صنایع و مشکلات آبی

صنایع مستقر شده در اطراف اصفهان جبهه اول و خط مقدم صنعت ایران هستند و هرکدام از این صنایع نه تنها چرخ صنعت بلکه چرخ زندگی تعداد زیادی از خانواده‌ها را می چرخانند،با اینحال و باوجود شرایط خاص حاکم بر کشور از نظر تحریم و کرونا، عده ای هدفمند و مغرضانه از گوشه و کنار معتقدند صنایع اصفهان، وضعیت زاینده رود و آب اصفهان را به این روز انداخته اند، در حالی که صنعت در خط مقدم کاهش مصرف آب است.

ایراسین:

مدت زیادی است که آسمان و نزولاتش برای اصفهان توشه ای ندارند و بی تدبیری در مدیریت آب طی سال های گذشته نیز موجب شده تا سد زاینده رود حالا دستش خالی و کفگیرش به ته دیگ سد رسیده باشد.

وضعیتی که از بارندگی و نزولات جوی در اصفهان مشاهده شده و آمارهایی که در منابع مختلف نقل می شود گویای رقم خوردن وضعیتی حاد است، اتفاقی ناگوار که اگر برای آن تصمیمی درست اتخاذ نگردد وضعیت اجتماعی، اقتصادی، معیشتی و سیاسی استان دچار چالش های جدی می‌شود.

هرچند باید به این نکته توجه داشت که بیشتر مساحت اصفهان در واقع یک منطقه خشک است و منهای زاینده‌رود، اصفهان یک کویر است. سرزمینی که تمدنی کهن و تاریخی داشته و دارد و هم‌اکنون بسیاری از صنایع و نهادها و بخش قابل‌توجهی از نیروی انسانی کشور در این پهنه واقع است، کمیابی آب مسئله‌ای نیست که نوظهور بوده و اکنون با آن روبه‌رو باشیم، اما در ایران و به خصوص در این خطه از گذشته نظام تدبیری برای توزیع آب و تأمین و نگهداری منابع آب وجود داشته که برای خشکی اقلیم، مردم را به تکاپو و اختراعات و تدابیر لازم هم از جنبه نوآوری‌ها و تکنولوژی‌های زمان خودش و هم از جهت مسائل اجتماعی و انسانی و مدیریتی وادار کرده، مثلاً قنات از اختراعات ایرانیان است.

در زاینده‌رود نهرهای منشعب‌شده از این رود را داریم که به آن «مادی» می‌گویند. این مادی‌ها می‌توانند آب را به ارتفاعات بلندتر از سطح زاینده‌رود برسانند و روستاهای زیادی را در مسیر زاینده‌رود مشروب کنند. این ها، نمونه‌ تدابیری است که متاسفانه طی 20 سال گذشته برای زاینده رود اندیشه نشد و امروز همه زنگ های خطر به صدا در آمده است. امروز اصفهان نیازمند یک تدبیر جدی و سریع است امروز باید به جای گسترش جمعیت و توسعه صنایع بعضا ورشکسته در این دیار باید اجماعی از مدیران تحصیل کردگان، فناوران و صنعت گران باشد. ادامه سیاست های گذشته تا به امروز نه برای زاینده رود و بی آبی درمانی دارد و نه مقصر وضع امروز را مشخص می کند.  

اینکه صنایع مستقر شده در اطراف اصفهان جبهه اول و خط مقدم صنعت ایران هستند کاملا واضح است و اینکه هرکدام نه تنها چرخ صنعت بلکه چرخ زندگی تعداد زیادی از خانواده ها را می چرخانند مسئله ای روشن است، اما بارها از گوشه و کنار شنیده ایم که می گویند این صنایع آب اصفهان را به این روز انداخته اند. طبق آمار 8 تا 10 درصد آب در بخش صنعت مصرف می شود هرچند که از سال 92 صنایع اصفهان به خصوص صنایع مادر سعی کرده‌اند روند کاهشی از مصرف آب را در بخش های خود داشته باشند. هرچند طبق مصوبه عالی آب آنها باید بیش از پیش در مصرف آب صرفه جویی کنند و استفاده از پساب های شهرهای نزدیک به این صنایع نیز در راستای همین هدف انجام شده است.

اما، سوال اساسی اینجاست که آیا آب صنایع می تواند قطع شود، پاسخ این است که صنایع پس از شرب در استان اصفهان در اولویت قرار دارند و به دلیل اینکه اقتصاد کشور و معیشت تعداد زیادی از مردم به این صنایع وابسته است قطع آب آنها نه ساده به نظر می رسد و نه منطقی، اما استفاده آنها از پساب و حرکت به سوی توسعه با آب کمتر و بهره برداری درست از پساب می تواند کمی برای صنایع اصفهان حاشیه امنیت ایجاد کند هرچند طی سال های آینده و طبق مصوبه شورای عالی آب استفاده از آب شرب در صنایع باید به صفر برسد.

داستان دیگر در استان اصفهان بخش کشاورزی است اگر این بخش را جز صنعت اصفهان به حساب بیاوریم آن موقع با یک چالش دوگانه مواجه هستیم، کمبود آب مدت های زیادی است که این صنعت را به خصوص در شرق اصفهان محدود و حتی حذف کرده و جرقه های چالش های اجتماعی را نیز شعله ور کرده است، اما نبود روش های نوین در کشاورزی استان اصفهان، نبود تدابیر تشویقی و تنبیهی برای حرکت کشاورزان به سمت کشاورزی با آب کمتر و بهره وری بیشتر موجب شده تا صنعت کشاورزی یکی از متهمان اصلی معرفی شود و کشاورزان به درستی از نبود حق آبه شان مدام گلایه و اعتراض کنند.

چالش بحران آب در اصفهان و پیوند مداوم آن با صنعت تمامی ندارد، چراکه اگر از صنایع نادر اصفهان بگذریم که خود به واسطه حضور در استان و بازدید وضعیت آبی از نزدیک سعی کرده‌اند با تلاش و کوشش راهکارهای جدیدی برای تامین آب ایجاد کنند، اما بر پیکر بی جان زاینده رود انتقال بین حوضه ای آب زاینده رود به نام شرب به استان‌های کویری و سپس ایجاد صنعت با آنها موجب شده تا مردم اصفهان از نظر دیدگاهی به صنایع دیدگاه مناسبی نداشته باشند و تصورشان بر این باشد که همه صنایع عامل اصلی خشکسالی هستند، در بالادست نیز انشعاب آب از زاینده رود و ایجاد صنعت فولاد با آن در همین دو سه سال اخیر نشان می دهد واقعا کسی وضعیت بحرانی زاینده رود را درک نکرده است، در واقع مدیران سعی نکرده اند حداقل از وضعیت زاینده رود و صنایع اطراف آن در اصفهان درس عبرت بگیرند و تدبیری اندیشه کنند. بی شک باید حق داد به مردمانی که امروز اینگونه باید با بی آبی دست و پنجه نرم کنند و بشنوند که آب زاینده رودشان که روزگاری زیباترین پل ها بر آن بنا شد، شادترین مردم ایران زیر همین پل ها آوازخوانی می کردند، امروز خشک باشد و از آن سوی بشوند که با آب همین زاینده رود صنعتی در کویر یا در بالادست ایجاد می شود. درواقع بی تدبیری ها موجب شده است تا بحران آب بیش از آن که ریشه‌ای بررسی شود نوک تیز اتهامش را به سوی صنایع نشانه برود و حالا هرچه صنایع موجود در اصفهان فریاد برآورند که این میزان از مصرف آبشان کم کرده‌اند هنوز کشاورزان شرق هنگام اعتراض از صنایع می‌گویند و مردم اصفهان با دیدن خشکی زاینده رود نام از شهرهایی بیاروند که آب زاینده رود به نام شرب و به کام صنعت به سوی آنها روانه شده است.

با همه تفاسیر معضل جدی آب برای اصفهان باید با تدابیر جدی رفع و رجوع شود چراکه قطع آب چه در صنعت و چه در شرب چشم انداز زیبایی برای اصفهان رقم نمی زند. اگر در صنعت، آب قطع شود وضعیت معیشتی دچار چالش می‌شود و اگر در بحث شرب مشکلی پیش آید معضلات اجتماعی رخ نمایی می کنند.

باید این نکته را در نظر گرفت که همه کارشناسان حوزه آب معتقداند آب‌، قربانی‌ اشتباه‌ کسانی‌ شد که به‌گمانشان خدمت‌ می‌کردند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 13 =