود یک میلیارد تا یک میلیارد و ۲۰۰ است.

با این تفاسیر با راه اندازی خط تولید جدید اشتغالزایی خوبی هم خواهید داشت.

در واقع بله. ولی مسئولان باید به ما به عنوان تولید کننده اعتماد کنند تا بتوانیم ادامه دهیم. تولید کنندگان نقش واسطه هایی را دارند که در اشتغالزایی می توانند نقش عمده ای داشته باشند ما حق نداریم کار و تولید را محدود کنیم چون خانواده های بسیاری از قبل تولید نان می خورند که خارج شدنشان از این چرخه باعث می شود که به شغل کاذب روی بیاورند.

به نظرت اشتغالزایی تا چه حد می تواند آسیب های اجتماعی را کاهش دهد؟

این تنها در ایران نیست. تاریخ هر کشوری نشان می دهد که وقتی آدم ها بیکار باشند به سمت امور منفی گرایش پیدا می کنند. اکثر کسانی که کار می کنند سالم تر هستند و امید بیشتری به زندگی دارند.

و برنامه های آتی شما در این زمینه؟

هدفم این است که هر چه در توان دارم در راه تولید بیشتر و توسعه کشورم به کار ببرم. حتی اگر سرمایه هنگفتی به دستم برسد نه در راه دلالی و نه فروش به کار می گیرم و با اینکه این کارها سود بیشتری دربردارد سعی می کنم که از همه امکاناتی که دارم بر روی پیشرفت کشورم متمرکز شود. همانطور که کشورهای توسعه یافته مثل چین و ژاپن انجام می دهند. این کشورها تمرکزشان بر روی کار کردن است و الویتشان کار است ما هم چیزی از آنها کم نداریم و می توانیم به این هدف برسیم.

بپردازیم به زندگی شخصی شما. در کنار کارتان ورزش هم می کنید و گویا حکم قهرمانی هم دارید. چطور توانسته اید بین کار و ورزش بدنسازی که هیچ ارتباطی به هم ندارند، پیوند ایجاد کنید؟

خب بله این دو همخوانی باهم ندارند و خیلی هم سخت است، اما من ورزش را دوست دارم و در سطح حرفه ای کار می کنم و در تیم جودو استان هم بودم.

از افتخاراتتان بگویید.

در سال ۸۷ در ۱۰۰ کیلو وزنه قهرمان شدم.

خستگی کار مانع نمی شود که به اهداف ورزشیتان نرسید؟

بله همیشه خستگی کار هست اما وقتی علاقه باشد همه چیز حل می شود. ورزش به من آرامش می دهد و یکی دو ساعتی که ورزش می کنم گویا هیچ دغدغه دیگری ندارم. به نظر من وقتی یک نفر ورزش می کند قوی تر می شود و این باعث می شود که درجا نزند و میدان را خالی نکرده و سخت تر با مشکلات بجنگد.

با وجود مشکلاتی که از آن نام می بری، هیچوقت دوست داشتید که از ایران بروید؟

نه مهاجرت را دوست ندارم. با اینکه یک مدتی در دبی زندگی کردم و شرایطش را داشتم که به آمریکا سفر کنم. ولی به نظر من خاک میهن چیز دیگری است. اینجا حتی اگر هم به تو توهینی بشود هم خون و هم وطن خودت بوده اما در خارج از این ایران وضع فرق می کند، کوچکترین توهین ها هم تو را خرد می کند و اگر هم خوشحال باشند از تو باز هم جای خوشحالی برای تو وجود ندارد و در کل بازنده ای. من دوست دارم همیشه در خانه خودم باشم. جایی که به دنیا آمده ام و دوستش دارم.

حالا اگر بخواهی به امیر حسین ناظمی نمره بدهی؟

به خودم نمره پایینی می دهم، چون توقعم از خودم خیلی بیشتر از اینها است. به نظر من یک انسان

می تواند کارهای بزرگی انجام دهد. آدم های بزرگی در تاریخ کار کرده اند اما به نظر من انسان باید در تاریخ تاثیر بگذارد و من دوست دارم آنقدر بزرگ شوم که تاثیر مثبتی هم در فامیل، شهر و کشور

خودم داشته باشم.

الگوی شما در کارآفرینی چه کسی بوده؟

پدرم بزرگترین الگوی من بوده. او همیشه سخت کار کرده و بسیار فداکار بوده و همیشه به خاطر ما کار کرده است. ورزش را هم به خاطر او شروع کردم و بعد علاقه مند شدم چون او دوست داشت که همیشه ما آدم های قوی باشیم در برابر مشکلاتی که برایمان پیش می آید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =